دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ , ۱۴:۵۲:۳۰ به وقت تهران
 
حسن رحمان پناه / گفت و گو
تروریسم جمهوری اسلامی در کردستان عراق ، مصاحبە “رادیو زمانه” با حسن رحمان پناه
سه شنبه, ۱۰ام آذر, ۱۳۹۴

آنچه در زیر می‌خوانید بخش چهارم مجموعه‌‌ای از پنج گفت‌وگو درباره ترور فعالان حزب‌های کردستان ایران است.
اوج ترورها فعالان کرد در دهه ۱۹۹۰ است. لیستی که در این لینک در دسترس است، حاوی اسامی بخشی از ترور شدگان است. این لیست هنوز تکمیل نشده است. بخش بزرگی از ترورها در اقلیم کردستان (عراق) صورت گرفته است.

۱۳ نفر از کادرهای وابسته به حزب کمونیست ایران و تشکیلات کردستان آن (کومه‌له) طی دهه ۹۰میلادی در اقلیم کردستان هدف ترور قرار گرفتند و جان باختند. ۱۵ نفر از نیروهای این حزب نیز بر اثر اقدامات تروریستی عوامل جمهوری اسلامی مجروح شدند.
حسن رحمان پناه، عضو کمیته مرکزی سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومه‌له) با تایید آمار فوق می‌گوید «اسامی بالغ بر ۲۰۷ نفر [از کل احزاب] در کتابی ثبت شده که طی اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در دهه ۹۰ میلادی در کردستان عراق کشته و یا زخمی شده‌اند. اما متاسفانه آمار ترورها بیشتر از این است.»
جمهوری اسلامی در اقدامات تروریستی خود علیه احزاب کرد، غیر نظامی‌ها و خانواده‌ها را هم هدف قرار داده است. رحمان پناه در این باره می‌گوید: «تمام اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی علیە حزب ما و دیگر احزاب در شرایطی صورت گرفتە کە مقرها و یا مسیرهای تردد نیروهای این احزاب، محل اسکان و رفت و آمد خانوادەهای آنها و دیگر ساکنین غیرمسلح بودە است. برای نمونه ماشین‌هایی که هدف حملات تروریستی قرار می‌گرفتند حامل کودکان، زنان غیر مسلح و افراد مسن نیز بودەاند.»
رسیدگی به پرونده ترورها در اقلیم کردستان معمولا مسکوت مانده است. عضو کمیته مرکزی سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومه‌له)، جنگ داخلی در کردستان عراق و نفوذ جمهوری اسلامی در میان احزاب حاکم بر اقلیم کردستان را از دلائل مسکوت ماندن پرونده ترور نیروهای احزاب کرد اپوزیسیون جمهوری اسلامی در کردستان عراق می‌داند و در ادامه اضافه می‌کند: البته اتحادیه میهنی کردستان در فاصله سالهای ١٣٩٠ تا ١٣٩۴ میلادی تعدادی از عوامل جمهوری اسلامی را شناسائی و مجازات کرد.
*****
■ سوسن محمدخانی غیاثوند: جمهوری اسلامی برای فشار آوردن به احزاب کُردستان ایران و از جمله حزب شما از چه روش‌هایی استفاده کرده است؟
جمهوری اسلامی از هیچ کدام از روشهای شناختە شدە سرکوب کوتاهی نکردە است از جمله:
− یورش نظامی و جنگ ارتجاعی علیە مراکز استقرار و محل‌های حضور نیروهای ما در داخل شهرها کە زمانی در اختیار داشتیم و حمله به روستاها و مناطق آزاد کردستان
− بمباران هوایی محل‌های استقرار نیروهایمان،
− یورش به تشکیلات و محل کار و زیست ما کە طی آن دهها تن از فعالین و مبارزین، دستگیر، زندانی، شکنجە و اعدام شدەاند،
− عملیات تروریستی و ترور رهبران و فعالین، اعزام جاسوس به صفوف تشکیلاتمان به منظور ترور، مسموم کردن آب و غذا، ارسال محمولەهای حاوی مواد منفجرە، بمب گذاری در مقرها و مسیرهای تردد و دیگر اقدامات ضدانسانی و از جمله ترور به صورت فردی و جمعی در خارج از کشور و بویژه در کردستان عراق.
