دوشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۶ , ۲۳:۵۷:۴۰ به وقت تهران
 
ايرج فرزاد / مقالات
در آستانه دو انتخابات و “گمانه زنی”ها
دوشنبه, ۱۳ام مهر, ۱۳۹۴

 روز ٧ اسفند سال جاری(١٣٩۴)- دوم فوریه ٢٠١۶- یعنی حدود چهارماه دیگر، روز بر گزاری دو انتخابات در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی است: انتخابات نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان رهبری.از هم اکنون بحثها و گمانه زنیهای زیادی در مورد این دو انتخابات همزمان، چه در صفوف جناحهای رژیم و چه خارج از آن، در جریان بوده است. چگونگی پروسه این انتخابات که شاید برای بخشی از اپوزیسیون و نیز رسانه ها و دوائر رسمی حکومتها در اروپا و آمریکا از حساسیت ویژه ای برخوردار است،

از زوایای مختلف، گاه همسو و گاه متضاد، مورد ارزیابی قرار گرفته است. تا جائی که به بخشی از اپوزیسیون مربوط است، امید و نگرانیها، هر دو، این است که آیا برای یک بار هم که شده است، در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی، انتخابات آزاد، حتی در محدوده کشمکش جناحهای خودی رژیم اسلامی و در مورد کاندیدهائی که شورای نگهبان صلاحیت آنها را رد نکرده است، انجام میشود؟ نا گفته پیداست که از منظر این بخش از اپوزیسیون، هموار کردن تسلط اصلاح طلبان قبلی و یا اصولگرایان معتدل امروزی بر مجلس شورای اسلامی، بهر حال از بی تفاوت ماندن و تحریم و بایکوت، بهتر است. از هم اکنون، نام محمد رضا عارف، معاون اول دولت دوم محمد خاتمی، در سر لیست بقایای اصلاح طلبان حکومتی برجسته شده است. اما، انگار پس از قرار گرفتن خود خاتمی در لیست حامیان “فتنه ١٣٨٨” و “ممنوع التصویر شدن” او، و اظهار ندامت حجاریان از تزهای اصلاح طلبی و اعلام ناسازگاری آنها با “نظام الهی” در دادگاه پس از سرکوب خیزش میلیونی آن سال، بقایای دوخردادی از نظر انسجام فکری و سیاسی، فرو ریخته اند. در مقابل، چشمها به عنصری در میان اصولگرایان معتدل دوخته شده اند، که ظاهرا چندان هم بسادگی قابل حذف و یا تحقیر نیست: ناطق نوری. و این البته ِستروٙنی طیف اصلاح طلبان را از هر تصمیم جدی برای مبارزه با “تمامیت خواهی” جناح کٙله شقّ به توان دو، ضرب میکند. چه، ناطق نوری بدیل خاتمی و گزینه رهبر در انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٧۶ بود. اما همین اصولگرای معتدل و دو خردادیون اصولگرا شده کنونی، چندان شانسی ندارند. دلیل خیلی روشن است: جناح خامنه ای و سپاه و وزارت اطلاعات، به صراحت گفته اند که سازش در برجام، “موردی” بوده است. گفتند که تلاشها برای بی تفاوت کردن “مجلس غیرهمراه” با دولت روحانی در تصویب و نظارت بر برجام، به “مصلحت نظام” نیست. از سوی دیگر، این کشمکش در بالا، با همزمان شدن دو انتخابات مذکور، جنبه دراماتیک تری هم دارد. یکی از وظایف مجلس خبرگان، تعیین رهبر و یا تعیین جانشین او، در صورت فوت خامنه ای و یا برکناری اوست. و همه ما در جریان تضعیف و تحقیر یکی از کسانی که از شانس تکیه بر ریاست خبرگان برخوردار است، هستیم: رفسنجانی. در این روزها، تصویری در دنیای مجازی و توسط هواداران جناح خامنه ای وسیعا پخش شد: اقتدای حسن خمینی(یادگار امام!) و روحانی به رفسنجانی در نماز. و فراموش نکنیم که جمعیت کرایه ای و امت همیشه در صحنه، در سالروز مرگ خمینی، و در مُصلّای مُطهّر او، حسن خمینی را با وجود اینکه در کنار خامنه ای ایستاده بود، “هو” کردند و اجازه سخنرانی به او ندادند. همین رفسنجانی و حسن خمینی اند که از ناطق نوری دعوت کرده اند تا به صحنه انتخابات مجلس دهم وارد شود. فکر میکنم همه کسانی که به دقّت و با تیز بینی چگونگی آرایش و صف بندی بین جناحهای رژیم اسلامی را تعقیب کرده اند، با این برداشت من موافق باشند که گرچه رفسنجانی، در شکل گیری رژیم اسلامی، نقش در سرکوب “ضدانقلاب” و عبور دادن رژیم از بحران، خوراندن جام زهر به خمینی برای تن دادن به پایان جنگ ایران و عراق و دست کشیدن از جنگ جنگ تا پیروزی، عنصری واقعی است، اما “رفسنجانیسم” توهم است. تمام دوره های پس از افول و سقوط نقش رفسنجانی در تاثیر گذاری بر سرنوشت جمهوری اسلامی و سیاستهای کلان، در معادله ای معکوس با شکل گیری یک توهم در ذهنیت خود او و خودفریبی هواخواهانش در دوایر دولتهای غرب و نیز برخی لایه های اپوزیسیون توام بوده است. رفسنجانی مٙحمِلِ پراگماتیستی عبور از جمهوری اسلامی برای یک “گلاسنوست” با چراغ خاموش نیست.

