چهارشنبه ۰۱ آذر ۱۳۹۶ , ۱۹:۴۵:۳۰ به وقت تهران
 
عليرضاثقفي / مقالات منتخب
لشگرکشی روسیه به سوریه
چهارشنبه, ۲۹ام مهر, ۱۳۹۴

پس از کشمکش​های فراوان در چند سال گذشته بر سر سوریه، کشور روسیه نیز که از ابتدا مدافع حکومت اسد بود بالاخره با بررسی شرائط و با مساعد دیدن صحنه​ی نفرت از نیروهای بنیادگرا، به صورت صریح و در میان دیدگان حیرت​زده​ی مردم منطقه به دخالت نظامی به نفع حکومت سوریه وارد عمل شد. در این میان هیچ کدام از لشگریان مهاجم از مردم سوریه نپرسیدند

که میان حکومت خاندان اسد و داعشیان چه تفاوتی هست، حکومت خاندان اسد که با یک کودتا در دهه پنجاه قرن گذشته بر مردم سوریه مسلط شد و از آن زمان تا کنون بارها دست به قتل​عام مردم زده است و حکومت​های داعش یا سایر مخالفانی که ساخته و پرداخته حکومت​های ترکیه و سعودی و شیخ​نشین​های خلیج فارس هستند و مشغول قتل​عام و غارت مردم.(۱)

و اما مجیزگویان جدید سرمایه​داری، آنها که هنوز روسیه را به نوعی شوروی سابق می​دانند از دخالت نظامی روسیه، هم آوا با ارتجاع منطقه کف کرده​اند و حفظ نظام جنایتکار حافظ اسد را جشن می​گیرند، ودر رویا​های خود راه رشدی غیرسرمایه​داری می​جویند. آنها یک مشکل داشته و هنوز هم دارند، مردم را باور ندارند و در میان جنگ جناح​های مختلف سرمایه​داری بر سر سهمی بیشتر، می​خواهند برای خود جایگاهی بیابند. فعلا سوریه را به روسیه سپردند تا کجا را به غرب بسپارند و برخی به اصطلاح تحلیل​گر هم چند صباحی خوش باشند که روسیه جای شوروی سابق را، تنها در مخیله آنان، گرفته است.

صرف​نظر از آنکه همین لشگرکشی را چند سال قبل، جناح دیگری از سرمایه​داری در حمایت از داعش و یا ارتش آزاد انجام داده و به جائی نرسیده بودند، مرحله جدید دخالت نظامی قابل بررسی است. نیرو​های مختلف نظام سرمایه​داری هر یک به نفع خود و برای حفظ این نظام در خاورمیانه، زرخیزترین منطقه جهان، سال​ها که هر یک نقشه خاص خود را دارند. بخش مرتجع​تر ِنظام سرمایه​داری همواره تلاش دارد که نیرو​های بنیادگرائی همانند داعش و اسرائیل یا سایر بنیادگرا​هایی همانند طالبان و القاعده را تقویت کند و بخش نئولیبرال آن؛ که مکمل بخش اول است در چالش درونی با بخش اول، سعی در تقویت متحدان خاص خود را دارد و هیچ کدام چارچوب این نظام را مورد تهدید قرار نمی​دهد. این چالش دو جناح در مصر به نفع نظامیان سکولار، در ترکیه به سازش دو نیرو، در اردن و اسرائیل به گونه​ای دیگر و در هر کشور با چالش​ها و تعادل​های خاص خود، در مجموع به تحکیم نظام سرمایه​داری به شیوه​ای خاص دست می​یابند. آن گونه که در عربستان و قطر و دوبی به نوعی و در عراق و سوریه به نوعی دیگر. در این میان آن چه پایمال می​شود حقوق انسانی و زندگی انسان​های این منطقه و لگدمال شدن کارگران و زحمتکشان و مردم تحت ستم است. آنان که در این میان از این یا ان جناح نظام سرمایه​داری دفاع می​کنند، تنها وادادگی خود را در در حمایت از هر یک از نیرو​های مهاجم نشا ن می​دهند.

