چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۶ , ۱۴:۳۰:۳۱ به وقت تهران
 
اخبار و گزارشات
اخباروگزارشات کارگری۱۷مهر۱۳۹۴
جمعه, ۱۷ام مهر, ۱۳۹۴

– نامه سرگشاده به شهرداربندرانزلی در پی خودکشی کارگران این شهرداری!

– نامه سرگشاده محمودصالحی به دادستان استان کردستان

-“گروه تولیدی اشی مشی”، یک بام ودوهوا!

– گزارش خبرنگار پیام سندیکا از فولاد اهواز

– روز۱۶مهر معلمان حق التدریسی دراعتراض به عدم استخدام مقابل استانداری گلستان تجمع کردند

– حقوق یک معلم بطور متوسط یک میلیون تومان، خط فقر در آبان ۹۴ برابر ۳ میلیون و ۵۸۵ هزار تومان + محاسبات و جداول مربوطه

– گزارش تظاهرات ضد ریاضت کشیِ اقتصادی در بروکسل

نامه سرگشاده به شهرداربندرانزلی در پی خودکشی کارگران این شهرداری!

در پی خودکشی یکی از کارگران شهرداری بندر انزلی که بازتابهای گسترده ای را در جامعه در پی داشت یکی ازاهالی این شهر طی نامه ای سرگشاده خطاب به شهرداربندرانزلی سوالاتی را درباره خودکشی این کارگران بشرح زیرمطرح نموده است:

جناب آقای شهردار!

سلام

چندی پیش خبر درگذشت یکی از همکاران خدومتان قلب بسیاری از شهروندان را به درد آورد.

حرف و حدیث ها و روایات متعدد درخصوص علت مرگ ایشان بمانند موارد مشابه دیگر بسیار است. اما آنچه که به واقعیت نزدیک است در پی پرسشی است که چرا محل کار آن مرحوم بعنوان محل پایان زندگی ایشان انتخاب گردید؟

آیا آن مرحوم نمی توانست منزل یا خیابان یا دریا و یا محلی غیر آن مکان را انتخاب نماید؟

آیا این انتخاب وی از روی سهو بود یا ایشان می خواست با این انتخاب پیامی را منتقل نماید؟

شنیده بودیم که که در آن زمان مدت سه ماه بود که کارکنان زحمت کش شهرداری اضافه کار خویش را دریافت ننموده بودند!

چرا؟

سوال بنده از شما این است که جنابعالی و برخی مدیران و برخی اعضای شورا در این دوره چند سفر داخلی و خارجی داشته اید؟

قطعا برخی از این سفرها ضروری و هزینه های آن هم در ردیف بودجه گنجانده شده بود! اما آیا میشد با حذف برخی از این سفرها در مخارج شهرداری صرفه جویی نمود؟

آیا میشد از جشن ها و مراسمات غیرضروری و بعضا تبلیغاتی پرهیز نمود؟

آیا میشد از برپا کردن سفره های رنگین در رستوران حاج … خودداری کرد؟

آیا میشد از خودروهای نو خریداری شده ای که جهت استفاده شخصی!!!! برخی مدیران شهرداری تهیه گردیده صرف نظر نمود؟

آیا می شود در حالی که هنوز کارکنان با مشکل بیمه تکمیلی مواجه اند و هنوز اضافه کار ماههای گذشته خویش را تمام و کمال دریافت ننموده اند از پرداخت پاداش یک میلیون و چندصد هزار تومانی به برخی مدیران صرف نظر نمود؟

آیا میشد از بازسازی و مجلل سازی منزل شهردار موقتا چشم پوشی کرد و در همان وضعیت و شاید بهتر از بسیاری از کارکنان زحمتکش شهرداری زندگی کرد و هزینه آن را صرفه جویی نمود؟

آقای شهردار! اسم کوچه تان چیست؟

لطفا اسم کوچه تان را انصاف بگذارید و هراز گاهی با پای پیاده در آن قدم زنید ، شاید عنایتی به حال کارگری شود که در خلقت شما و آن ، پروردگار عالم هیچ تفاوتی ننموده و این دست بد روزگار است که شما در گرمای تابستان زیر کولر و در سرمای زمستان در کنار بخاری نشسته اید و در آنسوی پنجره اتاق تان کارگرانی با دستانی پینه بسته در سوز سرما و در تابش شدید آفتاب تابستان در حال خدمت اند به امید دریافت مبلغی در پایان ماه تا در مقابل همسر و فرزندان رو سفید باشند.

جناب شهردار!

برای لحظه ای خود را بجای پدری قرار دهید که با آغاز سال تحصیلی جدید نتوانسته هزینه ثبت نام دانشگاه و خرید البسه و کیف و کفش و کتاب و … فرزندانش را تهیه نماید.