رژیم جمهوری اسلامی، با و یا بدون خامنه ای، از این به بعد، کوچکترین روزنه فضای باز سیاسی را باز نخواهد کرد. علت در این نیست که همه جناحهای رژیم با خاطرات سپری شده ایام عروج اسلام سیاسی در دوره “انقلاب اسلامی” و یا دوره عربده کشیها در سرکوب خونین اپوزیسیون و یا در دنیای شهادت طلبانه جنگ هشت ساله و ایام کربلائی نبرد “حق بر باطل”، زندگی میکنند. به باور من همه جناحها در آرزوی تبدیل رژیم اسلامی به حکومتی شبیه به ترکیه، در اعماق قلب و ذهن خود، لٙه لٙه میزنند. مشکل رژیم اسلامی این است که بر قُلّه کوه آتشفشان خشم و نفرت مردم نشسته است. در همه این سالهای پس از جنگ، ما همواره شاهد این حقیقت بوده ایم، که مردم، حتی آنگاه که خود راسا ابزار و حزبی سیاسی نداشته اند، از هر شکاف و مٙنفذ اختلافات و کشمکش جناحها، برای خراب کردن تمام رژیم اسلامی، به میدان آمده اند. شیوه تعرض مردم در دوران پس از دو خرداد ١٣٧۶، شکل گیری یک گرایش و تشکل کمونیستی در دانشگاهها علیرغم اینکه سرکوب و منکوب شد، خیزش حماسی میلیونی در جریان انتخابات سال ١٣٨٨ خیلی گویاست. تصور اینکه مردم آن صحنه های با شکوه را برای دفاع از حقانیت موجوداتی چون موسوی و کروبی خٙلق کرده باشند، پوچ است. احمدی نژاد تا زبان باز کرد که اعتراض مردم را حرکت مُشتی خٙس و خاشاک نام بگذارد، روز بعد مردم خشمگین و در ابعاد میلیونی بر سر رژیم ریختند. حالا هاست که “سردار” احمدی مقدم فرمانده وقت نیروهای انتظامی تهران بزرگ افشا کرده است که همان روز به احمدی نژاد توپیده است که “مرد حسابی این مزخرفات چیه گفته ای، مردم دارند بساط ما را جمع میکنند”.