■ ترور اعضای احزاب کُردستان ایران توسط جمهوری اسلامی در چه فاصله زمانی اتفاق افتاده است؟
ترور و حذف فیزیکی افراد و بویژه مخالفین سیاسی و فکری، همیشە بخشی از سیاست جمهوری اسلامی بودە است. این اقدامات از سال ١٣۵٨ آغاز شد. در آن هنگام ما هنوز با جمهوری اسلامی در حال جنگ نبودیم و اینگونه اقدامات در چهارچوب عملیات تروریستی قرار می‌گرفت.
فکر می‌کنم اولین اقدام تروریستی ارسال جعبە حاوی مواد منفجرە به مقر کومەله در شهر مهاباد در سال ١٣۵٨ بود کە با کنترل و هوشیاری به موقع رفقای ما این محمولە به خارج مقر انتقال دادە شد و در کنار جادە نزدیک مقر منفجر شد. یکی از فرماندهان برجستە ما رفیق “حسین سهیلی” در این حادثه از ناحیە گوش آسیب جدی دید کە بعدا متاسفانه در جریان بمباران مقرهای کومەله توسط رژیم جانباخت.
اولین ترور فیزیکی در کردستان مربوط به سرآغاز یورش جمهوری اسلامی به کردستان و قبل از اشغال شهرها در دوران حضور نیروهای سیاسی در شهرهای کردستان بود که طی آن سرگرد حبیب الله عباسی، عضو کمیتە مرکزی و مسئول شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران، در ٣١شهریور سال ١٣۵٨ خورشیدی در مقر این حزب در شهر مهاباد به همراه احمد چلبی که نزد وی مهمان بود، ترور شد.
در فروردین سال ١٣۵٩ و در دوره‌ای که آتش بس برقرار شده بود، رژیم از شهر کرمانشاه یک دستگاه ضبط صوت بمب گذاری شدە را به عنوان “هدیە” دو جوان به مقر کومەله در شهر سنندج فرستاد کە با هوشیاری رفقای ما قبل از انفجار خنثی شد.
از تابستان ١٣۵٨به بعد جوخەهای ترور رژیم در داخل و خارج کشور فعال شدند. ترورهای دهە ۶٠ در خارج از کشور به فرمان شخص خمینی انجام شد. از جمله ترور شاپور بختیار، کاظم رجوی، عبدالرحمان برومند، غلام کشاورز، صدیق کمانگر، عبدالرحمن قاسملو و همراهانش، صادق شرفکندی و دوستانش و ده‌ها ترور دیگر در خارج کشور که کارنامه مملو از جرم و جنایت رژیم اسلامی را تشکیل می‌دهد. ترور فعالین سیاسی، ادبی، روشنفکران آزاداندیش و چپ در داخل کشور در دهه هفتاد و در دوران زمامداری خاتمی کە به “قتل‌های زنجیرەای” معروف شد از دیگر نمونەهای برجستە چنین ترورهایی است.
در دهە ٩٠ میلادی یا ٧٠ خورشیدی چند صد تن از پیشمرگان، فعالین سیاسی و افراد وابستە به احزاب سیاسی کردستان ایران کە در کردستان عراق مستقر بودند توسط باندهای انسان کش‌جمهوری اسلامی ترور شدند.
■ آیا آمار دقیق ترورها را دارید؟
آماری از ترورهای جمهوری اسلامی با نام و مشخصات افراد ترور شدە، وابستگی سیاسی و تشکیلاتی، محل و نوع ترور کە در دهە ٩٠ میلادی در کردستان عراق صورت گرفتە در کتاب ” نبرد بسوی پیروزی ” گردآوری و منتشر شده‌است. این کتاب مصاحبە حضوری بهمن سعیدی، روزنامه نگار با رفیق ابراهیم علیزادە دبیر اول کومەلە است. تعداد کشتە و زخمی‌ها از همه احزاب و سازمانها و افراد مختلف سیاسی کە تا آنزمان ثبت شدە بالغ بر ٢٠٧ نفر است. اما متاسفانه آمارها از این بیشتر است کە ما سعی می‌کنیم در آیندە آن را تکمیل کنیم.