آیا تاکنون شده شبی به منزل بروید و نا توان از خرید اقلام مورد نیاز منزلتان شرمنده همسر و فرزندانتان شوید؟

به راستی در یک سال گذشته چند شب را گرسنه سر بر زمین گذاشته اید؟

چند شب را با نان و پنیر صبح نموده اید؟

اما من در میان همکارانتان بسیار سراغ دارم که ناتوان از تهیه درخواستهای ضروری خانواده روی رفتن به منزل ندارند. همانهایی که شب گرسنه می خوابند تا فرزندانشان وعده غذایی بیشتر داشته باشند!

ایکاش … ایکاش آنها هم راه رستوران حاج … را بلد بودند!

ایکاش همکاران زحمتکش تان به مانند شما بجای حق مسئولیت! حق زحمت کشی می گرفتند! حق بیماری از کارهای سخت و طاقت فرسا می گرفتند! حق حیات می گرفتند!

ای کاش بعد چند ماه مطالبات خویش را کامل می گرفتند!

و ایکاش همکار تازه درگذشته تان دیشب در کنار همسر و فرزندانش بود!

ایکاش…

منبع:رشت پرس-۱۷مهر

درهمین رابطه:

خودکشی دو کارگر شهرداری بندرانزلی

یکی از کارگران شهرداری بندرانزلی که در کارخانه کمپوست کارمی کرد روز گذشته اقدام به خودکشی نموده و زندگی را وداع گفت. یک مورد مشابه به این خودکشی چند هفته پیش در پارک جنگلی شهرداری اتفاق افتاد.

به گزارش۱۶مهر تابناک ، نکته عجیبی که شهروندان بندرانزلی را نگران نموده است یک مورد مشابه به این خودکشی است که چند هفته پیش در پارک جنگلی شهرداری اتفاق افتاد، اتفاقی تلخ که اکنون شاهد تکرار آن هستیم.

بعد از خودکشی اول شایعاتی مبنی بر عدم پرداخت حق و حقوق کارگران شهرداری مطرح شد که با تکرار این اتفاق، شایعات به شدت قوت یافته و این روزها مردم ‌پاسخ مناسبی را از مسئولین و از شخص شهردار بندرانزلی طلب می کنند.

امیدواریم اتفاق تلخ عصر دیروز آخرین قسمت سریال خودکشی کارگران شهرداری بوده و مسئولین در رابطه با عدم پرداخت حق و حقوق کارگران و شایعات مطرح شده پاسخگو باشند.

نامه سرگشاده محمودصالحی به دادستان استان کردستان

ماده ۵۶ قانون آیین دادرسی کیفر:

ضابطان دادگستری مکلفند طبق مجوز صادره عمل نمایند و از بازرسی اشخاص، اشیاء و مکانهای غیر مرتبط با موضوع خودداری کنند.

سئوال از دادستان استان کردستان ؟

جناب دادستان:

۱- ضابطان شما هیچ گونه مدرکی به من و یا خانواده ام نشان ندادند وقتی وارد منزل شخصی ما شدند.

۲- آلبوم خانوادگی چه ارتباطی با موضوع دستگیری من داشت که نیروهای وزارت اطلاعات استان کردستان آن را تصرف کردند؟ و چند بار هم درخواست کردم ولی آن را پس نمی دهند. حتی نامه قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج را هم برایشان بردم.

۳- مدارک پزشکی من و خانواده ام چه ربطی به موضوع اتهامی من داشته که آن را تصرف کردند؟

۴- دفتر بایگانی شماره تلفنهای دوستان و خانواده ام و …. چه ربطی به موضوع اتهامی من داشت که آن را تصرف کرده اند؟

۵-پرونده های بایگانی مربوط به تعاونی مسکن و یا پرونده های شخصی و خانوادگی چه ربطی به مورد اتهامی من داشته که ضابطان شما آن را تصرف کرده اند؟

۶- تصرف تابلوی نقاشی، تقدیر نامه سندیکای کارگران خبازیهای سنندج و حومه برای شخص من و عکس اول ماه مه روز جهانی کارگر مربوط به سال ۱۹۳۶ میلادی مربوط به کارگران فرانسه یعنی ۷۹ سال پیش چه ربطی به مورد اتهامی من داشته است؟

آیا قانون شکن ما هستیم یا ضابطان دادگستری؟

ما اگر شکایت داشته باشیم و از خود دادستان باشد باید به کدام مرجع مراجعه کنیم.؟

آقای دادستان چون ملاقات با شما امکان پذیر نیست مجبور شدم از این طریق اقدام کنم. شاید این نامه هم در آینده در وزارت اطلاعات استان کردستان جرم محسوب شود . چون هیچ جرمی در قانون آنان شامل مرور زمان نمی شود حتی اگر محکومیت آن را تحمل کرده باشید.

با تشکر محمود صالحی مورخ ۱۷/۷/۹۴

“گروه تولیدی اشی مشی”، یک بام ودوهوا!

نه تنها تاخیر در پرداخت حقوق کارگران گروه تولیدی عظیم و رو به توسعه اشی مشی تبدیل به یک روال شده بلکه کارگران این کارخانه هنوز بخشی از مزایای پایان ششماهه دوم سال ۹۳ را دریافت نکرده اند.