در خبری آمده امریکا پس از تهاجم روسیه به سوریه به شکست خود در مبارزه با داعش اعتراف می​کند. (اخبار سراسری ۹ شب ایران ۲۰/ ۷/ ۹۴) چه این اعتراف باشد یا نباشد، مسئله روشن است. یک جناح از سرمایه​داری که نتوانسته سرزمین​های سوخته و آماده سرمایه گذاری جدید ایجاد کند، زمینه را به جناحی دیگر واگذار کرده است و جالب​تر آن که در این گیر و دار لشگرکشی، ناگهان اعلام می​شود که مسکو و اوکراین بر سر انتقال گاز به اروپا به توافق رسیدند. این توافق در این برهه از لشگرکشی از آن دست امتیاز دادن​ها و گرفتن​هاست که بارها در این منازعات شاهدش بوده​ایم. حال پشت پرده این توافقات هنوز نامشخص است.درظاهر امر هم عراق را به امریکا و سوریه را به به رو سیه سپرده اند .

آنچه در انتهای این جنگ و لشگرکشی باقی می​ماند ونیرو​های مهاجم به خوبی آن را می​دانند، سرزمین​های سوخته و مردمی بی​انگیزه برای زنده ماندن که باید تا سالیان سال به ارزان​ترین شکل نیروی کار خود و فرزندانشان را در کشور خودشان یا در کشورهای اروپایی به عنوان مهاجر بفروشند . متخصص ترین نیرو های خودرا در پی سر پناه و لقمه نانی تقدیم سر مایه داران غربی کنند تا شکم خود را سیر کند و سرپناهی برای زنده ماندن تهیه کنند و نظام بهره کشی از نیروی کار سال​های سال با خیال راحت وضعیت خود را تثبیت شده بداند چرا که هیچ صدای مخالفی را نشنود و از آن سوی مانند دولت آلمان پز انسان دوستی بگیرد که هزاران مهاجر سوری را پناه داده و خواهد داد.

ضرورت تداوم این لشگر کشی​ها

من در نوشته​ی دیگری ضرورت جنگ​ها را برای تداوم نظام سرمایه​داری بررسی کردم (مقاله جنگ طلبان هم چنان خواهان جنگ​اند منتشر شده در سایت کانون مدافعان حقوق کارگر ) اما در مقطع کنونی این لشگرکشی​ها از آنجا ضروری​تر می​شود که بار دیگر بحران​های سراسری نظام سرمایه​داری سر برآورده است. بحرانی که این بار از چین آغاز شد و به گفته صاحب​نظران ِهمین نظام، یکی از اقتصاد​هائی که بیشترین تاثیر را از این بحران می​گیرد اقتصاد روسیه است. این بحران چنان وحشت و تشتتی را بر این نظام و کل بازار​های آن حاکم کرده است که در یک روز بیش از ۵ هزار میلیارد دلار از ارزش بورس سهام، این پادگان اصلی نظام سرمایه​داری، کاسته شد. (روز ۲۴ اوت ۲۰۱۵ به دوشنبه سیاه معروف شد. خبرگزاری رویتر گزارش داد که بیش از ۴۰۰ میلیارد یورو تنها از ارزش سهام سیصد شرکت اروپائی کاسته شد) این در حالی است که برخی متخصصان این نظام هشدار دادند که بحران کنونی می​تواند بیست برابر وخیم​تر از بحران سال ۲۰۰۸ باشد. (دانیل مک براید مشاور اقتصادی اسبق نخست وزیر انگلستان، گوردون براون)

جالب است بدانیم که پس از سقوط ارزش پول چین، ارزش پول روسیه (روبلَ) به پایین ترین سطح خود طی چند دهه گذشته رسید.

