چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ , ۱۲:۰۳:۰۴ به وقت تهران
 
اخبار و گزارشات
اخباروگزارشات کارگری۲۲بهمن۱۳۹۴
پنج شنبه, ۲۲ام بهمن, ۱۳۹۴

۲۲بهمن۱۳۵۷:نقش برجسته وغیرقابل انکار کارگران در سرنگونی رژیم سلطنتی

۲۲بهمن۱۳۹۴:کارگران معترض ازجمله۲۳کارگرکارخانه مس خاتون آباد در زندان دولت اسلامی

– فرازهایی از یدالله خسروشاهی درباره نقش کارگران نفت در سرنگونی رژیم سلطنتی:

– ترجمه فرانسه فراخوان برای آزادی کارگران بازداشتی مس خاتون آباد متحدانه اقدام فوری بعمل آوریم برای توزیع بین تشکل های کارگری ونهادهای فرانسه زبان:

– متن اعتراض محمود صالحی به ۹ سال زندان تعزیری

– مانور بسیج ضد اغتشاش ،وحشت ازپیشروی جنبش مطالباتی کارگران

فرازهایی از یدالله خسروشاهی درباره نقش کارگران نفت در سرنگونی رژیم سلطنتی:

این ها قبلا یک کمیته مخفی برای سازماندهی اعتصابات نفت در تهران تشکیل داده بودند. سال ۵۳ وقتی ما دستگیر شدیم سندیکا را منحل کردند و اجازه ندادند تا تشکیل شود. منتهی در سال ۵۵ با فشار کارگران دوباره انتخابات برگزار کردند و عده ای انتخاب شدند.همین منتخبان سندیکا بودند که بعد از آزادی به خانه من برای دیدار آمده بودند و همین ها هم در کمیته مخفی بودند.

وقتی هنوز کارمندان به اعتصاب نپیوسته بودند و کار می کردند، کمیته اعتصاب هفت نفر بود. بعدها که پس شهریور ۵۷ کارمندان به اعتصاب پیوستند و کارگران نفت خوزستان هم به اعتصابیون اضافه شدند ، یک کمیته سراسری اعتصاب به تعداد ۱۴ نفر تشکیل شد.

این ها در ۱۷ تیرماه ۵۷ نامه ای به مسئولین شرکت نفت نوشتند که ما مشکل مسکن داریم و اگر ظرف دو ماه به مشکل ما رسیدگی نشود در مقابل شرکت نفت به همراه خانواده چادر خواهیم زد و مستقر می شویم.دوماه بعد ، روز ۱۷ شهریور که روز قتل عام مردم در میدان ژاله تهران بود و خیلی سر و صدا بر پا کرد، مطابق با اتمام مهلت کارگران شد. منتهی کارگران به حکومت نظامی روز ۱۷ شهریور توجهی نکردند و تعداد ۲۰۰ نفر از کارگران همراه خانواده مقابل شرکت نفت چادر زدند. دو شب ماندند . چون حکومت نظامی بود ، مسئول حکومت نظامی شهرری که یک تیمسار بود به همراه چند کامیون و تانک به مقابل پالایشگاه آمدند و کارگران را تهدید کردند که اگر نروید ما حکم تیر داریم و شما را می زنیم. کسی توجه نکرد تا اینکه میله چادرها را کندند و سر خانواده ها خراب کردند و همه چادر ها را سوار ریو کردند و در شهر خالی کردند. این مسئله روز ۱۹ شهویور بود که اعتصاب رسمی کارگران پالایشگاه تهران همان روز شروع شد.

برنامه این بود که صبح کارگران مقابل پالایشگاه جمع می شدند و بعد سوار اتوبوس می شدند و به بهشت زهرا می رفتند و برای کسانی که در درگیری ها کشته شده بودند ، قبر می کندند. در هنگام شب هم به حرکت اعتراضاتی مردم در نقاط مختلف شهر می پیوستند. یک بار به اداره مرکزی رفتند.

به این ترتیب اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت در روز ۱۹ شهریور شروع شد .کارگران فقط در اعتصاب بودند و کارمندان و پالایشگاه کماکان کار می کردند.

چرا که با کارگرانی که کارمند شده بودند توافق شد که یک روز در رستوران با رسیدن جمع کارگران معترض که در پالایشگاه راهپیمایی می کنند با شعار ” کارمند کارگر پیوندتان مبارک” به اعتصاب کارگران بپیوندند. که همین مسئله پیش آمد و کارگران در پالایشگاه برای اولین بار با شعار “نفت رو کی برد آمریکا ، گاز رو کی برد شوروی ، مرگ بر حکومت پهلوی” سرنگونی حکومت شاه را مطرح کردند. خیلی قبل تر از اعتراضات ماه رمضان. پس از خواست های اقتصادی که در ۳۵ مورد مطرح شده بود ، کم کم کارگران به سمت اعلام خواست های سیاسی پیش رفتند و خواست سرنگونی حکومت شاه را با “مرگ بر حکومت پهلوی” مطرح کردند.

مهرماه کارگران که راهپیمایی کردند و با این شعار به رستوران رسیدند ، کارمندان از رستوران بیرون آمدند و گل های باغچه ها را کندند و روی سر کارگران ریختند و کارمندان هم رسما به اعتصاب پیوستند. از فردایش پالایشگاه تهران به طور کلی تعطیل شد.