بنا به گزارش دریافتی، ماه گذشته که تعدادی از کارگران گروه تولیدی اشی مشی در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه خود در دفتر مدیر فروش شرکت دست به تجمع زده بودند مدیر فروش گروه ضمن دعوت کارگران به محوطه کارخانه با لحن بسیار بدی اعلام کرد که همین هست که می بینید و هرکس نمی تواند تحمل کند می تواند استعفا بدهد و برود. کارگران که از این برخورد مدیر فروش به شدت ناراحت شده بودند در اعتراض به این برخورد نادرست، روزبعد دست از کار کشیدند و در دفتر ایرج محبوبی که مدیر و سهامدار اصلی این کارخانه می باشد تجمع کرده و اعلام نمودند اگر شرکت نیاز به ما ندارد می بایستی مطالبات معوقه مارا پرداخت می کرد و سپس چنین ادعایی را مطرح می کرد. مدیر گروه تولیدی اشی مشی که انتظارچنین برخوردی را ازجانب جمعی از کارگران نداشت، سعی کرد با وعده و وعید ودلجویی آن ها را به سر کارهایشان برگرداند کارگران بعد ازاین اعتراض و در ادامه پی گیری آن ضمن وادارکردن مدیریت به عقب نشینی و عذرخواهی در عین حال موفق شدند بخشی از حقوق معوقه خود را دریافت کنند. با اینهمه کارگران هنوز دو ماه حقوق و بخشی از مزایای ششماهه دوم سال ۹۳را از شرکت طلبکارند. و این درحالی است که هم اکنون می بایست مزایای پایان ششماهه اول ۹۴ را دریافت کنند. لازم به توضیح است کارگران گروه تولیدی اشی مشی طبق روال می بایست مزایای عیدی،سنوات بن و طلب مرخصی را در دو مرحله و در پایان هر شش ماه دریافت کنند. به این ترتیب مزایای پایان شش ماهه اول ۹۴ نیز به سایر مطالبات کارگران اضافه شده است.

گروه تولیدی اشی مشی در سال ۷۲ و با نام شرکت گیلان سویا و تنها با یک خط تولید پفک شروع به کار کرد. علاوه بر خانواده محبوبی دو نفر دیگر به نامهای موسوی و کشوری سهام داران این شرکت می باشند. کارخانه تولید پفک اشی مشی در عرض این ۲۲ سال تبدیل به گروه تولیدی عظیمی متشکل از چندین شرکت تولیدی و پخش و غیره شده است. علاوه بر آن نه تنها طی این چند سال هر یک از سهامداران به صورت شخصی و مستقل شرکت های متعددی در داخل و خارج از کشور تاسیس نموده اند، بلکه مدیران ارشد و میانی این شرکت نیز طی این سالها و از قبل کار بی وقفه کارگران صاحب کارخانه و شرکت شده و یا در ساخت و ساز سرمایه گذاری کرده اند.

کارگران این گروه تولیدی که سابقه کاربعضی از آنها برابر با عمر این کارخانه است و ۲۲ سال تحت شرایط سخت مشغول به کار بوده اند از خود می پرسند چرا ما که این همه سال در سرما و گرما و با فشار کاری شدید روزانه ۱۲ ساعت یا بیشتر در این کارخانه کار کرده ایم از حداقل امکانات محرومیم و تازه حقوق ما نیز با تاخیر پرداخت می شود؟

همچنین برای کارگران این سئوال مطرح است که با این که هرروز شرکت جدیدی توسط سهامداران و مدیران این گروه تاسیس می شود و با وجودی که خطوط تولید فعال بوده وهمواره کامیون ها و تریلی های بسیار زیادی برای بارگیری و فروش در محوطه کارخانه دیده می شوند چگونه ممکن است شرکت آنچنان دچار مشکل مالی باشد که نتواند حقوق پرسنل را پرداخت نماید؟

کارگران گروه تولیدی اشی مشی تاخیر در پرداخت حقوق کارگران را ترفند کارفرما برای تعدیل نیرو و به اصطلاح کوچک کردن شرکت و همچنین دریافت وام از بانکها می دانند و معتقدند که کارفرما امکانات مالی لازم یرای پرداخت حقوق به موقع به کارگران را دارد.

اگرچه کارگران کارخانه اشی مشی با قرار دادهای موقت و ششماهه مشغول به کار می باشند و به هیچوجه از امنیت شغلی برخوردارنیستند و اخراجهای موردی همیشه و بخصوص در پایان سال بسیار رایج است اما اینبار گویا کارفرمایان تدارک اخراجهای گسترده تری را دیده اند و سعی دارند با فشار آوردن به کارگران از طرق مختلف به ویژه از طریق تاخیر در پرداخت حقوق ها زمینه را برای اخراج گسترده کارگران مهیا سازند.