در حسرت عبور دادن رژیم اسلامی به مسیر ترکیه

جناحهای مختلف رژیم اسلامی بروشنی می فهمند که حتی اگر آینده ترکیه سناریو واقعی آنان نیز باشد، عامل فعاله آن اسباب کشی سیاسی و اجتماعی هیچیک از آنها نخواهد بود. اوضاعی مثل ترکیه و چشم انداز باز شدن مٙنفٙذی برای پروسه انباشت سرمایه در ایران طبق مدل ترکیه، که پورشه سواران و آقازاده ها در آن راستا “جنبش” هم راه انداخته اند، اصلا نا ممکن نیست. اما این تحول به ضرب هر نیروئی به سرانجام برسد، از جمهوری اسلامی و این رگه از اسلام سیاسی در قدرت دولتی، اثری باقی نخواهد گذاشت. از این رو، به باور من، مجلس بعدی، مجلس دهم، بسیار بیشتر با دولت روحانی و اصولگرایان معتدل “ناهمراه” خواهد بود تا باریکه شکافی که بین قوه مقننه و قوه اجرائیه، که آنهم در همین شکل به شخص رئیس جمهور و بعضا وزیر خارجه دولت محدود مانده؛ و تاکنون موجب شاخ و شانه کشیدن و کتک کاری و فحش چارواداری اصولگرایان یکدنده شده است را درز بگیرند. فقط کافی است به چند مورد از برخورد کانگسترهای اسلامی که علنی شده است به عنوان نمونه اشاره کنم:

کوچک زاده که قبلا به سوابق او اشاره کرده بودم، در رابطه با حق مجلس برای نظارت بر برجام خطاب به لاریجانی- ظاهرا یکی از آن اصولگرایان معتدل- رئیس مجلس چنین گفت: “سگ احمدی نژاد و مشائی به شما شرف دارد”. روز سی ام سپتامبر ٢٠١۵، بهرام بیرانوند، نماینده از بروجرد با داد و بیداد در صحن علنی مجلس چنین گفت: “دقیقا زمانی که هزاران حاجی در منا به آغوش مرگ افتادند، آقای ظریف هم در آغوش اوباما و وزیر خارجه آمریکا افتاد! آقای ظریف غلط زیادی کرده اگر به عنوان وزیر خارجه چنین کاری کرده و دلش خواسته با رئیس جمهور آمریکا دست بدهد”.

برای جلوگیری از تسلط کسانی که نه حتی اصلاح طلب به معنی بی مایه خاتمیون، که اصولگرایان معتدل اند، شورای نگهبان با نظارت “استصوابی”اش، فعالتر در صحنه خواهد بود. خامنه ای در روزهای اخیر، چراغ سبز را به آنها داده است. آنگاه که سپاه پاسداران در مقابل موضع برخی “مسئولان نظام” پس از برجام، رزمایش ثارالله راه انداخت، ترجمان عملی و اجرائی موضع مقام معظم بود. کنترل فرضی قوه مقننه توسط اصولگرایان معتدل که زیر مجموعه رفسنجانی- حسن خمینی اند، به نظر من صحنه مجلس را به میدان چاقوکشی های علنی تبدیل خواهد کرد. و مردم در متن آن تصفیه حسابهای خٙشن و چاله میدانی، ساکت نخواهند بود. مردم مثل همیشه از “فرصت” حتما استفاده خواهند کرد. پدیده موهوم “رفسنجانیسم”، و باز کردن چندین باره سوپاپ اطمینان برای جلوگیری از سقوط رژیم و در سناریوهای مختلف برای بقاء، هیچ شانسی در دو انتخابات مذکور ندارد. راس حکومت اسلامی و چکیده حاکمیت رژیم اسلامی، به صراحت گفته اند که آنها تلاش جناحهای مختلف خودی برای “تغییر رفتار” حکومت را سالهاست میشناسند و “خام” نیستند. به نظر میرسد هر دو انتخابات، آخرین میخها بر تابوت مجاهدان درون حکومتی و متوهمین بیرونی، برای تغییر قطره چکانی رژیم اسلامی با سیاست “چانه زنی” ها در بالاست. رژیم اسلامی به این ترتیب عملا فقط یک راه برون رفت را پیش پای مردم باز و مفتوح گذاشته است: “فشار از پائین” و مبارزه برای بزیر کشیدن هیولای اسلام سیاسی در ایران.

دوم اکتبر ٢٠١۵

iraj.farzad@gmail.com

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se