از این مقطع چند نفر از کارمندان هم به عضویت کمیته اعتصاب تهران در آمدند.از آن مقطع کارمندان هم در تمام اعتراضات کارگری شرکت داشتند.یک بار در تظاهرات اداره مرکزی که کارگران شعار مرگ بر شاه سر دادند،حکومت نظامی از بیرون به شیشه ها رگبار بست که یک نفر از کارگران کشته و یک نفر هم فلج شد. بعد از این در مهرماه در اداره مرکزی اهواز عده ای از متخصصین حفاری ها اطلاعیه ای مبنی بر قصد خود برای اعتصاب را پخش کردند و کارگران هم بابت آتش سوزی سینما رکس آبادان جریحه دار بودند.

در خوزستان کارگران اعتمادی به مذهبی ها نداشتند و حرکت را چون مذهبی می دیدند به آن نمی پیوستند. منتهی مسئله سینما رکس که پیش آمد، کارگران به طور کلی دگرگون شدند و به طرف تصمیم اعتصاب پیش رفتند.آرام آرام اعتصاب از اداره مرکزی شروع شد و به کم کم نقاط دیگر آبادان کشیده شد. در مهرماه کارگران ۱۵ روز اعتصاب کردند که با تهدید حکومت نظامی کارگران به سر کار برگشتند.کارگران در آبان ماه با سازماندهی عالی تر، اعتصاب دیگری را شروع کردند که تا سرنگونی حکومت شاه ادامه داشت.

از مهرماه اعتصابات کارگران اداره مرکزی نفت شروع شد که به سایر بخش ها کشیده شد.در مهرماه به دلیل ضعف سازماندهی اعتصابات ادامه نیافت و نظامی ها در پالایشگاه مستقر بودند تا اینکه در آبان ماه با تقویت سازماندهی اعتصابات شروع شد و تا انقلاب ادامه پیدا کرد.تولید پالایشگاه که ۶۰۰ هزار بشکه در روز بود به صفر رسید و با پیوستن خارک به اعتصاب صادرات نفت هم متوقف شد. در پالایشگاه آبادان مردم با شعار “از بهر ملک و ملت ما شیر نفتو بستیم تا مرگ شاه خائن در انقلاب هستیم” راهپیمایی کردند و تا سرنگونی شاه جنبش را ادامه دادند. اینجا بود که یک کمیته اعتصاب سراسری در آبان ۵۷ تشکیل شد.

کمیته اعتصاب شکل گرفت و یک دوره ای افرادش مخفی و تحت تعقیب بودند و حکم تیر داشتند و در خانه ها مخفی می شدند.

وقتی که فضا کمی باز شد و مخصوصا آبادان به اعتصاب پیوست کمیته اعتصاب علنی شد و سندیکای کارگران صنعت نفت ایران تشکیل شد.

یکی دو ماه قبل از انقلاب. حدود دی ماه . سندیکای کارگران نفت اعلام شد که پتروشیمی و گاز هم شامل اش می شد و همه با هم بودند. نشریه ای هم به همین نام داشتند. اخبار پراکنده و ضد و نقیض بود. این نشریه کمک کرد اعتصاب سازماندهی شود و کارگران اخبار واقعی را بخوانند تا شایعات بی مورد در بین کارگران تفرقه ایجاد نکند.این نشریه کار خوبی بود که تا سال شصت هم ادامه پیدا کرد که بعد توقیفش کردند.

ترجمه فرانسه فراخوان برای آزادی کارگران بازداشتی مس خاتون آباد متحدانه اقدام فوری بعمل آوریم برای توزیع بین تشکل های کارگری ونهادهای فرانسه زبان:

Appel

Unissons-nous pour la libération immédiate des travailleurs incarcérés du cuivre de KhatounAbadet

Cent soixante dix travailleurs de l’exploitation de cuivre de KhatounAbab de Chahr e Babak, ont été licenciés après des examens d’embauche, malgré les promesses préliminaires des responsables sur la garantie de leur d’emploi. A la suite de cette tromperie du patronat gouvernemental, les travailleurs, accompagnés de leur famille, ont organisé de larges mouvements de protestation. Mardi le 2 février, les forces de la répression sont intervenues, agressant violement les travailleurs, tout en arrêtant 28 protestataires qui ont été incarcéré et qui ne sont pas encore libérés. La répression contre les travailleurs sans ressources dans cette région possède une long et douloureuse historique.

A tous les hommes épris d’égalité et de liberté

A tous les membres et représentants syndicaux à travers le monde

A tous les partis et organisations progressistes, défenseurs de liberté et droits des travailleurs.

Nous, une partie des anciens représentants des organisations ouvrières en Iran et actuellement militants ouvrière à l’extérieur du pays, dans le but de défendre le mouvement ouvrier d’Iran et des travailleurs iraniens, vous invitons à signer la présente pétition pour déclarer votre solidarité avec les travailleurs emprisonnés.

Le texte de la pétition :

Les travailleurs des sociétés de cuivre de KhatounAbad de Chahr e Babak doivent être rapidement libérés.

Depuis mardi le 26 janvier 2016, 28 travailleurs protestataires de l’industrie de cuivre de KatounAbad sont incarcérés. Suivant les déclarations de l’avocat de certain de ces travailleurs, aucune décision n’a encore été prise par les autorités de l’Etat pour la libération de ces travailleurs.