■ از حزب کمونیست ایران و تشکیلات کُردستان آن (کومه‌له) چند نفر هدف ترور قرار گرفتند؟ چند نفر براثر ترورها کشته شدند؟ چند نفر زخمی و یا معلول شدند؟ چند نفر جان سالم به در بردند؟
آمار کشتارها و ترورها در کردستان ایران بسیار زیاد است و در واقع شرایط کردستان طی سالهای حاکمیت جمهوری اسلامی جنگی بوده است. اما اگر منظورتان از ترور، عملیاتهای تروریستی برون مرزی جمهوری اسلامی باشد در این صورت بیشترین این ترورها در کردستان عراق صورت گرفته‌اند. شاخص‌ترین نمونه ترورها بر علیه کومه‌له و حزب کمونیست ایران ترور غلام کشاورز و صدیق کمانگر بود. رفیق غلام کشاورز از چهرەهای شناختە شدە جنبش کمونیستی ایران و از اعضای کمیتە مرکزی حزب کمونیست ایران در اروپا بود. وی در ۴ شهریور سال ١٣۶٧ در شهر “لارناکا” در کشور “قبرس” در حالی ترور شد که برای دیدار مادر و اقوامش به آنجا سفر کردە بود. ٩ روز بعد و در همان ماه و سال رفیق صدیق کمانگر چهرە شناختە شدە جنبش کمونیستی و انقلابی ایران و کردستان توسط یک تروریست کە به صفوف نیروی مسلح کومەلە نفوذ کردە بود در سحرگاه ١٣شهریور ١٣۶٧ در نزدیک شهر رانیە در کردستان عراق ترور شد.
سایر اقدامات تروریستی علیه پیشمرگه‌ها و فعالین سیاسی جریان ما و دیگر احزاب و سازمانها، مربوط به بعد از پیروزی قیام مردم کردستان عراق علیە رژیم بعث، در اقلیم کردستان است. در ترورهای دهە ٩٠ میلادی در کردستان عراق ١٣ نفر از کادرهای وابستە به جریان ما هدف ترور قرار گرفتند و جان‌باختند. ١۵تن نیز مجروح شدند. طرحهای بسیاری هم خنثی شدند.
■ ترور اعضای حزب کمونیست ایران و تشکیلات کُردستان آن (کومه‌له) بیشتر در کدام شهرهای اقلیم کُردستان بوده است؟
به دلیل اینکە مقرهای محل استقرار نیروهای کومله و بیشترین حضور این نیروها در جوار مرز و در استان سلیمانیە بودە بنابراین بیشترین و تقریبا همه ترورها در این استان و شهرهای تابع این استان از جمله شهر سلیمانیە، مسیر سلیمانیه به منطقە قرەداغ، رانیه، قلعەدزە و حلبچە و اطراف این شهرها روی دادە است.
■ اعضای حزب کمونیست ایران و تشکیلات کُردستان آن (کومه‌له) غیر از اقلیم کُردستان و یک مورد هم، آنچنان که اشاره کردید در قبرس، در کدام کشورهای دیگر هدف ترور قرار گرفته اند؟
طبق اطلاعاتی کە ما داریم رژیم اسلامی در برخی از کشورهای اروپایی طرح ترور تعدادی از ر فقای ما را داشتە و دارد. اما همچنانکه پیشتر بیان کردم تنها در کشور قبرس موفق بە ترور غلام کشاورز از اعضای کادر رهبری حزب کمونیست ایران شد.
■ ترورهای انجام شده در اقلیم کردستان بیشتر در منطقه تحت نفوذ حزب دمکرات به رهبری بارزانی بوده یا اتحادیه میهنی به رهبری جلال طالبانی؟
ترورها در هر دو منطقە صورت گرفتە است. حضور و استقرار نیروهای پیشمرگ ما در مناطق جنوب و وسط کردستان بیشتر بود. این مناطق تحت کنترل نیروهای “اتحادیە میهنی کردستان عراق ” است بنابراین ترور نیروهای کومه‌له بیشتر در مناطق تحت کنترل این حزب صورت گرفتە است.
