جمعه ۰۳ آذر ۱۳۹۶ , ۰۹:۰۰:۰۰ به وقت تهران
 
زنان / مریم افراسیابپور
مریم افراسیابپور: در گرامیداشت رفیق و دوست عزیزم زهرا کرمی
چهارشنبه, ۲ام دی, ۱۳۹۴

با کمال تاسف امروز خبر مرگ دوست دیرینه ام زهرا کرمی را دریافت کردم. غمی سنگین برقلبم نشست. یاد آوری دورانی ازهمسایگی با زهرا و خانواده اش، خاطره فعالیت در جنگ و مقاومت ۲۴ روزه ی سنندج و نبرد قهرمانانه مبارزین چپ و آزادیخواه در تقابل با وحشیگری حکومت اسلامی تازه به تخت نشسته. اینها و صده خاطره دیگر یاداور چهره مهربان و سیر زندگی دوستی است که چند روز قبل قلب مهربانش برای همیشه از طپیدن بازماند.
یاداوری تلاش و فعالیت در بنکه قلعه چهارلان و رساندن کمکهای اولیه و آذوقه به سنگرهای پیشمرگان، دوشاوش هم با همراهی آباجی( عذرا آدمی) و یاران دیگری که امروز در قید حیات هستند و آنانی که نیستند به مانند پرده یک فیلم قدیمی اما بسیار آشنا در مقابلم چشمان زنده میشود. خاطرات و یاد گذشته های نه چندان دور را دوباره مروری میکنم.. چه زیبا و قابل تحسین بود آنهمه شجاعت و از خودگذشتگی در مقابل یکی از جنایتکارترین حکومتهای تازه بقدرت رسیده که توانسته بود انقلاب مردم به جان آمده از ستم رژیم پهلوی را به مصادره بکشد.. تصویر حیاط خانه ی ما که به محل پشت جبهه انقلاب تبدیل شد و خاطره خنده ه و مهربانیهای این دوست و همراه عزیز یکبار دیگر به واقعیت درآمد و تک تک صحنه ها زنده شد و چه باشکوه هم بود.. در سالهای بعد از جنگ و مقاومت ۲۴ روزه سنندج زهرای عزیز همراه با غم از دست دادن دوتن از فرزندانش؛ قاسم و سیروس امین وزیری که در راه آزادی جانباختند برای همیشه داغ وحشیگری این رژیم سراپا جنایت بر جان و پیکرش نشست و راه ما هم به نوعی از هم جدا شد، من با پیوستن به صفوف مبارزه علنی و زهرای عزیز با ماندن در شهر و درد فرزند بر دل و جان..
رفیق و همراهم درود بر تو راهی که برگزیدی، بدان که در مبارزه برای یک دنیای آزاد و دور از نابرابری همیشه در کنارم خواهی بود.

آشنایی من با رفیق زهرا بر میگردد به دو سال قبل از انقلاب ۵۷ که در همسایگی زهرا خانم زندگی میکردم توسط رفیق عذرا آدمی (آباجی ) با او آشنا شدم . زهرا خانم انسانی صمیمی و مادری فداکار برای فرزندانش بود. با شروع مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی بدلیل وجود و آشنایی با مبازرانی همچون رفقای جانباخته علی گلچینی، قطبه گلپرور ،تروج وصلاح میزایی، سیروس و قاسم امین وزیری و تعدادزیادی از رفقای مبارز دیگر خانه ما به پشت جبهه انقلاب علیه رژیم سطنتی شاه تبدیل شد. در همان زمان بدلیل حرکت انقلابی در سراسر ایران هسته آرمان زحمتکشان در منطقه قعله چهارلان و بان شیخان دست به سازماندهی مبارزاتی زد و از جمله اقدام به تشکیل مدرسه سیاسی و تدریس آثار مارکس و لنین و ایجاد کتابخانه بنکه شیخان برای سازماندهی اهالی محل برای تشکیل شورای محله و سازماندهی افراد برای کمک رسانی به پشت جبهه زد. با پیوستن به کومله و بنکه قعله چهار لان،من در این مسیر با رفیق زهرا بیشتر آشنا شدم و همراه سایر زنان محله عضو شورای محله شدیم .با شروع جنگ ۲۴ روزه سنندج رفیق زهرا یکی از اعضای شورای بنکه قعله چهارلان بود و دامنه فعالیت و همکاریمان بسیار بیشتر شد و در عرصه های مختلف به فعالیت انقلابی مشغول بودیم .بعد از تصرف شهر توسط نیروهای جمهوری اسلامی و عقب نشینی پیشمرگان رفیق زهرا از طرف رژیم جنایت کار دستگیر شد و مدتی در زندان بود . بعداز آزاد شدن به فعالیت خود ادامه داد و مرتب با تشکیلات کومه له از دور و نزدیک در ارتباط بود. خوشبختانه من در طول این چند سال جویای حالش بودم و چندین بار از طریق تلفن از وی خبر گرفتم. متاسفانه در این سالهای آخر بدلیل مریضی و مشکلات دیگر این ارتباط ادامه نیافت، ولی با این وجود مطلع بودم که همیشه روحیه مبارزاتیش را همراه و آن را حفظ کرده بود. . در گذشت رقیق زهرا ی عزیز را به خانواده اش به مردم مبارز شهر سنندج و به مادران رفقای جانباخته تسلیت میگویم و خود را در غم آنها شریک میدانم .
مریم افراسیابپور
دسامبر ۲۰۱۵

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se