Les travailleurs des entreprises dépendant de l’industrie de cuivre de KatounAbad, ont travaillé près de quatre ans avec des salaires de misère dans l’espoir d’être intégré au projet de raffinage. Au début du démarrage du projet, Saad Mohammadi, l’avant dernier PDG de la compagnie du cuivre, avait promis d’embaucher tous ces travailleurs au moment du lancement officiel des usines. Mais, l’année dernière, l’agglomérat de cuivre a décidé d’organiser des examens pour pourvoir les forces nécessaires à la compagnie. Sachant que ces examens pourront menacer sérieusement leur sécurité d’emploi, les travailleurs accompagnés de leur famille ont à plusieurs reprises organisé des rassemblements durant toute l’année dernière. Finalement, après ces examens, 170 travailleurs, ont été licencié, malgré les promesses initiales des responsables. A la suite de cette tromperie des responsables officiels du patronat gouvernemental, les travailleurs accompagnés de leur famille ont organisé le 2 février, de vastes rassemblements de protestations qui ont été attaqués et réprimés par les forces de répressions et des agents de sécurité. Lors de cette répression, 28 travailleurs ont été arrêtés et depuis ils sont incarcérés.

La répression et reniement des droits dans cette région industrielle ont une longue histoire :

Les travailleurs du complexe minier de KhatounAbad sont confronté depuis des années aux problèmes de travaille difficile et de manque de sécurité d’emploi. Leurs revendications ont toujours été réprimés durement et dans le sang. Ces dernières années la méthode de promesses non tenues étaient largement utilisées par l’administration et les responsables gouvernementaux. Les travailleurs iraniens et du monde entier se rappellent qu’en janvier 2004, à la suite du licenciement de 200 travailleurs du complexe minier de KhatounAbad de shahr e Babak de Kerman, les travailleurs accompagnés de leur famille ont organisé des grèves et cite in. Comme ces actions n’ont donné aucun résultat, les travailleurs ont occupé la route de KhatounAbad à la ville de Chahr e Babak. Les forces de répression de la République Islamique sont alors intervenues en utilisant tous les moyens, y compris des hélicoptères, et ont dispersé la manifestation. Ensuite, la manifestation s’est déplacée devant la préfecture de Char e Babak. Les forces de l’ordre ont alors ouvert le feu sur les manifestants et tué quatre travailleur et un enfant. La nouvelle de ce massacre par le régime islamique s’est rapidement répandu au niveau international et une campagne mondiale contre ce crime a été organisée.

Nous condamnons sérieusement le licenciement de 170 travailleurs de la compagnie de cuivre de KhatounAbad, la répression de la protestation des travailleurs et l’arrestation de 28 d’entre eux et demandons leur libération immédiate et sans condition ainsi que la libération de tous les travailleurs emprisonnés.

…………………..

Si vous voulez mettre votre signature, par solidarité, en bas de ce texte, nous vous prions de nous contacter rapidement par courriel aux adresse ci-dessous ;

Ali Pitchgah, l’ancien représentant du conseil de la raffierie de pétrol de Téhéran

Morteza Afshari, l’ancien représentant des travailleurs des imprimeries de Téhéran

Ali Mobaraki, l’ancien représentant du syndicat des projets d’Abadan

Adresse E-Mail :

alipichgah@hotmail.com

morteza17@hotmail.com

kargar_1357@hotmail.com

Les noms des supporters:

Ali Pichgah

Ali Mobaraki

Arash Kamangar

Akbar Seyf – Paris

Ali Reza Navai

Ahmad Bekhradtab

Ali Goushe

Araz Fani

Akbar Karimian

Amir Payam

Ahmad Mashouf

Amador Navidi

Akbar Deylami

Ayoub Rahmani

Amin Bayat

Abas Ghorbani

Aziz Momoli

Ali Ashrafi

Ali Jusefi

Ahmad Reza Moayed Mohseni

Amir Javaheri Langeroudi

Ardeshir Nasrolah Beygi

Asgar Shirinbolaghi

Azar Azari

Ahmad Rafat

Atefeh Eghbal

Ahmad Mazarei

Arash Kamangar

Almas Farzi

Ali Karimzadeh

Anahita Ardavan

Aydin Fani

Ahmad Mazaheri

Aziz Maleki

Ali Nadimi

Ahmad Sahand

Bina Darabzand

Bahman Amini

Behnam Changai

Bahram Rahmani

Behrooz Sooren

Bijan Rastegar

Babak Ejlali

Bahman Yousefi

Bahman Khodadadi

Darjoush Majlesi

Darjoush Arjomand

Daryoush Parsian

Ehsan Sabet

Elaheh Shokrai

Esmail Moloudi

Elsa Fani

Esmail Fatahi

Eskandar Lotfi

Elmira Fani

Farokh Ghahremani

Farah Notash

Farhang Ghasemi

Forouzan Ameli

Farshid Jasai

Fatemeh Rezai

Faramarz Dadvar

Farid Partovi

Fariba Marzban

Gholam Asgari

Gisoo Shakeri

Hamila Nisgili

Hedayat Gholami

Hayedeh Ghahremani

Habib

Hossein Naghipour

Hayedeh Gharemani

Hamid Riahi

Homayoun Mehmanesh

Hedayat Gholami

Isa Baziar

Isan Miran

Jousof Ardalan

Jamshid Mehr

Jaleh Sahand

Jousef Ardalan

Jamshid Jamshidi

Jamshid Safapour

Jamil Khanchezar

Khosro Ahangar

Khosro Shahriari

Kourosh Aftasi

Morteza Afshari

Mohamad Ashrafi

Mozafar Falahi

Mina Zarin

Maryam Zia

Manijeh Sadeghi

Mansour Tifouri

Mohsen Khoshbin

Masoud Forouzesh Rad

Mohamad Taghi Jousefi

Minoo Homeyli

Mohsen Rezvani

Maryam Ashrafi

Mahmoud Ghazvini

Majid Tamjidi

Mahmoud Khademi

Mohamad Taghi Seydahmadi

Manouchehr Valai

Mohamad Baran

Maghsoud Kasebi

Majid Moshayedi

Mohamad Beheshti

Mohamad Khoshaman

Majid Mousavi Bidar

Nader Sani

Neda Noavar

Nasrin Ahmadi

Nasan Ansari

Naser Parnian

Nosrat Teymourzadeh

Nahid Farhad

Parviz Ghelichkhani

Pouran Asadi

Parisa Abidi

Pirouz Zourchang

Parvin Riahi

Parviz Mirmokri

Parviz Jahan

Pouran Asadi

Parviz Davarpanah

Reza Kabi

Roja Roshan

Rahim Askhari

Raouf Kabi

Reza Bishetab

Reza Ebrahimi

Sedigh Jahani

Siamak Jahanbakhsh

Sedigh Esmaili

Salam Ziji

Soraya Fatahi

Satar Rahmani

Sousan Shahbazi

Salah Irandoust

Sahar Mohamadi

Said Taghavi

Sasan Danesh

Sahar Dinarvand

Siamak Moayedzadeh

Siavosh Abghari

Sharareh Rezai

Shapour Mori

Shapour Gooya

Zohreh Habib Mohamadi

Signé par les organisations:

Solidarity with the workers’ council – Paris

International Alliance in Support of Workers in Iran

The revolutionary party logistics – the first step

Committee for Union and communist left-wing forces in the Netherlands

Iranian Workers’ Solidarity Association – Gothenburg

Cultural Center – Social Thought – Gothenburg

Info Iran – Vienna

Iran anarchist workers

Signé par les sites et les blogs:

Etehad Kargari

Lajvar

International Alliance in Support of Workers in Iran

Radio Payam – Canada

Ranginkaman

Ehteram Azadi

Etelaat Net

Iran Triboun

Ofogh Roshan

Estrak Woredpress

Akhgar

Esmail Moloudi

Reza Bishetab

Mina Zarin

Mahmoud Khademi

Moalem Etesabi

Gozareshgaran

۰۹٫۰۲٫۲۰۱۶

متن اعتراض محمود صالحی به ۹ سال زندان تعزیری

((روسا و مستشاران محترم دادگاه تجدید نظر استان کردستان))

با سلام

احتراما” عطف به دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۸۷۱۲۱۰۰۶۰۸ مورخ ۱۴/۶/۱۳۹۴ در پرونده به کلاسه ۹۴۰۴۹۶ شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج که در تاریخ ۲۵/۶/۹۴ به اینجانب محمود صالحی بدون در اختیار قرار دادن یک برگ از دادنامه ابلاغ گردیده است در فرجه قانونی مراتب اعتراض و تجدید نظر خواهی شدید خود را نسبت به دادنامه موصوف اعلام نهایتا” نقض و فسخ دادنامه تجدید نظر خواسته بنا به دلائل ذیل را استدعامندم.

آنچه شایان توجه است دادگاه محترم صادر کننده حکم بنده را بدون دلیل محکمه پسند و بدون عنایت و توجه به دفاعیات به حق و مشروع و موجه بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال و نیم حبس تعزیری و بابت عضویت در جمعیت های معارض کشور به تحمل ۵/۷ سال حبس تعزیری جمعا” به ۹ سال زندان محکوم گردیده ام که بنا به دلائل ذیل مخدوش می باشد زیرا:

همانطور که از محتویات پرونده مستناد می گردد اینجانب هیچگونه تبلیغاتی را که مغایر با مصالح نظام جمهوری اسلامی ایران باشد به انجام نرسانیده ام و هیچگونه حرکات و اظهارات که قانونا” جرم تلقی گردد حادث نگردیده است و چنانچه اظهارات و دفاعیاتی در رابطه با حقوقات و تشکلات کارگری و کارفرمایی تحقق پذیرفته باشد همه آنان در چارچوب قانون بوده و بر اساس موازین و مقررات قانون کار انجام پذیرفته است و این نیز در راستای مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی به منظور حفظ حقوق کارگران در جامعه بوده است که مسئولین مملکتی که وظایف آنان در رابطه با حفظ حقوق کارگران است بر همین مطالب معروضه تاکید داشته و بر آن اصرار ورزیده اند و بنده نیز در همین چارچوب مطالب کارگری در راستای حفظ حقوق آنان معروض داشته ام.

لازم به ذکر است در دادنامه معترض عنه قید گردیده که گویا در سال ۱۳۶۳ که فی الواقع سال ۱۳۶۵ می باشد، بنده را با تسلیحات غیر مجاز دستگیر و در این رابطه پرونده ای مطرح و همچنین اشاره نموده که گویا دارای سوابق متعدده کیفری می باشم که این نکته نیز عاری از حقیقت است و باید به عرض برسانم حسب دادنامه به شماره ۶۵۵/۱۳۰/۲۲ مورخ ۱/۱۰/۶۵ شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام هواداری از کومه له به ۳ سال حبس تعزیری محکوم که مدت محکومیت را به مدت مذکور متحمل گردیده و پرونده مذکور مختومه و به اتمام رسیده است.