اما ترور افراد حزب دمکرات و دیگر سازمانهای سیاسی مسلح، به دلیل استقرار نیروهای آنان در مناطق شمال کردستان، در منطقە تحت کنترل “حزب دمکرات کردستان عراق − پارتی” صورت گرفتە است.
■ آیا حزب شما برای ترور نیروهایش در اقلیم کُردستان پرونده‌ای تشکیل داده یا به دنبال پیگیری قضایی این مسئله بوده است؟ نتیجه این پرونده‌ها چه شده؟ اگر پرونده‌ها بی نتیجه مانده‌اند لطفا درباره علتش توضیح بفرمایید.
بله چنین پرونده هائی تشکیل شده‌اند و از کانال‌های رسمی حاکم در منطقه پیگیری هم شده‌اند اما به دلایل متعدد از جمله جنگ داخلی در کردستان عراق که بسیاری از ترورها در همین دوره اتفاق افتاده‌اند ونیز نفوذ جمهوری اسلامی در میان احزاب حاکم در اقلیم کردستان، رسیدگی به پرونده‌های ترور نیروهای احزاب کرد اپوزیسیون توسط عوامل جمهوری اسلامی در اقلیم کردستان معمولا مسکوت مانده است. اما خود اتحادیه میهنی کردستان در فاصله سالهای ١٣٩٠ تا ١٣٩۴ میلادی تعدادی از عوامل جمهوری اسلامی را شناسائی و مجازات کرد.
■ برای پیگیری مسئله ترور اعضای حزبتان در اقلیم کُردستان و یا کشورهای اروپایی با چه مشکلاتی مواجه بودید؟
در کردستان عراق اساساً اعمال نفوذ مستقیم جمهوری اسلامی مانع به نتیجه رسیدن شکایات می‌شدند. در اروپا هم مصالحه دولتهای اروپائی با جمهوری اسلامی تحت عناوینی از قبیل ” دیالوگ انتقادی” به مانعی بر سر راه پیگیری این پرونده‌ها تبدیل شدند. دولتهای اروپائی اساسا به دلیل منافع اقتصادی با رژیم ایران سازش می‌کردند و تحت فشارهای رژیم در راه به نتیجه رسیدن پرونده‌ها سنگ اندازی می‌کردند. لیست طولانی از بدون نتیجه ماندن این پرونده‌ها وجود دارد. حتی در فرانسه تروریستها را با رژیم ایران مبادله کردند.
■ برای تامین امنیت نیروهایتان و جلوگیری از ترورها چه اقداماتی انجام دادید؟
در دوران تشدید ترورهای رژیم در کردستان عراق در دهە ٩٠ میلادی، ما سعی کردیم با در پیش گرفتن اقدامات بازدارندە، افزایش گارد امنیتی و دفاعی و نیز آموزش نیروهای خود برای چگونگی مقابلە با ترورها و خنثی نمودن اقدامات تروریستی رژیم، ضریب امنیتی نیروهای خود را بالا ببریم و هم مانع گسترش ضربات تروریستی رژیم بشویم. نکتە مهم و اصلی دیگر کمک و حمایت بی دریغ تودەهای کارگر و زحمتکش در کردستان عراق از نیروهای ما و رابطە عمیق سیاسی، مبارزاتی و عاطفی بود و هست کە ما با مردم محل استقرار نیروهای خود برقرار کردە و در شادی و غم همدیگر شریک و همدوش بودەایم. گارد حفاظتی مردم مبارز، حمایت آنان از نیروهای ما، اطلاعات مفید و به موقع از تحرکات و اقدامات تروریستی رژیم و عوامل و مزدوران آن باعث شد تا بسیاری از توطئه‌ها و طرحهای ترور خنثی شوند. تودەهای مردم، بهترین سپر دفاعی و امنیتی برای نیروی سیاسی مسلح هستند.
