جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ , ۲۰:۲۷:۲۲ به وقت تهران
 
سیامک ستوده / مقالات
تظاهرات کابل ضعف ها و نقات قوت آن
سه شنبه, ۱۰ام آذر, ۱۳۹۴

 در جریان تظاهرات عظیمی که چندی پیش در کابل در اعتراض به اعمال وحشیانه و جنایت کارانه گروه های اسلامی، بخصوص سر بریدن هفت انسان بیگناه بدست جانیان داعش برپا شد، دیدیم که چگونه مردم افعانستان ازتمام اقشار و دسته جات در این تظاهرات شرکت نمودند تا صدای اعتراض خود را به گوش دولت افغانستان و گروه های جنایتکارداعش وطالبان برسانند. من امروزمیخواهم به بررسی و تجزیه وتحلیل این واقعه که از بسیاری جهات در نوع خود در تاریخ افغانستان کم نظیر بود بپردازم تا ببینیم نقاط ضعف و قوت ان چه بود. برای اینکه اگرما اعمال و اقدامات مبارزاتی خود را هر از چند گاهی مورد ارزیابی و انتقاد قرار نداده ونقاط ضعف و قوت انها را مشخص نکنیم قادر نخواهیم بود گام های بعدی درستی را به جلو برداریم. درنتیجه اشتباهات خود را تکرارکرده و قادر نخواهیم بود دررسیدن به اهداف خود کامیاب باشیم.

اول اینکه این اعتراض از این جهت که بهرحال عکس العملی بود به جنایات گروهای اسلامی، به خودی خود دارای ارزش مثبتی بود. برای اینکه اگر جامعه به جنایات و کارهای زشتی که در ان انجام میگیرد عکس العمل نشان ندهد واعتراض نکند، این جنایات و اعمال زشت و غیرانسانی، هر چند درابتدای امر ممکن است از نظر افراد جامعه زشت وجنایتکارانه به نظر آیند، ولی در صورتی که تکرار شده و هیچگونه اعتراضی هم به آنها نشود، به تدریج قباحت خود را از دست داده، به نرم جامعه تبدیل می گردند و قدم به قدم جامعه را از لحاط اخلاقی و فرهنگی به قهقرا میکشند. ما عکس العمل های مشابهی را از جانب مردم افغانستان، در رابطه با قتل فرخنده و درقبال جنایات و کشتارهای دیگری از این قبیل، ناظربودیم که همگی نشان از این واقعیت دارند که مردم افغانستان بتدریج در حال خروج از حالت بی تفاوتی نسبت به اوضاع سیاسی و وضعیت موجود خود می باشند. ما چنین عکس العملی را بطور مثال درعراق درقبال عملکردهای داعشی ها ندیدیم. البته من نمیخواهم مردم عراق را سرزنش بکنم. چرا که شاید آنها درشرایطی بودند که قادر به اعتراض و عکس العمل نبودند.

نقطه مثبت دیگر در تظاهر ذکر شده حضور گسترده مردم از اقوام واقشار مختلف در این تظاهرات بود. این امر برای کشوری چون افغانستان حائز اهمیت زیادی است، افغانستانی که از ملیت ها و اقوام مختلف تشکیل شده و همیشه دستخوش ناسیونالیسم کور و درگیریهای قومی وملی بوده و صاحبان قدرت همواره سعی داشته اند ازاین اختلافات و تفرقه ها به نفع خود استفاده کنند. با اینکه کشته شدگان و قربانیان جنایت داعشی ها همگی از هزاره ها بودند، همینکه همه اقشار و ملیت های مختلف مردم میایند و متحدانه، دست در دست هم، در تظاهرات شرکت میکنند، این خود شعور و فهم سیاسی بالای مردم را در این زمینه میرساند. اینکه از نظر آنها فاجعه نه قتل صرفا هفت هزاره، بلکه تعرض به جان هفت انسان بوده است.

نقطه مثبت دیگری که در این تظاهرات شایان توجه است، شعارهای مطرح شده در آنست. از جمله شعاراشرف غنی استعفا استعفا، و شعارهایی که از دولت و رئیس جمهور میخواهد که در مورد این قتل ها پاسخگوی ملت بوده و به طور جدی با مرتکبین آن ها برخورد کند. ازجنبه تبلیغاتی این شعارها که بگذریم، آنها از جهت دیگری هم شعارهای مثبتی بودند. از این جهت که روی بی مسئولیتی، بی کفایتی و مقصر بودن دولت در این واقعه دست میگذارد. اما اگر کسانی که این شعارها را میدادند فکر کنند که این دولتی که خود دست در دست طالبان دارد، دولتی که خود سرا پا فاسد و پوسیده است، امکان دارد بیاید و بتواند پاسخ درستی به این وضعیت بدهد و اصلا بتواند و حتی بخواهد از جان و زندگی مردم مواظبت کند، دچار توهم شده است. بنابراین، اگر در پشت این شعارها این انتظار وجود داشته باشد که دولت دست به اقدامات جدی برعلیه داعش و طالبان زده، جلوی دزدی، فساد و تاراج اموال و ثروت های عمومی را بگیرد، چنین انتظاری کاملا بی مورد و دور از واقعیت است.