آیا این جنگ​ها را پایانی هست؟

اگر از نظام سرمایه​داری انتظار داشته باشیم که روزی مثلا بر سر عقل بیلید و دست از سودطلبی خود بردارد و برای همه انسان​ها حق زندگی قائل شود، به طور قطع عقل​مان زایل شده است. همان گونه که بسیاری از مدافعان این نظام برای حفظ موقعیت حقیر خود به مجیزگوئی از این نظام می​پردازند اما خود به خوبی می​دانند که بیهوده از سودطلبی سرمایه​داری دفاع می​کنند. تا زمانی که مردم منطقه به رهبری کارگران و زحمتکشان در بیرون راندن ارتش​های مهاجم و اشغالگران عزمشان را جزم نکرده و متحد به کارزار نپردازند، این وضعیت ادامه خواهد داشت. از هنگام استقرار اسرائیل در منطقه​ی خاورمیانه، جنگ​های دو سویه و چند سویه و دخالت​های نظامی بیش از هفتاد سال است که ادامه دارد. (مراجعه کنید به مقاله جنگ​های هفتاد ساله منتشره در سایت کانون مدافعان حقوق کارگر ) نیرو​های چپ و کارگری چاره​ای جز ایجاد همدلی و اتحاد در کل منطقه ندارند تا از آن طریق بتوانند با کل نظام سرمایه​داری مقابله کنند که خود با بحران​ها غیرقابل​حلی مواجه است.

ایجاد تشکل​های سراسری کارگران و زحمتکشان و فروشندگان نیروی کار و سازمان​های مردمی و مستقل و به دست​گیری سرنوشت مردم به دست نماینگان واقعی آنان تنها راه حل مسائل و بحران​های موجود است.

(۱)زیرنویس http://islamage.com/show_content.php?cid=8&type=imکشتار ۱۹۸۲ حما… بزرگترین کشتار در دوران معاصر(همزمان با کشتارهای دهه شصت )

یک نمونه از کشتار خاندان اسد در گذشته

چنانکه در گزارش عفو بین‌الملل آمده است، کشتار ۱۹۸۲ میلادی در «حما» بزرگترین کشتار در دوران معاصر است. در این حادثه شهر حما از سوی رژیم بعثی سوریه در معرض سنگین‌ترین حمله‌ی نظامی قرار گرفت که مخالفان رژیم را مورد هدف قرار داده بود.

داستان کشتار حما:

این جنایت در تاریخ ۲ فوریه سال ۱۹۸۲ آغاز شد و به مدت ۲۷ روز ادامه یافت، بدین صورت که رژیم حاکم بر سوریه شهر حما را به محاصره درآورده و آن را زیر آتش توپخانه گرفت، سپس نیروهای آن شهر را مورد تجاوز قرار داده و دست به کشتاری وحشیانه زدند که در پی آن ده‌ها هزار تن از غیرنظامیان ساکن این شهر قتل عام شدند. فرماندهی این حمله را سرهنگ «رفعت اسد» برادر حافظ اسد رئیس جمهور پیشین سوریه بر عهده داشت.

با وجود گذشت سالیان بسیار از این کشتار، آنچه در این شهر که در مرکز کشور سوریه قرار دارد و دارای جمعیتی نزدیک به ۷۵۰ هراز تن می‌باشد، رخ داد، تلخ‌ترین و خشن‌ترین مورد از حملات امنیتی مشابهی است که رژیم حاکم بر سوریه انجام داده است، زیرا حکومت حافظ اسد در این هجوم از ارتش نظامی و نیروهای آموزش‌دیده و نیروهای مخفی امنیتی برای ریشه کن کردن مخالفان خود بهره برد.

بر اساس گزارش‌هایی که روزنامه‌های بیگانه درباره‌ی این کشتار منتشر کرده‌اند رژیم بعثی دست نیروهای نظامی را برای سرکوب مخالفان و همینطور تنبیه طرفداران آنان کاملا باز گذاشته بود و بر اخبار مربوط به این کشتار کاملا سرپوش نهاد تا از اعتراضات مردمی و محکومیت بین المللی جلوگیری نماید.

شایان ذکر است که تا امروز درخواست‌هایی از سوی سازمان‌های حقوق بشری برای تحقیق بین‌المللی درباره‌ی حوادث حما و همچنین مجازات مسئولان این کشتار صورت گرفته است؛ کشتاری که خشن‌ترین و خون‌بارترین سرکوب در تاریخ معاصر سوریه به شمار می‌رود.

