جمعه ۰۳ آذر ۱۳۹۶ , ۱۶:۳۹:۲۱ به وقت تهران
 
مارکس / مقالات منتخب
درباره ارزش اعتصاب
سه شنبه, ۱۵ام دی, ۱۳۹۴

safe_imageاعتصاب­ها و تشکل­های کارگری به سرعت و در گستره­ای بی­سابقه در حال رشدند. من هم اکنون گزارش­هایی از اعتصاب کارگران کارخانه­ها را پیشِ رو دارم، کارگران همه­ی حرفه­ها در استاکپورت، آهنگران، ریسندگان، بافندگان و غیره در منچستر، قالی­بافانِ کیدرمینستر، معدنچیان معادن ذغال سنگِ رینگوود، نزدیک بریستول، بافندگان و پارچه­بافانِ بلکبرن، پارچه­بافانِ داروِن، کابینت­سازانِ بوستون و حومه، بافندگانِ بارنزلی، ابریشم­بافانِ اسپایتالفیلدز، توری­بافانِ ناتینگهام، کارگران همه­ی حرفه­ها در منطقه­ی بیرمنگام، و دیگر مناطق مختلف.

هرنامه­ی پستی گزارش­های جدیدی از اعتصاب با خود همراه دارد؛ اعتصاب به یک اپیدمی بدل شده است. هر اعتصاب بزرگی، مانند اعتصاب­های استاکپورت و لیورپول و نظایر آنها، ضرورتاً باعث سلسله­ای از اعتصاب­های کوچک می­شود، اعتصاب شمار زیادی از کارگران که نمی­توانند در برابر کارفرمایان­شان مقاومت کنند مگر آن که به حمایت همکاران­شان در سراسر کشور تکیه کنند، و این همکاران نیز برای یاری آنها به نوبه­ی خود از آنان می خواهند برای افزایش دستمزد مبارزه کنند. افزون بر این، در هر منطقه­ای، این مسئله علاوه بر جنبه­ی منفعتی­اش به امری حیثیتی بدل شده است، به طوری که کارگران مناطق نمی­خواهند با تن دادن به شرایط تحمیلی کارفرما خود را از همکاران­شان جدا کنند. و چنین است که اعتصاب در یک منطقه با اعتصاب در دیگر مناطق دوردست پاسخ می­گیرد. در برخی موارد، درخواست افزایش دستمزد تنها برای تسویه­ی مطالبات معوقه­ی قدیم با کارفرمایان است. اعتصاب بزرگ استاکپورت از آن جمله است.
در ژانویه­ی ۱۸۴۸، کارخانه­داران شهر استاکپورت ۱۰ درصد از دستمزد همه­ی کارگران حرفه­های مختلف کارخانه­ها را کم کردند. این کسر دستمزد را کارگران به این شرط پذیرفتند که با بهبود اوضاع اقتصادی دوباره به دستمزدهای­شان اضافه شود. از همین رو بود که، در اوایل مارس ۱۸۵۳، کارگران قول کارفرمایان را به آنان یادآوری کردند؛ و چون خبری از این وفای به عهد نشد، بیش از ۳۰۰۰۰ کارگر دست از کار کشیدند. در بیشتر کارخانه­ها، کارگران به صراحت بر حق خود در سهیم­شدن در رونق اقتصادی کشور به ویژه در وضع خوب کارفرمایان­شان تأکید کردند.
وجه مشخصه­ی اعتصاب­های کنونی این است که از پایین و از میان کارگران ساده­ی مهاجری شروع شد که در بخش­های مختلف به حرفه­ی صنعتگری اشتغال دارند و پس از آن به کارگران کارخانه­ها در مراکز بزرگ صنعتی بریتانیای کبیر رسید، حال آن که در تمام دوره­های پیشین اعتصاب­ها پیوسته از کارگران کارخانه­ها، از مکانیک­ها، ریسنده­ها و نظایر آنها سرچشمه می­گرفت، سپس به میان لایه­های پایینِ این نیروی پرجنب و جوش بزرگ سرایت می­کرد، و تنها در پایان به صنعتگران می­رسید. این پدیده­ی جدید را تنها به مهاجرت می توان نسبت داد.
گروهی از نوعدوستان و حتا سوسیالیست­ها وجود دارند که اعتصاب را برای منافع «خودِ کارگر» بسیار مضر می­دانند، و هدف اصلی­شان پیداکردن روشی برای تضمین دستمزد میانگین دائم برای کارگران است. گذشته از این واقعیت که چرخه­های صنعتی و مراحل گوناگون آنها وجود چنین دستمزد میانگینی را منتفی می­سازد، من، درست برخلاف این دیدگاه، بر این نظرم که افزایش و کاهش متناوب دستمزدها، و کشمکش­های مداوم بین کارفرمایان و کارگران که از آن سرچشمه می­گیرد، در سازمان کنونی صنعت، وسیله­­ای است ضروری برای حفظ روحیه­ی طبقات کارگر، متحدکردن آنان در یک تشکل بزرگ برای مقابله با دست­درازی طبقه­ی حاکم و جلوگیری از تبدیل کارگران به ابزارهای بی­تفاوت، بی­فکر و کمابیش خورده­ و خوابیده­ی تولید. در جامعه­ای که بر تضاد آشتی­ناپذیر طبقات بنا شده است، اگر می­خواهیم در عمل و در حرف از بردگی جلوگیری کنیم، باید وجود جنگ را بپذیریم. برای آن که درک درستی از اعتصاب و تشکل­های کارگری داشته باشیم، نباید بگذاریم که اهمیت ظاهری نتایج اقتصادی آنها چشم ما را بر روی پیامدهای اخلاقی و سیاسی­شان ببندد. بدون مراحل متناوب بزرگ رکود، رونق، هیجان­زدگیِ بیش از حد، بحران و فقر و فلاکت، که صنعت بزرگ آنها را به صورت چرخه­های بازگردنده در­می­نوردد، و همراه با آن بالا و پایین رفتنِ دستمزدها، و نیز نبرد پیوسته­ی کارفرمایان و کارگران که رابطه­ی تنگاتنگی با این تغییرات دستمزد و سود دارد، طبقات کارگر بریتانیای کبیر و تمام اروپا توده­ای اندوهگین، بی­اراده، خسته و سست­عنصر خواهد بود که رهایی­اش همان قدر ناممکن است که رهایی بردگان یونان و روم باستان. نباید فراموش کرد که کمون­های قرون وسطا بر بستر اعتصاب­ها و تشکل­های سرف­ها رشد کردند، و همین کمون­ها بودند که به نوبه­ی خود پیدایش بورژوازی حاکم کنونی را رقم زدند.

نیویورک دیلی تریبیون، اول ژوئیه­ی ۱۸۵۳ (مجموعه­ی آثار مارکس و انگلس، جلد ۱۲، ص­ص ۶۹-۱۶۸).
نقل از منبع زیر:
Marx and Engels on the Trade Unions, edited with an introduction and notes by Kenneth Lapides, International Publishers/New York, 1987, p.42-43.

ترجمه­ی محسن حکیمی
آذر ۱۳۹۱

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se