همچنین در دادنامه معترض عنه اشاره گردیده که گویا اینجانب در کومه له حضور فعال داشته و در کنگره متشکله در کردستان عراق به این اتهام تحت تحقیب بوده ام که حسب دادنامه به شماره ۶۳۰ مورخ ۲۱/۴/۷۹ در پرونده به کلاسه ۷۹/۵۵۸ شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان با تحمل ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم و حکم نیز اجرا گردیده است و در نهایت پرونده مورد اشاره نیز اختمام یافته است.

لازم به ذکر است به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق شرکت در اغتشاش و تجمع غیر قانونی مورخ ۱۲/۲/۸۳ به مناسبت روز جهانی کارگر اینجانب بدون دلائل مثبته به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و با ۳ سال تبعید آزاد به شهر قروه محکوم که با اعتراض به دادنامه صادره به شماره ۲۵۸ مورخ ۲۱/۱/۸۴ در شعبه هفتم دادگاه تجدید نظر استان کردستان تحت رسیدگی قرار گرفته و ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته آن را به دادگاه بدوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز اعاده که دادگاه رسیدگی کننده مرجوع الیه پس از یک سلسله رسیدگی وفق دادنامه به شماره ۹۶۵ مورخ ۲۵/۷/۸۵ در پرونده به کلاسه ۸۵/۱۷۲/۳۸۲/۱ شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم گردیده ام که با اعتراض به حکم صادره مجددا” در شعبه هفتم دادگاه تجدید نظر استان کردستان وفق دادنامه شماره ۱۸۱۷ مورخ ۲۶/۱۲/۸۵ با تعلیق ۳ سال حبس از ۴ سال مورد نظر به اعمال یک سال حبس تعزیری محکوم و یک سال حبس مورد اشاره نیز اجرا و اعمال گردیده و پرونده مختومه و در ضمن در مدت ۳ سال تعلیقی نیز مرتکب هیچگونه جرائمی نگردیده ام .

نکته دیگر مورد اشاره در مورد دادنامه معترض عنه بیان داشته که گویا اینجانب علیرغم انکار هر گونه وابستگی به کومه له در چارچوب سیاست همان سازمان گویا مبادرت به ایجاد تشکل های کارگری در راستای سیاست آن سازمان گردیده ام که این اتهام نیز عاری از حقیقت است. زیرا قبول دارم که در راستای تشکیل تشکل های کارگری نقش داشته و دارم. ولی تمام تلاش من در چارچوب قانون کار بوده و می توانم به چند تشکل اشاره کنم که در تاسیس ان نقش داشته و یا خود بانی ان بودم و این تشکل ها همگی به استناد قانون کاربه ثبت رسیده است از جمله : ۱ – انجمن صنفی کارگران خبازیهای سقز و حومه ۲ – شرکت تعاونی مصرف کارگران خبازیهای سقز و حومه ۳ – شرکت تعاونی مسکن کارگران سقز و حومه ۴ – انجمن صنفی کارگران خبازیهای بانه و حومه ۵ – انجمن صنفی کارگران خبازیهای مهاباد و حومه ۶ – انجمن صنفی کارگران خبازیهای مریوان و سروآباد ۷ – انجمن صنفی کارگران خبازیهای بوکان و حومه ۸ – انجمن صنفی کارگران خبازیهای دیواندره و حومه، در نهایت آخرین تشکل کارگری موسوم به کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری است که مطلب مورد اشاره در دادنامه این قسمت اخیر است که باید به عرض برسانم در اردیبهشت سال ۱۳۸۴ این کمیته تاسیس شد و در ۱۳/۶/۸۸ به استناد” ماده ۱۳۰ قانون کارگر و بمنظور تبلیغ و گسترش فرهنگ اسلامی و دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و در اجرای اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کارگران واحدهای تولیدی، صنعتی،کشاورزی، خدماتی و صنفی می توانند نسبت به تاسیس انجمن های اسلامی اقدام نمایند.” طبق ماده ۱۳۱ قانون کار در تاریخ ۱۳/۶/۸۸ مجمع عمومی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری برگزار شد و در آن مجمع عمومی اساسنامه کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به تصویب اعضای شرکت کننده در مجمع عمومی رسید و بعد از آن اعضای هیئت اجرایی و بازرسان از طرف شرکت کنندگان انتخاب شدند.

به استناد بند ۲ از ماده ۱۳۱ قانون کار جمهوری اسلامی ایران مشخصات کامل محل کار و زیست اعضای هیئت اجرایی و بازرسان همراه با اساسنامه کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری طی نامه مورخ ۱۷/۸/۸۸ جهت ثبت به وزارت کار جمهوری اسلامی ایران ارسال شد.

وزارت کار بعد از مدتی در تاریخ ۱۰/۱۱/۸۸ طی نامه ۸۴۹۳۶ به شخص من ( محمود صالحی) اعلام کرد که کمیته مورد نظر ثبت نخواهد شد که تصویر آن تقدیم حضور است.