اسباب شعله‌ور شدن حوادث حما:

این حوادث در پی کش‌مکش خشنی که میان رژیم حافظ اسد و جماعت اخوان المسلمین در جریان بود رخ داد. اخوان المسلمین در آن دوره از قوی‌ترین و فعال‌ترین گروه‌های مخالف نظام در این کشور بودند.

رژیم در آن دوره جماعت اخوان را متهم به مسلح نمودن تعدادی از نیروهای خود و اجرای ترور و اِعمال خشونت در سوریه نمود، از جمله کشتن مجموعه‌ای از دانشجویان مدرسه توپخانه (المدرسه المدفعیه) در ژوئن ۱۹۷۹ در شهر حلب واقع در شمال سوریه؛ اما علی رغم نفی این اتهام از سوی اخوان و بیزاری از حادثه‌ی مدرسه‌ی توپخانه، نظام حافظ است این جماعت را ممنوع اعلام کرده و اقدام به تصفیه‌ی وسیع علیه افراد آن زد و قانون ۴۹ سال ۱۹۸۰ را تصویب نمود که بر اساس آن همه‌ی اعضای جماعت اخوان محکوم به اعدام شدند.

حوادث کشتار حما:

این کشتار به مدت ۲۷ روز از تاریخ ۲ فوریه‌ی ۱۹۸۲ آغاز گردید و رژیم بعثی حاکم بر سوریه در این جنایت از دسته‌های نظامی زیر بهره برد:

ـ گروهان‌های دفاع.

ـ تیپ ۴۷ (تانک‌ها).

ـ تیپ ۲۱ (مکانیکی).

ـ هنگ ۲۱ (چتربازان ـ نیروی ویژه).

به علاوه‌ی گروه‌های سرکوب وابسته به سازمان اطلاعات و گروه‌های مسلح حزبی.

این نیروها شهر را به زیر آتش توپخانه گرفته و آن را ویران ساختند، سپس وارد حما شده و آن را به آتش کشیده و دست به کشتار جمعی زدند که در نتیجه‌ی آن بین ۳۰ تا ۴۰ هزار تن کشته شده و محله‌های بسیاری کاملا با خاک یکسان گردید. در این جنایت همچنین ۸۸ مسجد و سه کلیسا به طور کامل نابود شد و ده‌ها هزار تن از اهالی شهر از ترس کشتار، مهاجرت کردند.

سرهنگ رفعت اسد برادر کوچک‌تر حافظ اسد که دو ماه پیش از این کشتار مسئول حکومت عرفی مناطق وسط و شمال سوریه شده بود این حمله را فرماندهی کرد. برای این کار ۱۲ هزار نظامی آموزش دیده برای جنگ‌های شهری تحت فرماندهی او قرار داشتند.

نا آرامی‌های حما نشان‌دهنده‌ی تحولی آشکار در سیاست رژیم در آن هنگام بود که در استفاده‌ی گسترده از ارتش و نیروهای نظامی برای سرکوب خشونت‌های سیاسی در بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۲ و وارد ساختن غیرنظامیان به عرصه‌ی نبرد با مخالفان نمود یافت. این غیر نظامی‌ها قربانیان اصلی کشتار هولناک حما بودند بطوری که سوریه پس از این وحشی‌گریِ رژیم سوریه تا سال ۲۰۱۱ میلادی هیچ حرکت اعتراضی مردمی را علیه سیاست‌های رژیم بعثی به خود ندید.

تعداد کشته شد‌گان فاجعه‌ی حما:

منابع مختلف ارقام متفاوتی را برای کشته شدگان فاجعه‌ی حما ذکر کرده‌اند:

ـ رابرت فیسک که خود کمی پس از این کشتار در حما حضور یافت، می‌گوید: تعداد کشته شدگان تقریبا ده هزار تن می‌باشد.

ـ روزنامه ایندیپندنت می‌گوید این تعداد به بیست هزار تن می‌رسد.

ـ بر اساس گفته‌ی توماس فریدمن رفعت اسد افتخار می‌کرد که ۳۸ هزار نفر را در حما کشته است.