گروه تولیدی اشی مشی شامل شرکت های تولید پفک (گیلان سویا) نوشابه (سیرنگ زیباکنار) پریفرم بطری و دربطری (سیرنگ پلاستیک) تولید آب معدنی و ماء الشعیر (سیرنگ کوهرنگ) واقع دراستان چهارمحال بختیاری و شرکت بازرگانی(سیرنگ کاسپین) و چندین شرکت تولیدی و خدماتی و بازرگانی دیگر می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۱۶ مهر ۱۳۹۴

گزارش خبرنگار پیام سندیکا از فولاد اهواز

نابودی کارخانه های مادر خواسته سرمایه داری دلال و خائن است. پس از بی تدبیری های بسیار و به ورشکست کشاندن نیشکر هفت تپه ، کارخانه الیاف و کارخانه پارسیلون تولید کننده نخ نایلون که در خاورمیانه این سه کارخانه بی نظیر هستند حال نوبت به لوله سازی اهواز رسیده است. مدیرعامل شرکت لوله سازی اهواز می گوید مشکل لوله سازی کمبود نقدینگی و مطالبات عقب افتاده ما از دولت است که هنوز به ما داه نشده و ما از دولت می خواهیم که مطالبات شرکت را جهت حل مشکلات کارخانه پرداخت کند. شرکت لوله سازی از سال ۱۳۴۶تاسیس و زیر نظر وزارت نفت آغاز بکار کرد. در حال حاضر ۴ کارخانه فعال با بیش از۱۰۰۰ کارگر دارد.

روز۱۶مهر معلمان حق التدریسی دراعتراض به عدم استخدام مقابل استانداری گلستان تجمع کردند

روز۱۶مهر،برخی از معلمان شهرهای استان گلستان در پی عدم استخدام آنها در آموزش و پرورش شهرستان خود در مقابل ساختمان استانداری گلستان تجمع اعتراضی برپا کرده اند.

به گزارش۱۶مهر گلستان ما ،در پی عدم استخدام برخی از معلمان حق التدریسی با چندین سال سابقه کاری از پذیرش آنها در بدنه آموزش و پرورش و مدارس استان گلستان، این معلمان در مقابل ساختمان مرکزی استانداری گلستان تجمع اعتراضی برپا کرده اند و خواستار پاسخگویی از سوی سوی مسئولین آموزش و پرورش و استانداری گلستان هستند.

بر اساس این گزارش این تجمع از اوایل صبح امروز پنج شنبه ۱۶ مهر ماه آغاز و در حال پیگیری است و در پی این تجمع برخی از نمایندگان معترضین با حضور در یکی از معاونتهای استانداری و فراخوان استانداری گلستان از مسئولین آموزش و پرورش استان، در حال جمع بندی این موضوع هستند.

گفتنی است این معلمان با اعتراض بر اینکه چندین سال است در مدارس و بدنه آموزش و پرورش استان در حال خدمت به دانش آموزان این خطه از استان بوده اند، چرا از آنها خواسته شده است که دیگر با آموزش و پرورش همکاری نداشته باشند.

برخی از معترضین در پاسخ به این سوال که شما از نظر تحصیلات مشکلی داشته اید یا خیر، پاسخ دادند که ما دارای عالی ترین مدارک تحصیلی هستیم و دارای فیش حقوقی و بیمه فرهنگی هستیم ولی میبینیم که آموزش و پرورش استان از نیروهای غیر متخصص و با سطح تحصیلات دیپلم را به استخدام خود در آورده است و از ما خواسته شده است که با این نهاد آموزشی همکاری نداشته باشیم. آیا حق ما این است؟ چرا مسئولین استانی آموزش و پرورش در این خصوص کوتاهی کرده اند؟ ما با کمترین هزینه بالغ بر ۲۰۰ هزار تومان معیشت خود را اداره میکردیم، آیا حق ما این است که شاگردان ما با کمترین تجربه کاری و تحصیلات به استخدام این بدنه در آید و ما را از ادامه خدمت به دانش آموزان و مردم این استان محروم میکنند؟

یکی دیگر از معترضین نیز در پاسخ به این سوال که شما از چه شهر هایی می باشید گفت: ما از شهر های آق قلا، بندرترکمن، گرگان، بندرگز، علی آباد و سایر شهر های استان گلستان می باشیم.

همچنین دیگر معترض این تجمع افزود: همزمان با تجمع در مقابل استانداری گلستان در گرگان برخی از معلمین شهر گرگان و آق قلا نیز در مقابل آموزش و پرورش این شهرستان به تجمع خواهند پرداخت اما با پیگیری مسئولین آوزش و پرورش شهرستان آق قلا این تجمع بر پا نشد و موضوع اعتراض این دسته از معلمین شهرستان آق قلا بر طرف شده است.

گفتنی است مسئولین استانداری گلستان در ساعت های آینده نتیجه جلسه با معترضین را به عموم مردم اطلاع خواهند داد.