بنابراین با عنایت به مراتب منعکسه و دقت نظر در محتویات مدارک تقدیمی و دفاعیات ابرازی هیچگونه تبانی در راستای سیاست های کومه له در میان نبوده و نیست و عملکرد بنده و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری کاملا” منطبق با موازین قانون کار بوده است.

در پایان ضمن اشاره دادگاه صادرکننده حکم به این نکات ابرازی اضافه نموده بنا به گزارشات و مستندات اداره اطلاعات استان کردستان که مستندات همان مواردی معروضه است و غیر از آن اداره اطلاعات استان کردستان فاقد هر گونه مدارک مستند و واقعی علیه بنده است.

مزیدا” یادآور می شوم که بنده علیه اداره اطلاعات شهرستان سقز مبنی بر توقیف غیر قانونی اعلام شکایت نموده و نهایتا” با اعلام رضایت به اداره متشکی عنه با وساطت دیگران اعلام رضایت نمودم و بر اساس دادنامه به شماره ۱۱۹۶ مورخ ۸/۲/۸۰ در پرونده به کلاسه ۷۲۸/۸۰ شعبه سیزدهم دادگاه عمومی سنندج حکم برائت اداره اطلاعات صادر گردید و از آن تاریخ یعنی طرح این شکایت بطور مدوام و مرتب متاسفانه اداره اطلاعات سقز تشکیل پرونده و هر بار به اتهامات ناروا مرا تحت تعقیب قرار داده است.

علاوه بر مراتب معروضه فوق الذکر و دلائل و مستندات تقدیمی به عرض می رساند در طی سالیان متمادی محبوس بودن در زندان و فشار های روحی و روانی و فقدان مراقبت های پزشکی با عنایت به نامه شماره ۱۱۳۲۹/۴۸۵۶/۸۶/ م/۱۸ مورخ ۷/۱۱/۸۶ پزشکی قانونی استان کردستان که از طرف زندان مرکزی سنندج و به دستور دادستان وقت استان کردستان معرفی گردیدم، شدیدا” به بیماری قلبی و عروقی و کلیه و مجاری ادرار مبتلا شدم. متاسفانه متعاقبا” در تاریخ ۸/۲/۹۴ از طرف اداره اطلاعات شهرستان سقز به نیابت اداره کل اطلاعات استان کردستان د رمنزل شخصی خود بدون اینکه هیچ جرمی مرتکب شده باشم بازداشت و سپس مرا به سلول مخوف اداره کل اطلاعات استان کردستان دلالت و انتقال و نظر به اینکه اداره اطلاعات پرونده پزشکی مرا با خود برده و با اطلاع از مریضی من بود، به مدت ۳۶ ساعت داروهایم را قطع و قطع داروهایم منجر به بالا رفتن فشار خونم شد و در نتیجه هر دو کلیه ام از کار افتاد و سه روز آخر بازداشت در بیمارستان توحید بنام مستعار بستری و دو بار همو دیالیز شدم و بعدا” با اخذ کفیل آزاد گردیدم.

اکنون به دنبال آن حسب تصویر مصدق کارت پیوستی و پرونده بالینی متشکله و گواهی بیمارستان امام خمینی سقز، هفته ای دو بار روزهای شنبه و سه شنبه هر بار به مدت ۴ ساعت در آن بیمارستان همو دیالیز می شوم که با این اوضاع و احوال و ابتلاء به از کار افتادن کلیه و اختلال شدید در قلب و عروق در کمال بی عدالتی و بدون دلایل محکم پسند بنده بیمار و از کارافتاده را مجموعا” به تحمل ۹ سال زندان محکوم و در پایان ملاطفت فرموده که مجازات اشد را لحاظ یعنی باید ۵/۷ سال دیگر زندان را متحمل شوم و دیگر نمی دانم، مرجع محترم صادرکننده حکم برای این بیماری و از کار افتادگی و نقص عضو چه جوابی خواهد داشت و چگونه پاسخگوی خواهد بود. بنابراین به استناد ماده ۴۲۶ قانون آئین دادرسی کیفری ( اصلاحی ۲۴/۳/۹۴ ) مصوب ۴/۱۲/۹۳ به الحاقات مصوب ۸/۷/۹۳ و اصلاحات مصوب ۲۴/۳/۹۴ نقض و فسخ دادنامه تجدید نظر خواسته و به استناد اصل ۳۷ قانون اساسی و بند ن ماده ۳ قانون اصلاح تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب صدور حکم برائت خویش را استدعامندم.

از توجهات آن مرجع محترم سپاسگذارم مضافا” تصویر مصدق مدارک پیوستی در ۱۵ برگ جهت ملاحضه و بهربرداری قضایی به حضور ایفاد می گردد.

با تشکر محمود صالحی

مانور بسیج ضد اغتشاش ،وحشت ازپیشروی جنبش مطالباتی کارگران

امیرجواهری لنگرودی

چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ برابر با ۱۰ فوریه ۲۰۱۶

درآستانه سی وهفتمین سالگرد انقلاب بهمن ، باردیگر برگزاری مانور بسیج برای مقابله با “کارگران اغتشاشگر” در استان گلستان از موضوعات مورد توجه رسانه ها درهفته گذشته گردید. سایت خبری «کلاله خبر»* در تاریخ شانزدهم بهمن، خبر و تصاویر این مانور را منتشر کرد. درخبر آمده است : « در رزمایش فجرانقلاب، گردان های بیت المقدس کلاله به منظور آمادگی کامل نیروهای بسیج ضد اغتشاش، این نیروها با کارگرانی که دست به اغتشاش ( بصورت نمایشی) زده بودند ، برخورد کردند …» توجه به این خبر و اقدام از چند جهت مهم بنظر می رسد.