در دهه های اخیر مردم افعانستان به قدر کافی در ارتباط با دولتها و عملکرد آنها آگاهی و تجربه کسب کرده اند. آخرین تجربه سرخوردگی آنها از دولت وحدت ملی اشرف غنی و عبدالله عبدالله بود که در آن از پی امیدهای زیادی که به این دولت و وعده وعیدهای آن بسته بودند، سرانجام به هیچ یک از خواسته های خود دست نیافتند و کوچکترین بهبودی را در وضعیت سخت و اسف بار خود مشاهده نکردند.

کارگران و مردم زحمتکش افغانستان باید بدانند چه خود این دولت ها وچه اپوزیسیون های آنها، چه دولت اشرف غنی و چه داعشی ها، طالب ها و دار و دسته های دیگر مدعی قدرت در افغانستان، همگی جزئی از طبقه حاکم سرمایه داران اند، سرمایه دارانی که دست در دست هم به چیزی جز چپاول مردم زحمتکش و پر کردن جیب خود نمی اندیشند.

بنابراین، یکی دیگر از جنبه های مثبت این تظاهرات این بود که شعارهای داده شده در تظاهرات برعلیه هر دو، هم دولت و هم اپوزیسیون های ارتجاعی آن، طالبان و داعش، بود. و اما جنبه های منفی در این تظاهرات:

از جمله شعارهای منفی در این تظاهرات شعارهای الله اکبرو لاالله الله بودند که این شعارها هیچ ربطی به مطالبات مردم نداشتند. مشکل مردم در افغانستان امنیت، کار و گرسنگی است. اینکه کارگران مجبورند برای فرار از جنگ، ناامنی و برای کار و تهیه یک لقمه نان به کشورهای دیگر مهاجرت کننند و هزار و یک مشکل دیگر. مردم وقتی تظاهرات می کنند شعارهایشان باید بیان خواست ها و مطالبا ت آنها باشد، نه شعارهایی مانند الله اکبر و لا الله الله . این شعارها نمی توانند شعارهای مردم باشند. اینها شعارهای همان گروهای جنایتکاری چون داعش و طالبان اند که مردم در اعتراض و مخالفت با آنها ست که به خیابان آمده اند. پس چگونه می شود که شعارهای خود آنها را سر دهند. شعارهای همان گروه هایی که سی سال است مشغول جنایت و کشتار مردم اند، وهر بار که دسته جدیدی از آنها پا به میدان گذارده است گوی بیرحمی و جنایت را از دیگری ربوده است.

مسلما طالبان میل دارد با در آمدن این تظاهرات برنگ مذهبی، از تظاهرات مردم بر علیه دولت به نفغ خود استفاده نماید و منجمله در چانه زنی هایش بر سر میز مذاکرات با استناد به این شعارها دست بازتری داشته باشد. همینطور بود اگر در این تظاهرات شعارها تنها محدود به شعارهای ضد دولتی میشدند و بر علیه طالب ها و داعشی ها شعاری داده نمیشد. در اینصورت هم گروهای اسلامی از این مسئله به نفع خود استفاده کرده، از حرکت مردم به نفع خود بهره برداری می نمودند و تظاهرات مزبور را به نفع خود، بصورت حربه ای، بر سر رقیب خود، یعنی دولت می کوفتند. ولی از آنجائی که مردم در این تظاهرات بکرات، نه تنها دولت ، بلکه نیروهای ارتجاعی داعش و طالبان را نیز مورد اعتراض و حمله خود قرار دادند، مانع بهره برداری از حرکت خود توسط اپوزیسیون های ارتجاعی شدند.

و اما جنبه منفی دیگر تظاهرات کابل. در هر پروسه و روند انقلاب دو مرحله وجود دارد: مرحله اول مرحله مسالمت آمیز مبارزه و مرحله دوم مرحله خشونت و قیام. هرچه مرحله مسالمت آمیز مبارزه بیشتر تکامل یابد، یعنی طولانی تر شود، مرحله دوم یعنی قیام کوتاه تر و سریعتر انجام می پذیرد. چرا که درطی تکامل مسالمت آمیز مبارزه نیروی هر چه بیشتری گرد آمده و لذا قیام با تلفات و خونریزی کمتری انجام می پذیرد.

