سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ , ۰۴:۱۶:۰۰ به وقت تهران
 
خاطرات
داستانی از ماکسیم گورکی
سه شنبه, ۲۶ام آبان, ۱۳۹۴

قحط سال ۱۹۸۲ بود. من میان سوخوم[۱] و اوچم‌چی‌ری[۲] بر صخره‌های کنار رود کودور[۳] نشسته بودم. از آنجا تا دریا تنها سنگ‌اندازی فاصله بود و غریو برخورد امواج به‌‌ساحل از میان همهمهٔ شادی بخش جویبارهای صخره‌ها به‌‌وضوح شنیده می‌شد. بر فراز سرم، درخت‌های شاه بلوط به‌‌زر نشسته بودند و انبوهِ برگ‌هاشان چون پنجه‌‌های بریده، دور […]



خاطراتی که با این عکس زنده شد!
پنج شنبه, ۳۰ام مهر, ۱۳۹۴

گاهی یک موزیک یا یک منظره، گاهی یک قطعه عکس ، حتی یک بوی خوب موجب خاطرات زیبایی از دورانهای گذشته آدم میشود. چه تلخ چه شیرین آدمی را به آن دوران بر میگرداند و همه خاطراتش را از نو مثل صحنه های از یک فیلم، تند و تند از جلو چشم میگزراند. امروز همینطور […]



خاطره ای از روستای “شاسوار” تابستان سال۶۲
شنبه, ۱۸ام مهر, ۱۳۹۴

بعد از ماموریتی چند روزه در اطراف شهر سنندج، شب را در شاسوار که در منطقه ای بینا بینی به لحاظ امنیتی، واقع شده بود، سپری کرده و استراحت خوبی داشتیم. صبح که از خواب بیدار شدیم، بعد از صرف صبحانه ای ساده و مختصر، فرصت را غنیمت شمرده و از آن هوای گرم و […]



جلیل – جمال خمپاره – یالیل (خاطرات جلیل معین افشار)
سه شنبه, ۷ام مهر, ۱۳۹۴

http://etehad.se/wp-content/uploads/2015/09/Jalil_Muinafshar.pdf



صالح گویلی: خالد!!
یکشنبه, ۸ام شهریور, ۱۳۹۴ saleh

قدی کوتاه و چهارشونه داشت. موهاش پر پشت بود و همیشه روی پیشانیش را می پوشاند. او به آرامی تکلم میکرد. کمی خجالتی بود و سرش را همیشه پایین می گرفت. اغلب لباسهای تیره می پوشید. کمتر لبخند و شادیهاش را به خاطر می آورم. با اینکه خیلی سال از حکایت زندگی او میگذرد ولی […]



مادر جونز
سه شنبه, ۲ام تیر, ۱۳۹۴ ۶۰۳۸۶۴_۸۷۵۸۶۰۲۳۹۱۶۰۸۱۵_۳۶۲۸۱۰۳۰۳۸۹۳۴۵۵۸۲۴۳_n1-650x330

دادستان ویرجینیای غرب ایالات متحده معتقد بود که «مادر جونز خطرناک ترین زن آمریکا» ست. ماری هاریس جونز مورد نفرت سرمایه داران بود و محبوب همهء کارگرانی که تصادفاً با او آشنا شده بودند و اینها تعدادشان چقدر زیاد بود. او در ۱۸۳۰ در ایرلند زاده شد. پدر بزرگش محکوم به اعدام و به دار […]



ابراهیم رستمی : مطلبى در مورد کومەله و یک خاطره تلخ(به زبان کردى)
دوشنبه, ۱ام تیر, ۱۳۹۴

خنکاندنی عه شق و ئه وین، دلوپیک بوو له ده ریای خو به خشین، له خزمت خه باتی شورشگیرانه! [چاو خشاندنیک له سه ر پیناسی کومه له، له گه ل بیره وه رییکی تال]. * به بونه ی۳۱ جوزه دان، روژی ریز دانان بو کاک سعیدی موعینی(خانه) و هه مو ئالا هه لگرانی رزگاری ئیسنان، […]



نویسنده ای از بطن طبقه زحمتکش جامعه!
دوشنبه, ۲۵ام خرداد, ۱۳۹۴

استفان تسوایک / تجمه کاظم عمادی پوشکین پدر ادبیات روس، از تبار شاهزادگان بود، لئون تولستوی هم اعیان زاده و تورگنیف ارباب ده نشین، داستایوسکی فرزند عالی رتبه‌ای از طبقه نجبا بودند و باری همه از اعیان و اشراف بشمار می‌رفتند و از همین جهت در روسیه قرن نوزدهم ادبیات و هنر و انواع فعالیت‌های […]



ماکسیم گورکی, استفان تسوایک
دوشنبه, ۱۸ام خرداد, ۱۳۹۴

ترجمه: کاظم عمادی پوشکین پدر ادبیات روس، از تبار شاهزادگان بود، لئون تولستوی هم اعیان زاده و تورگنیف ارباب ده نشین، داستایوسکی فرزند عالی رتبه‌ای از طبقه نجبا بودند و باری همه از اعیان و اشراف بشمار می‌رفتند و از همین جهت در روسیه قرن نوزدهم ادبیات و هنر و انواع فعالیت‌های معنوی در انحصار […]



افسانه محبت
جمعه, ۱۵ام خرداد, ۱۳۹۴

تحفه ی ناچیز برای سهیلا به خاطر محبتی كه به بچه ها داشت روزی روزگاری پادشاهی بود و دختری داشت شش هفت ساله. این دختر كنیز و كلفت خیلی داشت، نوكری هم داشت كمی از خودش بزرگتر به نام قوچ علی. وقت غذا اگر دستمال دختر زمین می افتاد، قوچ علی بش می داد. وقت […]



سویمی (ماهی سیاه کوچک)
شنبه, ۹ام خرداد, ۱۳۹۴

روزی روزگاری در گوشه دریاچه ­ای، یک دسته ماهی زندگی می­کردند، یک دسته ماهی کوچولو. رنگ همه آن­ها سرخ بود، بجز یکی، که رنگش سیاه بود. فرق او با خواهران و برادرانش فقط در رنگ نبود. او می­توانست تند تر از بقیه شنا کند. از این رو او را سویمی (شناگر) می­نامیدند. یک روز ماهی […]



خواهران
پنج شنبه, ۷ام خرداد, ۱۳۹۴

او یکی از کسانی بود که در آن دوران دشوار و سخت جهت مشورت و پیدا کردن یک راه به من مراجعه کرد، پیش از این من او را در یکی از کنفرانس ها دیده بودم و به خاطر شُک شدن از چهره زیبایی که داشت در خاطرم مانده بود. این بار با چشمان افسرده […]



1 2
 
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se