مانوربسیج در شرایطی برگزار می شود که مدیریت روندهای پسابرجام مخصوصا در زمینه روابط با غرب و کشورهای معظم سرمایه داری پای به رقابت گذاشته و قراردادهای تجاری به یکی از موضوعات حساس میان جناح های رژیم تبدیل شده و ما شاهدیم که جناح های گوناگون رژیم اسلامی ، چگونه بر سر تعیین اولویت های روابط تجاری با هم مشاجره می نمایند.

تا آنجائیکه قراردادهای اخیر با فرانسه و ایتالیا را افرادی مثل “سردار نقدی” خنجر به قلب اقتصاد مقاومتی توصیف کردند یا “آخوند صدیقی” امام جمعه موقت تهران که با ” دلداده غرب نامیدن روحانی” گفته ؛ نوش‌داروی اقتصاد کشور، اقتصاد مقاومتی است.

اقتصاد مقاومتی یعنی خامنه ای باید دارایی هایی بلوکه شده ایران را بمانند بقیه دارایی های عمومی، درون حلق فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج و نیروهای ضد اغتشاش بریزد. اقتصاد مقاومتی مورد ادعای اینها از یک طرف ؛ روابط با غرب باید به گونه ای باشد که به بهانه مقابله با نفوذ دشمن هر صدای منتقدی را در گلو خفه سازند. بازی رقابت را حتی در درون باندهای درون حکومتی محدودتر سازند و دست همه عوامل آنها تا آن حد باز باشد که هر وقت خواستند به ماجراجویی های خطرناکی مثل حمله به سفارتخانه یک کشور خارجی به مانند “عربستان سعودی” دست بزنند و از تهاجم کنندگان به نام “نیروهای خود سر ” یاد کنند و السلام. از طرف دیگر ؛ اقتصاد مقاومتی یعنی مردم باید به جای مصرف برنج و گوشت، بردن حد اقل غذای باکیفیت برسفره های خود، تنها اشکنه و پیازداغ بخورن و یا با شکم گرسنه، سربر بالین بگذارند. در نهایت براساس طرح های آدم هایی مثل همین “سردار نقدی” در چاههای خانه هایشان، ماهی پرورش بدهند . بسیج هم باید برسرکارگران گرسنه ای را که ماههاست حقوق های معوقه شان را کارفرماها و پیمانکاران ندادند ، فرو ریزند و خونین شان سازند. حاکمیت اسلامی تنها از همین روست که احتیاج به تمرین مقابله با شورش های کارگری را هراز چند گاهی در دستور کار خود می گذارد .

بزبانی می توان گفت : اقتصاد مقاومتی یعنی ریاضت و گرسنگی ، فقر و فلاکت توده ای؛ یعنی صدور حکم شلاق و زندان در بیدادگاههای دستگاه قضایی و بازداشت های فله ای کارگران به خاطر طرح مطالبات برحق صنفی و مطالباتی بی پاسخ مانده طبقه کارگر درکارزاری نابرابر در تمامیت جغرافیای ایران.

نکته مهم دیگری که مانور بسیج نشان می دهد اینستکه؛ حداقل از نظر خامنه ای و نیروهای امنیتی و سپاهیان دور و بر دستگاه ولایت فقیه، دوره پسا برجام دوره کوتاه آمدن و یا کنار آمدن در برابر خواست های کارگران و زحمتکشان و توده مردم نیست و تا جایی که به امر پاسخگویی به مطالبات معیشتی لایه های پائینی جامعه مربوط می شود. حاکمیت باید همچنان شمشیرها را از رو بسته نگهدارد تا برای سرکوب بیشتر اعتراضات کارگران گرسنه ای که ماههاست حقوق نگرفتند و همچنان مجبورند که دست از کار بکشند تا در برابر دفاتر کارفرمایان ، مجلس ، اداره کار، استانداری ها و فرمانداری ها اجتماع اعتراضی نمایند ، تمامیت نیروهای خود را آماده سرکوب و گوش به فرمان نشان دهند.

از منظری دیگر، روی فرم نگهداشتن این همه بسیجی و نیروهای رزم آزمایش را دربرابر نحوه مهندسی انتخابات مجلس از طرف خامنه ای و وابستگانش که پرده اولش را در قالب رد صلاحیت های گسترده و قلع و قمع جناح رقیب شاهد بودیم ، ضلع دیگری از همین فرایند در روزهای پیشروی هم شمرد. به راستی آنگاه که نظام اسلامی و تمامیت خواه ، کسانی به مانند همین جناح اعتدالیون را که نظام جمهوری اسلامی را سر تحریم ها و برنامه هسته ای از لبه پرتگاه عقب کشیده، با پس گردنی از بازی در بساط شان کنار می گذارند ، تکلیف توده مردم ، مخصوصا محرومان و زحمتکشان و آنانی که برای سیر کردن شکم های گرسنه خود و فرزندان شان اعتراض می نمایند ، روشن است که اعتراضات آنها با سرب داغ و حضور خیابانی قوای ضد شورش و آماده نبرد نابرابر، پاسخ می گیرد.