بنابراین، ضعف دیگر تظاهرات کابل این بود که در آن مرحله مسالمت آمیز مبارزه خیلی زود و قبلا از اینکه بقدر کافی تکامل یابد، به پایان خود رسیده، کار به خشونت کشید، و این زمانی بود که مردمی که در برابر کاخ ریاست جمهوری تجمع کرده، آنرا در محاصره خود گرفته بودند، درب کاخ را شکسته و سعی نمودند با زور وارد آن شوند. باین ترتیب، مبارزه از حالت مسالمت امیز خود خارج شده و قبل از اینکه نیروی کافی را برای تصرف قطعی کاخ و سایر ساختمان ها و نهادهای دولتی ئ تظلنی گرد آورده باشد، بطور زود رسی وارد مرحله خشونت آمیز خود شد. در نتیجه با شلیک اولین گلوله ها ی نگهبانان مستقر بر بام کاخ و مرگ و زخمی شدن تعدادی از تظاهر کنندگان، مردم پراکنده و همه چیز تمام می شود. در حالیکه اگر این واقعه رخ نمیداد و تظاهر کنندگان درجلوی ساختمان ریاست جمهوری بطور نامحدودی، همانطور که در انقلابات بهار عربی شاهد بودیم، تحصن کرده و به نطق و سخنرانی پرداخته، به شکل مسالمت امیزی به اعتراضات خود ادامه میدادند و تا حد امکان مانع برخورد خشونت آمیز با نیروهای انتظامی و هر گروه مسلح دیگری می شدند، اعتراضات در شکل مسالمت آمیز خود ادامه پیدا می کرد، و گروه های بیشتری از مردم با مشاهده جو آرام و مسالمت آمیز تظاهرات به جمع تظاهرکنندگان پیوسته و بتدریج جمعیت تظاهر کننده افزایش می یافت. تا جائی که بقیه گروه های مردم نیز به عرصه مبارزه کشیده شده، به انداره کافی نیرو برای مقابله قطعی با نیروهای انتظامی در لحظه مناسب گرد آوری میشد.

در مصر هم دیدیم که وقتی اخوان المسلین به قدرت رسید و شروع به سرکوب مردم کرد، مردم شروع به تظاهرات بر علیه آن کردند. ادامه این تظاهرات با چنان سرعتی توده های مردم معترض را به خیابان ها آورد که اگر بلافاصله با کودتای ارتش و سرکوب خشونت بار تجمعات توسط نیروهای انتظامی جلوی این روند، گرفته نمی شد، اوجگیری تظاهرات و گردهمائی مردم، انقلاب بس بزرگ تر و خطرناک تری را در پی خود می داشت که هیچ نیرویی قادر به متوقف کردن آن نبود. در اینجا بود که ارتش وارد عمل شد و با دستگیری مرسی و ساقط کردن دولت وی روند مبارزه مسالمت آمیز مبارزه را قطع و مانع تکامل آن به حد نهائی خود شد.

بنابراین، دوره تکامل مسالمت آمیز دوره ای است که در آن مردم تظاهر کننده سعی میکنند تا انجا که ممکن است مانع خشونت شوند، تا وقتی که نیروی کافی برای حمله نهایی و یکسره کردن کار رژیم گردآوری شود. در جریان همین روند است که هرچه دامنه اعتراضات بیشتر گسترش میابد، تعداد بیشتری از افراد نیروهای انتظامی هم به جمع مردم پیوسته، توانائی دولت در سرکوب خشونت آمیز تجمعات مردم که حالا از لحاظ نفرات به اوج خود رسیده است محدود تر می شود، تا زمانی که شرایط بطور کامل برای اقدام نهائی و قیام فرا می رسد.

و اما بزرگترین ضعف این تظاهرات نداشتن چشم انداز و آلترناتیو روشن برای جایگزینی آن بجای دولت کنونی بود. ضعفی که امروزه تنها به تظاهرکنندگان کابل محدود نمی شود، بلکه کم و بیش جنبش های اعتراضی مردم جان به لب رسیده در سایر کشورها را نیز در بر می گیرد. تظاهر کنندگان در برابر کاخ ریاست جمهوری با شعار “اشرف غنی استفعا استعفا” خواستار استعفا و برکناری او بخاطر بی کفایتی در مقابله با گروه های جنایت کار اسلامی و دست داشتن با آنها، نا توانی در تامین امنیت، ایجاد اشتغال، و ارائه خدمات عمومی و عدم مبارزه قاطع با فساد اداری و مالی بودند. آما معلوم نبود که پس از برکناری دولت کنونی کدام دولتی را که بری از ضعف های بالا باشد برای جایگزینی آن در نظر داشتند.

سیامک ستوده

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se