شنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۶ , ۰۶:۲۹:۲۸ به وقت تهران
 
زنان
علیرضا ثقفی: مرد سالاری از مجموعه سخنرانی های سمینار “رابطه جنبش زنان و جنبش کارگری”
شنبه, ۱۹ام دی, ۱۳۹۴

(متن پیاده شده سخنرانی علیرضا ثقفی)
مساله ای که همواره میان فعالان جنبش کارگری و جنبش زنان چالش برانگیز بوده، این است که نگاه جنبش چپ و کارگری نسبت به مردسالاری چیست؟ راه حل جنبش کارگری برای مردسالاری چیست؟
من به طور مختصر از نظر تاریخی به این موضوع اشاره می کنم و باز کردن این موضوع را باید واگذار کنیم به بحث هایی که در ادامه انجام خواهد شد.
اگر همواره می گوییم “رفع تبیعض از جامعه”، یکی از مسایلی عمده ای که وجود دارد “تبعیض جنسیتی” است. یا اگر می گوییم “برابری”، یکی از مسایلی که در جامعه وجود دارد، “نابرابری جنسیتی” است. امروزه عقب مانده ترین اقشار هم عنوان می کنند که نابرابری وجود دارد. اما این نابرابری این گونه نیست که فقط این دو، یعنی دو جنس زن و مرد، نابرابر باشند. در کشورهای پیشرفته نیز فقر و فرودستی همانند کشورهای عقب مانده مختص زنان است یا درصد اشتغال زنان و دستمزد آنان کمتر است، (در آخرین گزارش از وضعیت زنان در امریکا، آمده که دستمزد زنان سفید پوست کمتر از مردان است و دستمزد زنان امریکای لاتین نصف مردان سفید پوست است و…) اما به این صورت نیست که نابرابری را تنها به موارد اقتصادی محدود کنیم. بحث مشخصی وجود دارد که فرهنگ حاکم بر جهان مردانه است. حتا وقتی که خانم رایس هم وزیر امور خارجه امریکا می شود باز هم تفکر مردانه حاکم است. وقتی خانم گاندی هم نخست وزیر می شود باز هم در آنجا تفکر مردسالارانه حاکم است. یعنی با تغییر یا جابه جایی شغل ها از مردان به دست زنان، یا مثلا افزایش تعداد نمایندگان زن در مجلس مساله مردسالاری حل نمی شود. از نظر جنبش چپ و کارگری حل این مسئله پیچیده تر از ان است که می نماید.
اگر ما به طور مشخص بخواهیم با مساله مردسالاری برخورد کنیم ، جنبش چپ وکارگری عمدتا به ریشه قضیه می پردازد به جای آنکه به ظاهر قضیه بپردازد. ما مساله را در دو مقطع بررسی می کنیم: یکی مقطع تاریخی و دیگری هم مقطع حاضر. در مقطع حاضر وجود مردسالاری امری است که مظاهرش را می بینیم و فرهنگ مردانه و تبعیض جنسیتی را در موارد مختلف می توان نشان داد. در این مورد آمارهای خود کشورهای سرمایه داری و سازمان ملل گویا هستند. اما اگر از نظر تاریخی آن را بررسی نکنیم نمی توانیم با مردسالاری در مقطع کنونی برخورد درست کنیم. بنا به گفته تمامی کسانی که در تاریخ جامعه بشری کار کرده اند از زمانی مردسالاری بر جامعه بشری حاکم می شود که مالکیت خصوصی و طبقات شکل می گیرد. تمام تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته نشان می دهد که قبل از ظهور طبقات، در اقوام ماقبل تاریخ تساوی بین زنان ومردان حاکم بوده است. و حتا در مقاطعی “زن سالاری” و یا آن گونه که میگویند “مادرتباری” حاکم بوده است. ظهور مردسالاری در جامعه بشری در جوامع مختلف متفاوت است، از زمانی که مالکیت خصوصی و طبقات در جامعه ظهور پیدا می کند، از آن زمان که مرد برتر می شود ( به دلیل نیروی بدنی و…بحث تاریخی اش بماند) به هر حال قبل از ظهور طبقات ما مردسالاری نداریم. حتا در عشایر خودمان می بینیم که مردسالاری کمتر از مردسالاری ای است که در جامعه طبقاتی امروزه مشاهده می کنیم.
در دوران گسترش سرمایه داری می بینیم که همه جا مردسالاری به راستای منافع سرمایه داری است. سرمایه داری از مردسالاری و لایه لایه بودن جامعه همواره در جهت سودش استفاده می کند. درست است که سرمایه داری زنان را به بازار کار می کشاند.اما همواره دیده ایم که این مساله در جهت آزادی زنان نیست بلکه در جهت سود بیشتر است. چه آن زمانی که از زن در مقابل مرد به عنوان رقیب در کار استفاده می کرده یا زمانی که آنان را با دستمزدهای بسیار اندک به کار می گیرد، حالا اگر زنان بخشی از حقوق خودشان را در این وسط به دست آورده اند، این نبوده که سرمایه داری آن را به آنها هدیه کرده باشد. هیچ گاه هم چنین نبوده است.