پیشتر هم گفتم ؛ مانور ضد اغتشاش بسیج ، باز یک سند تازه ای در راستای جهت گیری دستگاه سرکوب در برابر حرکت ها و اعتراضات کارگری را نشان می دهد. تمرین سرکوب اعتراضات کارگری در استان گلستان را چنانچه در کنار خبرهایی مثل بازداشت کارگران سیمان درود، محاکمه گروهی از معدنچیان بافق و دستگیری بیست و هشت کارگر شرکت مس خاتون آباد و آزاد سازی پنج تن از آنان در سیزدهمین روز بازداشت شان با پنجاه میلیون وثیقه و در حبس نگهداشتن بقیه آنان در زندان شهر بابک ، تهاجم به کارگر فعال شناخته شده زندانی محمد جراحی عضو ” کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری” ، که بیش از پنج سال در زندان مرکزی تبریز بسر می برد با یورش زندانبانان خود به نام های عسگر نقوی و علی آهنگر و حسین بقال ، بر سرش می ریزند و به ضرب و شتم محمد جراحی می پردازند ،همه این ها تشبثات عوامل سرکوبگر رژیم اسلامی درکنارهم ، به روشنی نشان می دهد که برخوردهای امنیتی و سرکوبگرانه در برابر مطالبات و مبارزات کارگری از سطح فعالین کارگری گذشته و به سمت بدنه کارگری جهت گیری کرده است.

ما در حالی شاهد جهت گیری این “رزم آزمایش” ها هستیم که از مجموعه قرائن و شواهد این طور برنمی آید که اعتراضات کارگری که بخش عمده اش هم اعتراض به دستمزدهای معوقه و مطالبات پاسخ نگرفته مزد و حقوق بگیران ایران است، دست کم در افق مشهود رو به کاهش می رود . بالاخره یک پیش شرط ابتدایی برای این که بخشی از اعتراضات صنفی بی زمینه گردد، پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران و پذیرش مطالبات کارگری است. اگر در شرایط پسا برجام زمینه چنین پذیرشی بود و یا حتی در افق نزدیک چنین قراری بود، در این صورت تمرین سرکوب شورش کارگری زمینه نمی داشت. در حالی که ما عکس این روند را شاهدیم و آن گسترش سرکوب ها است!.

حال یک سوال مهم در برابر ما است و آن اینکه ؛ آیا اعتراضات ، اعتصابات و اجتماعات صنفی و مطالباتی کارگران ، توان مقابله با این مانورها ی بسیجگر، بسیجی ها و نیروهای ضد شورش را دارند و آیا کارگران همچنان قادر به پیشروی خواهند بود یا نه ؟

برما روشن است که بخش های مختلف کارگران صنایع تولیدی و کارخانه ای و خدماتی در سالهای اخیر تجاربی غنی در اجتماعات ، اعتصابات و مبارزات خود کسب کرده اند. طی سال های اخیر ،کارگران با خانواده های خود در تجمعات اعتراضی حاضر شده و این امر گسترش چشمگیری یافته است که نمونه پرشکوه آن در شهر بافق بوده است . پاسخ کارگران در مقابل ترفند های حکومت دست زدن به اقداماتی برای بسیج نیروی بیشتر است. حضور خانواده های کارگران در تجمعات، و اعتصاب و تجمع همزمان مراکز مختلف کارگری باید در ابعاد هر چه گسترده تر ادامه یابد. روی آوری کارگران به اتحاد عمل های فراگیر و تجربه گسترده تر همگرایی ها و روی آوری آنها به شبکه های اجتماعی رو به رشدی که مشغول شکل دادن به آن هستند ، نمایانگر استفاده ابزاری آنها برای بسیج نیروی بیشتر و اتحاد و آمادگی بیشتر در سطح کشور است. می توان یاد کرد در مجموع شرایط سیاسی از یکطرف و تجارب غنی ای که جنبش کارگری در سالهای اخیر اندوخته است، از طرف دیگر کارگران و کل توده های ناراضی مردم را در موقعیت بهتری برای مقابله با این تعرضات قرار داده است.

به همین دلیل سازماندهی حمایت های ضروری و موثر از کارگرانی که در اثر اعتراضات صنفی با برخوردهای وحشیانه امنیتی روبرو می شوند هم در داخل و هم خارج از کشور اهمیت زیادی پیدا می کند. این پشتیبانی ها باید جنبه های مختلف حمایت های حقوقی از کارگران بازداشتی درمقابل بیدادگاههای رژیم ، مراجعه به دفاتر احزاب و سازمان های مترقی و سوسیالیست ، اتحادیه ها و مجامع کارگری در سطح جهان ، تا سازماندهی آکسیون های حمایتی در خارج از کشور ، تنظیم فراخوان ها و طومارهای حمایتی همه و همه باید به عرصه های اقدام و فعالیت در حمایت از کارگران بازداشتی بدل گردد . در انجام اینگونه امور باید از نگاه بسته ، فرقه ای و حذفی بشدت دوری جست و از هر طریق ممکنی اعلام داشت که کارگران تنها و تنها در صورت فائق آمده به پراکندگی ها و هم بسته شدن و ایجاد تشکل های مستقل طبقاتی خویش می توانند ، جلوی پیشروی نیروی سرکوبگر سرمایه داری را سد نماید .

بیست ودوم بهمن ماه۱۳۹۴

akhbarkargari2468@gmail.com

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se