■ فکر می‌کنید چرا در یک دوره‌ای جمهوری اسلامی اینهمه به ترور مخالفان خود دست زد؟
به نظرم مجموعە عوامل داخلی و خارجی باعث تشدید ترورها در خارج کشور گردید. جدا از ماهیت تروریستی رژیم کە در همە دورەهای حاکمیت خود چە در داخل و چە در خارج از ترور بعنوان یکی از ستونهای حفظ خود سود جستە اما اوضاع داخلی رژیم، پایان جنگ ایران و عراق، نگرانی از گسترش نارضایتی و اعتراضات مردم، ترس از اپوزیسیون بعنوان آلترناتیو رژیم، امید به نابودی احزاب و اپوزیسیون از طریق حذف فیزیکی رهبران و فعالین آن، سکوت افکار داخلی و خارجی در برابر جنایات صورت گرفتە از عوامل اصلی انجام ترورها در نیمه دوم دهه ۶٠ و دهە ٧٠ خورشیدی است.
■ چه شد که آمار ترورها توسط جمهوری اسلامی پایین آمد؟ آیا علتش این بود که شما مسائل امنیتی را بیشتر رعایت کردید؟ یا جمهوری اسلامی نگران واکنش جامعه جهانی و افکار عمومی و نیز تخریب وجهه خود بود؟
فکر می‌کنم هر دو عامل تاثیرگذار بودند. هم ما و هم دیگر احزاب و سازمانهای سیاسی اقدامات و روش‌های تروریستی جمهوری اسلامی در کردستان عراق و خارج کشور را بیشتر شناختیم و هم اقدامات خنثی کنندە به کار گرفتیم. نکتە دیگر در کردستان عراق این بود کە جنگ داخلی مابین احزاب سیاسی کە همه آنها رابطە خوب و دوستانه با نیروهای اطلاعات و سپاە پاسدارن رژیم داشتند و به هر لحاظ به آنان وابستە و نزدیک بودند در حال اتمام بود و نیازهای مادی و تسلیحاتی آنان به رژیم کمتر می‌شد. در ضمن ترورهای رژیم علیە اپوزیسیون مسلح خود در کردستان عراق با واکنش اعتراضی روبه گسترش مردم اقلیم کردستان علیە احزاب حاکم این منطقە نیز روبرو بود. احزاب حاکم در کردستان عراق نمی‌توانستند نسبت به این اعتراضات بی توجە باشند.
در عرصە منطقەای و بین المللی نیز اقدامات تروریستی رژیم چە در کردستان عراق، چە در داخل و چە در خارج کشور، چهره تروریستی جمهوری اسلامی را روز به روز بیشتر در افکار عمومی، در صفوف سازمانها و نهادهای بشردوست و همچنین در میان نهادهای جهانی و بین المللی نشان می‌داد. به همین دلیل رژیم تروریستی جمهوری اسلامی هر روز بیشتر منزوی و متروک می‌شد. فراموش نکنیم کە ترورهای رژیم جمهوری اسلامی تنها محدود به فعالین اپوزیسیون این کشور نبود بلکه کسانی از جمله سلمان رشدی، نویسندە هندی-بریتانیایی کتاب “آیات شیطانی” و تعدادی از مترجمین و ناشرین کتاب ایشان نیز مورد غضب بالاترین مقام سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی کە شخص خمینی بود قرار گرفتند و فتوای قتلشان صادرشد. چنین اقداماتی شکی در تروریست بودن و ضدانسان بودن جمهوری اسلامی حاکم بر ایران برای کسی باقی نگذاشت و رژیم را در ادامه سیاست ترور و حذف فیزیکی با سد مخالفت افکار عمومی و محکومیت جهانی روبرو کرد و رژیم را ناچار به مسکوت گذاشتن این بخش از سیاستش نمود.
■ جمهوری اسلامی از چه شیوه‌هایی برای ترور اعضای احزاب کُردستان ایران استفاده کرده است؟ درباره ترور اعضای حزب خودتان هم لطفا توضیح بفرمایید از چه روشهایی استفاده کرده است؟
ارسال محمولەهای حاوی مواد منفجرە، ارسال مواد سمی برای مسموم کردن نیروها به صورت فردی و جمعی، کوشش برای ربودن افراد، ترور فردی و فیزیکی، کار گذاشتن مین ضد نفر و ضد خودرو در مسیرهای رفت و آمد، فرستادن مزدور برای ورود به صفوف احزاب و سپس اجرای نقشه ترور علیە افراد مشخص در سطح رهبری و کادرهای شناختە شدە، ارسال کتاب و نامەهای حاوی مواد منفجرە، ارسال سلاح با امکانات صدا خفەکن به منظور انجام ترور بدون سرو صدا، تنها بخش‌هایی از اقدامات تروریستی رژیم جمهوری اسلامی علیە ما و دیگر سازمانها و نیروهای اپوزیسیون مستقر در کردستان عراق بودە است.