در طول تاریخ که به تدریج طبقات حاکم شده، هر جا که تضاد طبقاتی تشدید می شود و طبقات بالا به سود و استثمار بیشتر طبقات پایین فکر می کنند، در آنجا ستم به زنان بیشتر هست. هر جا که از نظر فرهنگی عقب مانده تر است و این استثمار بیشتر است، می بینیم که حقوق کمتری برای زنان قائل هستند. زنان برده ، حقوق کمتری دارند از حقوق زنان دوران فئودالی، زنان دوران فئودالی نیز حقوق کمتری دارند نسبت به زنان دوران سرمایه داری دارند. تا زمانی که سیستم طبقاتی حاکم است، همواره این طبقات حاکم به گونه ای عمل می کنند که سودشان تامین شود.
البته این گونه نیست که سرمایه داری نظامی باشد که فقط در اروپا و امریکا مستقر باشد. سرمایه داری در ایران این شکل است در افریقا شکل دیگری است و در عربستان هم شکلش آن است. نظام حاکم بر کل جهان، نظام سرمایه داری است. اینکه در جایی به زن فشار می آورد که چادر بپوش، برقع بپوش یا به عنوان برده جنسی او را می فروشد یا در معرض بیع و شرا قرار می دهد این هم سرمایه داری است. مگر خاور میانه و حکومت های آن جزء نظام سرمایه داری نیستند؟ مگر حکومت های این منطقه غیر سرمایه داری است؟ مگر آنچه بر مردم ما حاکم شده غیرسرمایه داری است؟ همه ی اینها وجهی از سرمایه داری است که ترجیح می دهد در هر جا به گونه ای برخورد کند، حال یا به دلایل فرهنگی ، تاریخی و یا به هر دلیل دیگری که الان نمی خواهیم به آن بپردازیم.
من یک بار دیگر در آخرین برنامه ای که برای ۸ مارس داشتیم، گفتم که در کشور ما مساله دیکتاتوری با مساله فشاری که سرمایه داری نسبت به زنان دارد، مخلوط شده و به شدت مساله را پیچیده کرده است. یعنی شما اولین گامی که بخواهید بردارید برای آزادی زن با دولت روبرو می شوید. همین مساله برای جنبش کارگری هم مطرح است. جنبش کارگری هم اولین گامی که می خواهد بردارد برای تشکیل سندیکا و تشکل های صنفی، برای این که یک اتحادیه ساده داشته باشد با دیکتاتوری حاکم برخورد پیدا می کند درحالی که در همین کشور ترکیه که همسایه ماست اتحادیه های کارگری آزادترند. کارگران این حق را در آنجا به دست آورده اند. یا در کشورهای اروپایی این بخش از حقوق صنفی خود را گرفته اند هر چند به حقوق واقعی خودشان نرسیده اند. مساله زنان هم به همین گونه است. اینجا زنان در دو سطح مبارزه دارند. در اولین گام، مبارزه زنان برای به دست آوردن پوشش برابر است، برای ارث برابر است، حق طلاق برابر است و…. اینها حقوقی هستند که در برخی جاهای دیگر، زنان به آن دست یافته اند ولی در اینجا باید برای آن مبارزه کنند. اما همین ها هم مبارزه طبقاتی است که جریان دارد. یعنی نظام سرمایه دا ری حاکم در اینجا این حقوق را به این ترتیب از زنان گرفته و در کشورهای سرمایه داری که برخی از این حقوق را زنان به دست آورده اند ، به شکل کالایی با مساله جنسیت برخورد می کنند. یعنی از زنان و بدن آنها به صورت کالایی سود آور استفاده می کنند و از جنسیت آنها در جهت افزایش مصرفگرائی .
به همین دلیل از آنجایی که وجود طبقات، وجود استثمار و تبعیض در درآمد و اختلاف درآمد به لحاظ تاریخی پایهی تبعیض علیه زنان است، اعتقاد جنبش کارگری بر این است که اولین گام در جهت رهایی زن استقلال اقتصادی زن است. چرا که تا زمانی که مساله طبقات به این شکل وجود دارد و تا زمانی که زن به عنوان برده ی مرد کار می کند و یا به عنوان عضوی از خانواده ی مرد کار می کند، قطعا صحبت از رهایی زن و محو مرد سالاری واقعی نیست.
برای مقابله با استثمار به طور کلی، استقلال اقتصادی زن مساله اول است. اگر ما برای این مبارزه کنیم که زن استقلال اقتصادی داشته باشد، این اولین گامی است که در همین جامعه سرمایه داری برای مقابله با مردسالاری برمی داریم. در بررسی تاریخی مساله گفتم که مرد رییس خانواده است، مالکیت خصوصی است که این امر را بر زندگی زنان و بر جامعه تحمیل کرده است.پس به دست آوردن استقلال اقتصادی و برابری در کار برای زنان، آنان را در صف نخست مبارزه طبقاتی قرار می دهد که از این نظر جنبش زنان برای دستیابی به یک زندگی انسانی و شرافتمندانه همراه و همزاد جنبش کارگری است .