حقوق یک معلم بطور متوسط یک میلیون تومان، خط فقر در آبان ۹۴ برابر ۳ میلیون و ۵۸۵ هزار تومان + محاسبات و جداول مربوطه

نوشته و بررسی : حمید ترابی

محاسبات بر طبق جداول زیر نشان می دهد که حداقل هزینه یک خانواده چهار نفره ماهانه ۳ میلیون و ۵۸۵ هزار تومان در آبانماه ۹۴ می باشد، این در حالی است که حقوق یک معلم بطور متوسط یک میلیون تومان است.

محاسبات انجام شده بر طبق جدول زیر نشان می دهد که هزینه خوراکی یک خانوار ۴ نفره در آبان ماه ۹۴ برای ۱۸ قلم کالای اساسی به نرخ های در سطح شهر حدود ۹۸۱ هزار و ۶۰۰ تومان می باشد.

به صورت کلی محاسبات صورت گرفته در ۱۲ بخش از خوراکی ها، دخانیات، مسکن، کفش و پوشاک، اثاثیه، بهداشت و درمان، حمل و نقل، ارتباطات، امور فرهنگی و تفریحی، تحصیل، رستوران و هتل و کالاها و خدمات متفرقه صورت گرفت.

سهم خوراکی ها در سبد هزینه های خانوار کشور از جمله معلمان دارای ۲۷٫۳۸ درصد، سهم مسکن ۳۲٫۸۲ درصد، سهم بهداشت و درمان ۶٫۹۸ درصد، حمل و نقل ۹٫۸۷ درصد، خرید اثاثیه منزل ۵٫۱۳ درصد و کفش و پوشاک نیز ۴٫۹۴ درصد است. سهم مابقی اقلام به مراتب کمتر از ارقام ذکر شده است.

بهرحال این در حالی است که در سال ۹۴ حداقل دستمز ۷۱۴ هزار تومان (کمتر از پنجم این میزان) بوده است و حقوق متوسط یک معلم ۱ میلیون تومان (کمتر از یک سه و نیمم این میزان) بوده است.

در جدول زیر سهم هر یک از اقلام مورد نیاز خانوارها در آبان ماه ۹۴ ارائه شده است.

حداقل سبد هزینه خواروبار یک خانوار چهار نفره در یک ماه (آبان ۹۴)

نام کالا

مصرف روزانه فرد در جهان (گرم)

مصرف روزانه فرد در ایران (گرم)

مصرف ماهیانه فرد (کیلو)

مصرف ماهیانه ۴ نفر

هزینه به کیلو ـ آبان ۹۴ – ریال

جمع هزینه ماهیانه آبان ۹۴ – ریال

نان

۶۸

۳۲۰

۹٫۶۰۰

۳۸٫۴۰

۱۸۵۰۰

۷۱۰۴۰۰

برنج

۶۰

۱۰۰

۳٫۰۰۰

۱۲٫۰۰

۶۱۲۳۰

۷۳۴۷۶۰

ماکارونی

۲۰

۰٫۶۰۰

۲٫۴۰

۳۰۰۰۰

۷۲۰۰۰

حبوبات

۶۰

۳۳

۱٫۰۰۰

۴٫۰۰

۸۰۰۰۰

۳۲۰۰۰۰

سیب زمینی

۷۰

۲٫۱۰۰

۸٫۴۰

۱۶۵۸۰

۱۳۹۲۷۲

سبزی

۳۵۶

۲۸۰

۸٫۴۰۰

۳۳٫۶۰

۲۵۴۲۰

۸۵۴۱۱۲

سایر سبزیجات

۳۵۶

۲۸۰

۸٫۴۰۰

۳۳٫۶۰

۱۸۰۰۰

۶۰۴۸۰۰

میوه

۴۰۰

۲۶۰

۷٫۸۰۰

۳۱٫۲۰

۳۵۰۰۰

۱۰۹۲۰۰۰

گوشت قرمز

۱۰۰

۵۰

۱٫۵۰۰

۶٫۰۰

۳۴۵۰۰۰

۲۰۷۰۰۰۰

گوشت ماهی

۵۰

۲۵

۰٫۷۵۰

۳٫۰۰

۱۵۰۰۰۰

۴۵۰۰۰۰

گوشت مرغ

۶۷

۲٫۰۱۰

۸٫۰۴

۷۰۱۹۰

۵۶۴۳۲۷٫۶

تخم مرغ

۶۶

۲۵

۰٫۷۵۰

۳٫۰۰

۴۲۳۵۰

۱۲۷۰۵۰

شیر

۸۲۲

۲۴۰

۷٫۲۰۰

۲۸٫۸۰

۲۷۴۲۰

۷۸۹۶۹۶

ماست

۶۷

۲٫۰۱۰

۸٫۰۴

۲۹۴۳۰

۲۳۶۶۱۷٫۲

پنیر

۳۳

۱٫۰۰۰

۴٫۰۰

۱۰۶۳۰۰

۴۲۵۲۰۰

کره

۸

۰٫۲۵۰

۱٫۰۰

۲۴۰۰۰۰

۲۴۰۰۰۰

روغن

۴۰

۱٫۲۰۰

۴٫۸۰

۴۸۸۷۰

۲۳۴۵۷۶

قند و شکر

۱۴

۴۵

۱٫۳۵۰

۵٫۴۰

۲۸۰۰۰

۱۵۱۲۰۰

جمع – ریال

۹۸۱۶۰۱۰٫۸

جدول جدید محاسبات درباره افزایش هزینه معیشت (آبان ۹۴)