■ آیا اقدامات تروریستی ای در حزب شما توسط عوامل جمهوری اسلامی انجام شده که طی آن علاوه بر نظامی ها، جمع، خانواده ها، غیرنظامی‌ها و کودکان هم هدف قرار گرفته باشند؟
تمام اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی علیە حزب ما و دیگر احزاب، در شرایطی صورت گرفتە کە مقرها و یا مسیرهای تردد نیروهای این احزاب، محل اسکان و رفت و آمد خانوادەهای آنها و دیگر ساکنین غیرمسلح بودە است. برای نمونه چندین بار خودرو و اتوبوسهای حامل نیروهای ما کە برای تامین نیازهای روزانه به سمت شهرها، بویژه شهر سلیمانیە می‌رفتند، در مسیر رفت و آمد مورد یورش تروریستی مزدوران جمهوری اسلامی قرار گرفتند. ماشینهایی که هدف حملات تروریستی قرار می‌گرفتند حامل کودکان و زنان غیر مسلح و افراد مسن نیز بودەاند. در این اقدامات تروریستی در مسیر روستای “زرگویز” به شهر سلیمانیه چندین تن از رفقای ما مجروح شده‌اند و یا جان باختەاند. طی سال‌های دهە ٩٠ میلادی بە دلیل فقر و جنگ داخلی در کردستان عراق و بویژه وجود مزدوران زیاد در صفوف احزاب مذهبی و اسلامی در کردستان عراق و همکاری آنها با جمهوری اسلامی، صفوف این گروەها به مکانی برای اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی علیە نیروهای اپوزیسیون ایرانی مستقر در کردستان عراق تبدیل شدە بود کە مستقیما دستور ترور و اقدام مسلحانه علیە اپوزیسیون جمهوری اسلامی را از کنسولگری رژیم در شهرهای “اربیل و سلیمانیە” در ازای پول ناچیزی دریافت می‌کردند. تروریست‌ها بعد از عملیات تروریستی و یا پس از شناسایی بلافاصلە به ایران می‌گریختند.
■ آیا تا بحال کسی از ترور کننده‌ها را مجازات کرده اید؟ به چه شکل؟
در درگیریهائی که چه در کردستان عراق و چه در داخل خاک کردستان ایران با اینگونه عوامل جمهوری اسلامی روی داده است، تعدادی از تروریستها کشته شده‌اند و به این ترتیب به مجازات رسیده‌اند. رفقای ما در کردستان عراق مسلح هستند و در چنین مواردی سعی می‌کنند از خودشان دفاع کنند.
■ شما برای عوامل ترور چه صادرکنندگان دستور ترورها، چه اجرا کنندگانش و چه کسانی که به مجریان ترور یاری رسانده اند، خواستار چه نوع مجازاتی هستید؟
ما خواستار دستگیری، زندان و محاکمە علنی و شفاف آنان در دادگاه‌های مردمی هستیم البته با رعایت تمام موازین شناختە شدە وبا حضور هیئت منصفە فارق از جهت‌گیری سیاسی و ایدئولوژیک و با به رسمیت شناختن حقوق قربانیان و خانوادەهای آنان در اقامه دعوا، نشان دادن سند و مدرک علیه متهمین و نهایتاً صدور حکم عادلانه بر اساس جرم اثبات شدە. روشن است که همه سران جمهوری اسلامی مستحق این هستند که در چنین مراجع ذیصلاحی و با این شرایط محاکمه شوند و به مجازات شایسته خود برسند. به هر حال در برنامە ما مجازت اعدام وجود ندارد.