از این جهت جنبش کارگری همان حرفی را می زند که به طور مشخص جنبش زنان. اما اگر بخواهیم ریشه ای با مساله برخورد کنیم استقلال اقتصادی و داشتن یک زندگی انسانی حق مسلم تمامی زنان و مردان است. تا زمانی که زن به لحاظ اقتصادی وابسته به مرد است و نمی تواند از یک رفاه اقتصادی مناسب با پیشرفتهای جامعه انسانی استفاده کند، امکان رهایی از مردسالاری وجود ندارد . چون دقیقا از زمانی زن به استثمار جامعه مردسالار در آمد که در روابط اقتصادی جامعه، مردسالاری مسلط شد.
اینجا مشخص است که اگر بخواهیم اولین گام را در جهت برخورد با جامعه مردسالار برداریم، اولین گام مقابله با استثمار زن به عنوان نیروی کار در جامعه و مقابله با استثمار زن در خانواده توسط مرد است و این گام استقلال اقتصادی و مقابله با استثمار است. ستم طبقاتی که ریشه های اصلی مردسالاری است باید از میان برود .
در اول صحبت هایم گفتم، ما می بینیم وقتی خانم گلدامایرهم که نخست وزیر اسرائیل می شود در حقیقت همان نتانیاهو است. خانم مارگرات تاچر هم که می آید با تونی بلر یکی است. بخش مهم قضیه این است که این زنان نه به عنوان “زن”، بلکه به عنوان بخشی از طبقه ی حاکمه و دولت های سرمایه داری، در راستای تحکیم این نظام عمل می کنند.
از این بحث می گذرم. اما طی قرون متمادی شاید بیش از ۴ یا ۵ هزار سال که جامعه طبقاتی شکل گرفته و رشد کرده در کنار خودش فرهنگ خاصش را نیز بوجود آورده است. این طوری نیست که در فردای نابودی جامعه ی طبقاتی و رهایی نیروی کار مردسالاری از بین برود. تاریخ نشان داده از لحاظ عقلی نیز این گونه نیست.
این که بلافاصله پس از نابودی استثمار با آن برخورد کنیم و تا چه حد زمان نیاز دارد تا از بین برود، مشخص است مساله ای نیست که یک شبه از بین برود. این غیرعقلانی است و زمان طولانی باید صرف آن شود. اما این به مفهوم این نیست که الان با این مساله برخورد نکنیم. اما یک مساله دیگر که اصلی است و به دنبال این قضیه است. مساله فرهنگی هیچ گاه در جوامع به راحتی حل نمی شود. ما یک فرهنگ مردسالار داریم. بسیار شنیده ایم کارگری که صبح تا شب استثمار می شود شب که به خانه می آید زنش را استثمار می کند یا زنش را می زند. جامعه جامعه طبقاتی است. آن کارگر از سرمایه دار کتک می خورد از حکومت کتک می خورد از پلیس کتک می خورد او هم می رود خالی می کند سر زنش…
هیچ آدم عاقلی خشونت را تایید نمی کند، اما خشونت درجامعه سرمایه داری تنها مختص به خشونت علیه زنان نیست. آن مادری هم که بچه اش را می زند او هم خشونت می کند. حکومتی هم که مردمش را شلاق می زند که دیگر خشونتش عریان است، به کل حامعه خشونت می کند ، پلیسی که به مردم خشونت می کند، این خشونت تنها مربوط به آن کارگری نیست که زنش را می زند، هر چند بحثی نیست که در این رابطه باید کار فرهنگی شود، اما از دیدگاه من، جنبش کارگری نظرش این است که همواره با همه ی اشکال خشونت باید برخورد شود. اعدام در جامعه یک خشونت عام است. یک جنایت است از نظر همه ی ما، چه جنبش کارگری و چه جنبش زنان که پرچمدار مخالفت با اعدام هستند. اعدام، جنگ، شلاق، خشونت مرد علیه زنش، خشونت مرد علیه مرد، خشونت زن علیه کودک…
این مسایل حل نمی شود جز آنکه هم با مساله استثمار طبقاتی مبارزه شود و هم با تغییر فرهنگی. امروز ما شاهد هستیم که پلیس و نیروهای نظامی و انتظامی با شدیدترین شکل در تمامی کشور های سرمایه داری با مردم و یا با متهمان بر خورد میکنند. رسانه های خود سرمایه داری گاه گوشه هائی از آن را نشان می دهند. پلیس و نیرو های انتظامی و دولتی هیچ ارزشی برای مردم قائل نیستند و در این موارد خشونت، نه تنها به هیچ کس پاسخ گو نیستند بلکه تمام دادگاه ها و قوانین کشورهای سرمایه داری از این خشونت ها حمایت می کنند. راه حل مسئله چیزی به جز دست در دست هم قرار دادن جنبش کارگری و جنبش زنان و قومیت ها و سایر جنبش های اجتماعی موجود برای مقابله با نظام منحط سرمایه داری نیست .

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se