شرح

ضریب اهمیت

آبان ۹۴ – ریال

سهم خوراکی

۲۷٫۳۸

۹۸۱۶۰۱۰٫۸

سهم دخانیات

۰٫۳۵

۱۲۵۴۷۸٫۵۸۹۵

سهم مسکن

۳۲٫۸۲

۱۱۷۶۶۳۰۶٫۵۹

سهم کفش و پوشاک

۴٫۹۴

۱۷۷۱۰۴۰٫۶۶۳

سهم اثاثیه

۵٫۱۳

۱۸۳۹۱۵۷٫۶۱۲

سهم بهداشت و درمان

۶٫۹۸

۲۵۰۲۴۰۱٫۵۸۵

سهم حمل و نقل

۹٫۸۷

۳۵۳۸۴۹۶٫۲۲۴

سهم ارتباطات

۲٫۳۸

۸۵۳۲۵۴٫۴۰۸۶

سهم امور فرهنگی و تفریح

۲٫۸۵

۱۰۲۱۷۵۴٫۲۲۹

سهم تحصیل

۲٫۲۴

۸۰۳۰۶۲٫۹۷۲۸

سهم رستوران و هتل

۱٫۸۶

۶۶۶۸۲۹٫۰۷۵۶

سهم کالاها و خدمات متفرقه

۳٫۲

۱۱۴۷۲۳۲٫۸۱۸

سهم کل سبد خانوار ۴ نفره در یک ماه

۱۰۰

۳۵۸۵۱۰۲۵٫۵۷

منابع:

بانک مرکزی ایران

نرخنامه ها

روزنامه ها و جراید کشور

وب سایت اقتصاد آن لاین

برگرفته ازسایت حقوق معلم وکارگر

گزارش تظاهرات ضد ریاضت کشیِ اقتصادی در بروکسل

روز ۷ اکتبر به دعوت سندیکاهای مختلف بلژیک، احزاب سیاسی چپ و گروه های سیاسی مختلف … تظاهرات بزرگی سازماندهی شده بود که از طریق بسیج حداکثری و در اعتراض به سیاست های ریاضت کشیِ اقتصادیِ دولت، اعتراض کنند. این اعتراض به شکل راهپیمایی بود و از ایستگاه قطار شمالی آغاز شد و بعد از عبور سمبلیک از چندین مرکز مالی و دولتی در مرکزِ شهر بروکسل، در ایستگاه قطار جنوبی به پایان رسید. بنا به گفته ی پلیس بیش از ۸۰ هزار و طبق گزارش سندیکاها بیش از ۱۰۰ هزار نفر در این راهپیمایی شرکت داشتند.

بعد از گذشت تقریبا یکسال از تظاهرات و اعتصابِ بزرگِ نوامبر ۲۰۱۴ به برنامه های دولتِ جدید در کاهش خدمات عمومی و اجتماعی، امکانات آموزشی، رفاهی و فرهنگی، افزایش بهای انرژی و سرویس حمل و نقل و … تظاهرات ۷ اکتبر از اهمیت زیادی برخوردار بود. اولین دلیل اهمیت آن، نقش بر آب شدنِ دوباره ی وعده های دولت و سندیکاها به نیروی کارکن و اقشار دیگر در بلژیک بود. این‌که آن‌ها چه سیاستی را در قبال نارضایتی مردم اتخاذ و اجرا نمودند، از یک‌سال قبل تا به امروز تأثیرات خود را به روشنی بر زندگی اقشار گوناگون مردم به جا گذاشته است. بحران های مختلفی مانند بحران پناهجویان و بیکاریِ فزاینده هم به وضعیت قبلی اضافه شده­ است. دومین دلیل اهمیت تظاهرات، مبارزه ی جوانان با پلیس ضدشورش بود. هرچند ابعادِ این مبارزه به نسبتِ مبارزه ی سال ۲۰۱۴ محدودتر بود؛ اما وجود و ابرازِ چنین خشمی با به کاربستِ درس های مبارزه ی سال قبل، روح دیگری به فضای سندیکالیستی تظاهرات دمید.