■ این ترورها چه تاثیری روی حزبتان، فعالیتهایتان و روحیه اعضای حزبتان داشته است؟
تردیدی در این نیست کە ترورهای انجام گرفتە لطمات سنگینی به همه احزاب و سازمان‌های سیاسی به لحاظ حذف نیروهای مۆثر و کارآمد داشتە و حزب و جریان ما نیز از این قاعدە مستثنا نبودە است. بویژه انتخاب چهرەهای تاثیرگذار که رژیم برای حذف فیزیکی آنان آگاهانه و نقشەمند اقدام نمودە است. اما جریانی کە نیرو و قدرت خود را از امکان و توان تودەها می‌گیرد با اتکا به همین امکانات و با پافشاری بر ادامه راه و مسیر مبارزەِ جانباختگان خود سعی می‌کند که خلاء ایجاد شدە را پر کند. ما با اعتقاد به مسیری کە رفقای جانباختە طی نمودند و حقانیت مبارزە انسانی و حق طلبانه شان و اعتقاد راسخ به اینکە سرکوب و ترور و جنایات عمر کوتاهی دارند، اندوە از دست دادن رفقای عزیزمان را به عزم و ارادە برای ادامه مبارزە تبدیل خواهیم کرد و پیگیر آن تا سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و پایان دادن به ترور و سرکوب خواهیم بود.
■ برای رسانه‌ای کردن این ترورها و گزارش آنها به نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و جلب توجه جامعه جهانی و افکار عمومی به آن چه اقداماتی انجام داده اید؟
هم نامه‌های رسمی به این نهادها از جمله سازمان ملل، عفو بین الملل، دیده‌بان حقوق بشر و غیره نوشته‌ایم، هم با مسئولین این نهادها در سطوح مختلف نشست داشته ایم. در عین حال تلاش کرده ایم از طریق رسانه‌های غربی و فعالیت مستقیم خودمان افکار عمومی در غرب را از این مسائل مطلع کنیم.
■ فکر می‌کنید چه کارهایی می‌توان انجام داد تا جمهوری اسلامی از اقدامات تروریستی عقب نشینی کند؟
کارهای زیادی را می‌توان انجام داد. مهمترین کار آگاه نمودن افکار عمومی در داخل و خارج کشور از اقدامات و جنایات رژیم اسلامی در طول حیات آن تا کنون است. باید نشان داد اگر رژیم هم اکنون در خارج کشور ترور انجام نمی‌دهد، در داخل کشور به این جنایات و سرکوب روزانه مبارزین سیاسی و رهبران جنبش‌های اعتراضی و اجتماعی کە خطر جدی برای رژیم محسوب می‌شوند، در ابعاد وسیعی ادامه می‌دهد. واقعیت این است کە شرایط سیاسی و مبارزاتی و توازن قوا در داخل و در سطح منطقە و جهان تغییر کردە است. وگرنه جمهوری اسلامی تغییر نکردە و کماکان یک رژیم ضدانسان، تروریست و تروریست پرور است. این نکتە مهم را باید برای افکار عمومی توضیح داد و با کار پرحوصلە روشن نمود. نکتە مهم دیگر همکاری نیروهای سیاسی، احزاب و سازمانهای اپوزیسیون سرنگونی طلب در افشای جنایات رژیم بویژه برای افکار عمومی جهان است. همچنین باید خواستار محاکمه سران و رهبران رژیم به عنوان جنایتکار جنگی شد. جنگی که علیه مردم کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان، سیستان و بلوچستان راه انداختند. آنها به نسل کشی زندانیان سیاسی در ٣٠خرداد ۶٠ و مرداد و شهریور ۶٧ دست زدند. سران رژیم عامل جنایات بی شمار دیگری از جمله ادامه جنگ ارتجاعی عراق و ایران هستند کە طی آن صدها هزار نفر قربانی گرفت.
سرانجام باید مبارزە متحدانه و انقلابی را بدون توهم به جناحها و افراد در صفوف رژیم و اپوزیسیون بورژوای آن ادامه داد و به سرانجام رساند کە بزرگترین قدردانی و پاسداشت عزیزان جانباختە و خانواده‌های داغدار آنان توسط دستگاه ترور و سرکوب جمهوری اسلامی است.

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se