ـ کمیسیون حقوق بشر سوریه می‌گوید تعداد کشته شدگان بین ۳۰ تا ۴۰ هزار تن می‌باشد که غالب آنان از غیر نظامیان هستند و بیشتر آنان به شکل دسته جمعی تیرباران شده و سپس در گورهای دسته جمعی دفن شده‌اند.

ـ برخی گزارش‌ها به دشواری شناسایی همه‌ی کشته شدگان اشاره دارد؛ زیرا بین ۱۰ تا ۱۵ هزار تن از هنگام وقوع فاجعه ناپدید شده‌اند و هنوز مشخص نیست این تعداد در زندان‌های نظامی در قید حیات هستند یا آن‌که جان خود را از دست داده‌اند.

خلاصه‌ی تعداد کشته شدگان و خسارت‌ها:

ـ تعداد کسانی که در این کشتار جان خود را از دست داده‌اند بین ۳۰ تا ۴۰ هزار تن می‌باشند که در این لیست، زنان و کودکان و سالخوردگان نیز حضور دارند.

ـ به اضافه‌ی ۱۵ هزار مفقود که از آن هنگام اثری از آنان وجود ندارد.

ـ پس از نابودی کامل یک سوم محله‌های این شهر، ۱۰۰ هزار تن از ساکنان آن مجبور به مهاجرت شدند.

ـ به اضافه‌ی نابودی ۸۸ مسجد و سه کلیسا و همینطور مناطق باستانی و تاریخیِ حما در پی آتشِ توپخانه.

شهادت دیگران:

روزنامه فرانسوی نوول آبزرواتور به تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۸۲ میلادی می‌نویسد:

«چند هفته پیش در حما قیام مردم این شهر در پی خشنونتی که در تاریخ جدید کم‌نظیر است سرکوب شد… حافظ و رفعت اسد همانطور که کمونیست‌ها و آمریکایی‌ها [در جنگ دوم جهانی] برلین را باز پس گرفتند شهر حما را در نوردیدند، سپس باقی‌مانده‌ی مردم آن را مجبور کردند در حمایت از رژیم دست به راهپیمایی بزنند!! یک روزنامه‌نگار سوری در حال تعجب خطاب به یکی از افسران می‌گوید: با وجود آنچه رخ داد جمعیت خوبی در این تظاهرات شرکت کرده‌اند! افسر بعثی در حالی که می‌خندید گفت: بله، ولی آن‌هایی که باقی مانده‌اند کمتر از کسانی هستند که کشتیم!»

روزنامه‌ی فرانسوی لوماتان در شماره‌ی ۱۶۰۶ به تاریخ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲ میلادی در مطلبی تحت عنوان «در سوریه تروریست شماره یک خود حکومت است» می‌نویسد:

«در سوریه حداقل ۲۰ هزار زندانی سیاسی وجود دارد که شاید این تعداد به ۸۰ هزار تن نیز برسد، به طوری که خشونت و تروریسم سیاسی امروزه بسیار رایج است. دستگاه سرکوب وابسته به رژیم بسیار شگفت‌انگیز است: گروهان‌های دفاع به فرماندهی رفعت اسد، گروهان‌های درگیری به فرماندهی عدنان اسد، نیروهای ویژه به فرماندهی علی حیدر، دستگاه اطلاعاتی و… اخیرا نیز وزارت کشور از شرکتی فرانسوی دستگاه هوش مصنوعی خریداری کرده است که قادر است در یک آن نیم میلیون نفر را در لیست سیاه قرار دهد».

مجله‌ی فرانسوی فیزد نیز در شماره ماه می ۱۹۸۲ میلادی می‌نویسد: «سرکوب [حما] کشنده‌تر از جنگ یوم کیپور بود».

چنانکه در گزارش عفو بین‌الملل آمده است، کشتار ۱۹۸۲ میلادی در «حما» بزرگترین کشتار در دوران معاصر است. در این حادثه شهر حما از سوی رژیم بعثی سوریه در معرض سنگین‌ترین حمله‌ی نظامی قرار گرفت که مخالفان رژیم را مورد هدف قرار داده بود.

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se