امسال سندیکاها و احزاب و سازمان های مختلف در مخالفت با سیاست های تصویب شده ی دولت به خیابان آمدند و برخی از آن‌ها خواستار بازبینیِ برنامه ها و سیاست های مصوب بودند. از طرف سندیکاها، راهپیمایی و اعتصاب به عنوانِ اهرم فشار و قدرت نمایی در برابر دولت معرفی شده و از طرف احزاب چپ نیز، علاوه بر مورد فوق، برنامه‌های حزبی‌شان در چارچوب سیستم سرمایه‌داری به عنوان آلترناتیو مطرح می‌شد. فضای پرشور راهپیمایی امکان شنیدنِ بحثهای پراکنده را نمی داد اما شعارهای مختلف، بیان‌گر موضع گیری طبقاتی نیروهای مختلف بود. از شعارهایی برای درخواستِ کار و اشتغال زایی و جلوگیری از فساد مالی گرفته تا شعارهایی در حمایت از اقشار ضعیف جامعه و تا افشاگری های سیاسی از دولت و نخست وزیر میشل. شعارهایی مانند: «افزایش قدرت خرید مردم با افزایش مالیات بر ثروتمندان»، «مرگِ کارگران، دیگر چه می­ خواهید!؟»، «قدری رفاه برای مردم»، «کشور را تغییر دهیم، این‌ها نمی ­توانند کاری بکنند، اما ما می­ خواهیم»، «دولت میشل، گمشو! تو ما را به ستوه رسانده ای»، «چیزی باقی نمانده، به غیر از فاشیسم!» و … شعاری که رفقای کمیته­ ی جوانان بلژیک با خود برده بودند: «نه به جنگ امپریالیستی، آری به جنگ طبقاتی!»، «کارگران بلژیک در برابر امپریالیسم بلژیک متحد شوید!»، «پرولتاریا چیزی برای از دست دادن ندارد به جز زنجیرهایش، اما جهانی برای فتح دارد!»، «کارگران، در برابر بحران سرمایه ­داری متحد شوید!»

یکی از تفاوت‌های تظاهرات امسال با سال گذشته این بود که نوعی احتیاط و محافظه کاری از سوی احزاب چپ و نیروهای کارگری دیده‌ می‌شد؛ که کاملا واضح بود در پی تظاهرات گسترده و مبارزه‌ی رزمنده‌ی سال ۲۰۱۴؛ موج حمله دولت، زیر ضرب بردن مبارزات رزمنده کارگران و جوانان در درگیری با پلیس، خلق افکار گسترده‌ی رسانه­ ها در متهم کردن این شکل از مبارزه، تلاش سندیکاها در مهار و اخراجِ کارگران رزمنده … همه و همه باعث شده بود تا این نیروها هم در تظاهرات و هم در فراخوان‌های خود صحبت از عدم بروز درگیری کرده و از جداکردنِ صف خود از کارگران رزمنده، آنارشیست ­ها یا افرادی که با پلیس درگیر شوند، خبر دهند. بعضی سندیکاها نیز بر روی سایت خود از آرام برگزار شدنِ تظاهرات و این‌که نباید با «خراب­ کاران» همراه شد، مطالبی عنوان کرده بودند.

با تمام این تفاسیر و کما فی سابق، زمانی که تظاهرات در انتهای مسیر به سخنرانی نمایندگان سندیکا و کنسرت موسیقی خاتمه یافت و تلاش شد که از این طریق اعلام شود که یک تظاهرات آرام کارگری دیگر با حضور گسترده کارگران و نیروهای سیاسی و … ختم به خیر شد؛ بخشی از کارگران بندر آنتورپن و شهر گنت که مانند سال گذشته با ماسک و لباس کار در تظاهرات حاضر بودند و همچنین برخی از نیروهای آنارکوسندیکالیست، بلک بلوک، آنارشیست و بعضی از جوانان و … صف مبارزاتی خود را در مقابل پلیس شکل دادند.

پلیس نیز که نمی‌خواست وقایع «شرم‌آور» سال گذشته تکرار شود، به شکل کم تعداد و با فاصله از محل تجمع مستقر شده بود و با اولین نشانه های بروزِ خشمِ مبارزین و جوانان کمی عقب تر رفت و سیاست عدم درگیری با آن‌ها را در پیش گرفت. شاید هم برای اینکه جوانان با پرتاب ترقه آرام شده و به خانه های‌شان بازگردند. اما هر لحظه تنش حادتر شده و تعداد نسبتا بیشتری به صف معترضین پیوستند. مبارزین به سرعت با کف و سوت به سمت تونل رینگ اصلی حرکت کردند (از ایستگاه قطار جنوبی به سمت پورت د هال) و با شعارهایی مانند: «ما همه با هم هستیم!»، «پلیس برو گمشو!» و «پلیس نژادپرست!» و… به پرتاب ترقه و فشفشه های دودزا پرداختند. در حالی‌که هلیکوپتر پلیس در آسمان و بالای سر جمعیت در حال گشت‌زنی بود، در یک لحظه تعداد بسیار زیادی پلیس ضدشورش با ماشین های آبپاش از بیرون و درون تونل و خیابان های فرعیِ اطراف رینگ در برابر معترضین قرار گرفتند. در محلی که سال گذشته ماشین های بسیاری توسط کارگران و جوانان به آتش کشیده شد و توسط مدیا به شدت بزرگ‌ نمایی و اغراق شده بود، امسال یکی دو ماشین بیشتر در مسیر پارک نشده بود و جمعیت هم از تخریب آن‌ها خودداری می کرد و عمدتا مشغول حمله به پلیس و اشغال کردنِ خیابان بود.

یکی از جلوه های مهم مبارزینِ ۷ اکتبر، ترکیب بسیار متنوع آن‌ها بود. هم بلژیکی‌های فرانسوی و هلندی زبان، هم جوانان عرب و تُرک (عمدتا) در این مبارزه حاضر بودند. آنارشیست ها، برخی کمونیست ها، جوانان آنتی فا و البته برخی کارگرانِ بندر آنتورپن و گنت و کارگران فلزکاری شارلوآ؛ دختر و پسر؛ جوان و پیر؛ ترکیب سیاسی متنوع و چهره هایی بسیار متفاوت. آن‌ها که تجربه داشتند به سرعت نقاب زده و با شال و کلاه و … صورت خود را می پوشاندند و دیگران متعجب به آن‌ها نگاه می کردند. برخی در حال خُردکردنِ سنگفرش های پیاده رو بودند تا برای پرتاب به سمت پلیس از آن استفاده کنند. برخی چوب پیدا می­ کردند. برخی که از قبل آمادگی داشته و سازمان ­یافته بودند، با کوله پشتیِ پُر از امکانات در محل حاضر شده بودند و برخی دیگر در حال فیلم و عکس گرفتن بودند. فضای جالبی بود و همبستگی جمعیت حاضر فضایی متفاوت از روابط فردگرایانه‌ی روزمره خلق کرده بود. همه در حال هشدار دادن به هم بودند، هرکس مراقب دیگری و در حال ارائه­ ی اندک کمکی به آن‌هایی بود که جلوتر از بقیه در حال درگیری با پلیس بودند.

در مقابل هم، پلیس مسلح و مجهز بود که دائما از گاز اشک­ آور استفاده می کرد و با ماشین آبپاش صف معترضین را به عقب می راند. در چند نوبت میزان شلیک گاز اشک آور به حدی بود که برخی از جمعیتِ معترض از حال رفته و با کمک دیگران از محل درگیری فاصله گرفتند. یکی دوبار هم پلیس مجبور به عقب نشینی شد که شادی مبارزین را در پی داشت. در نهایت اما پلیس با پرتاب گاز اشک آور به صورتِ بارانی بر روی جمعیت باعث فرار و به عقب رفتن اکثریت جمعیت شد. شدت شلیک گاز به حدی بود که مبارزین در حال فرار به تظاهرکنندگان سندیکایی که در محل کنسرت بودند، رسید و آن‌ها نیز از تأثیرات گاز در امان نماندند و با اینکه همه دچار مشکل تنفس شده بودند اما پلیس کوتاه نیامد! در مورد مصدومین و دستگیرشدهگان؛ چند نفر از معترضین با فشار آب به میله های کنار خیابان برخورد کرده و آسیب یکی از آن ها جدی بود. پلیس نیز چندین زخمی داشت ولی مهمترین خبر، شکسته شدنِ سرِ رئیس عملیات میدانی پلیس بود که در جلوی صف بدون حفظ در حال داد زدن بود. دستگیریِ ۲۹ نفر در پایانِ شب تظاهرات گزارش شد.

اگرچه این نوع مبارزات خیابانی و رویارویی‌های عکس‌العملی و خلق‌الساعه با پلیس را نمی‌توان راهی برای برون‌رفت از شرایط موجود دانست، اما مبارزه‌ی انقلابی بدون رویارویی با پلیس و سیستم سرکوب و محافظان دولت سرمایه‌داری نیز امکان ناپذیر است. این نوع مبارزات اگرچه جایگزین مبارزه‌ی هدفمند و طولانی مدت نمی‌شود اما زمین تمرین کوچکی برای نشان دادن خشم و قدرت مردم در مقابل وضع موجود است و در خلال آن باید از این‌که نسل دیگری از مبارزینِ خیابانی در اروپا به صحنه آمده، خوشحال بود. در کل باید تضادهای آن را به درستی تشخیص داد. ارتباط انترناسیونالیستی با مبارزینِ خیابانی که ضد پلیس و ماشینِ سرکوبِ سرمایه ­داری هستند و به خیابان می ­آیند، وظیفه­ ای است که باید به درستی به پیش بُرد چراکه در جدال دولت ­ها و تخریب بشریت، مبارزه‌ی متحد و طولانی مدتی در پیش داریم.

زنده باد همبستگی انترناسیولیستی

زنده باد انقلاب

۸ اکتبر ۲

منبع: http://committeebe.blogspot.be/

هفدهم مهرماه۱۳۹۴

akhbarkargari2468@gmail.com

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se