جمعه ۰۶ مرداد ۱۳۹۶ , ۱۷:۲۹:۲۱ به وقت تهران
 
عبداله دارابی / مقالات
نگاهی اجمالی به بحران رهبری احزاب حاکم در کردستان عراق
سه شنبه, ۷ام مهر, ۱۳۹۴

اکنون بحران سیاسی- اقتصادی در کردستان عراق چنان وخیم شده که احزاب ناسیونالیست و مذهبی که در حاکمیت هستند نه تنها به آن اعتراف میکنند بلکه بشدت با آن روبرو و دست به گریبانند. عمق این بحران و پیامد آن تقابل و کشمکش سیاسی بین احزاب را چنان دامن زده که در آینده نزدیک چشم انداز روشنی برای حل و برون رفت از آن قابل پیش بینی نیست. همه احزاب و جریانات دخیل در حاکمیت، در ظاهر امر علل اصلی بحران را در چگونگی نحوه انتخاب رهبر اقلیم کردستان، عدم قوانین مدون برای اداره امور دستگاه های دولتی، تقسیم پست های کلیدی حاکمیت و…. ارزیابی میکنند!! گویا اگر این مشکل حل شود اوضاع کاملا عادی و نرمال خواهد شد. در همین رابطه فقط در سه ماهه اخیردهها جلسه کوچک و بزرگ بین احزاب و پارلمان و دولت برگزار شده و در بعضی از آنها نیز جداگانه نمایندگان آمریکا، انگلیس، ایران و ترکیه و… نیز شرکت داشته اند. ولی با این وجود، این بحران نه تنها بقوت خود باقی است بلکه تأثیرات ناشی از آن در ابعاد وسیع و بی سابقه ای بر کارو زندگی روزمره مردم زحمتکش کردستان از جمله کارگران و جوانان سایه انداخته و بیزاری و نگرانی و بی اعتمادی صد چندانی را نسبت به احزاب حاکم دامن زده است. اکثر احزاب، بر این باورند نه فدرالیسم در عراق توانسته اتحاد و استقلال ایالتی کشورعراق را به جایی برساند و نه سیاست سازش و بده بستان بین احزاب کُرد در اداره امور کردستان. هر دو سیاست در ابعاد سراسری و محلی ناکام و با شکست مواجه شده اند. در یک نگاه اجمالی بسادگی میتوان دید که ایجاد این شرایط، از یکطرف تقابل و کشمکش سیاسی بین احزاب را گسترده تر کرده و از طرف دیگر پست های کلیدی رهبری کردن امور و کنترل فعالیت در اقلیم کردستان به حالت تعلیق و بلاتکلیفی در آمده است. در بعد سراسری نیز مردم شهر های بزرگ عراق علیه سیاهی و تباهی حاکم بر جامعه دست به اعتراض زده و انزجار و تنفر عمیق خود را علیه رهبران فاسد و غارتگر به نمایش گذاشتند. این امردر واقع نشان یک واقعیت آشکار است ادامه شیوه حکمرانی تا کنونی احزاب کردستان چیزی جز ناامیدی و یاس برای مردم کردستان عراق در بر نخواهد داشت. علل اصلی و ریشه ای بحران کنونی چه در عراق و چه در بخش کردستان آن با سیاستهای تا کنونی فوق الذکر قابل تعریف و پاسخگویی نیست. تکرار و ادامه سیاستهای نخ نمای تا کنونی و متمرکز شدن بر رو آنها نه در عراق و نه در کردستان راه بجایی نمی برد. این دقیقا همان معضلی است که هر دو بخش حاکمیت در عراق و کردستان، از بیان و اعتراف به آن عاجز و نا توانند. آنچه که در یک مشاهده واقعی قابل دید است سناریو سیاهی است که کل جامعه عراق را در خود فرو برده، کشورعراق اکنون به سه بخش تقسیم شده است. اداره امور کردستان به شیوه سازش و تقسیم سهم بین احزاب هم قدمتش از ۲۴ سال میگذرد، همه مردم کردستان در روال زندگی روزمره خود آنرا با پوست و گوشت خود لمس و مشاهده کرده اند و از تداوم آن بشدت بیزار و متنفرند. با توجه به آن، پیدا کردن ریشه اصلی این بحران در جای دیگری است و باید عمیق تر و واقعی تر به آن پرداخت. خیلی ها بیاد دارند عروج حاکمیت احزاب بورژوا ناسیونالیست و مذهبی کرُد در کردستان عراق، در شرایطی رخ داد که، سرمایه داری مبتنی به بازار بر مدل سرمایه دولتی غلبه کرد و بلوک پیروز برای باز تعریف جدید سیاسی، اقتصادی و فکری خویش بر جهان وارد کشمکشهای اجتماعی وسیع تر و همه جانبه تری شد. این نوع حاکمیت در عراق و کردستان مهر آن دوره و آن شرایط را بر خود دارد. نحوه حکمرانی در کردستان بشیوه قومی و قبیله ایی شروع شد و تا به امروز دوام آورده است. این شیوه حاکمیت اعطا شده از طرف قدرتهای جهانی تا به حال قادر نبوده جامعه و نحوه اداره جامعه را در جهت قانون گرایانه و نزدیک شدن به روبنای سیاسی ومورد حمایت اقتصادی مشابه غرب سوق دهد. این احزاب از بدو حاکمیت تا به امروز، شیوه حکومت بر جامعه را با سیاست سازش و بده بستان مابین خود آغاز نموده و براساس همین سیاست نیز به ثروت کل جامعه و توزیع و تقسیم آن نگاه کرده اند. در راستای منافع خویش به سیاست قومیگری و کرُدایتی چون پدیده ای ازلی و ابدی نگریسته اند. گویا نه جامعه جهانی، جامعه ای سرمایه داری است و نه صف کارگران و زحمتکشان در تمام جهان و در کردستان نیز وسیعا گسترش یافته و هویت کارگری و طبقاتی بر هویت ملی، قومی، ونژادی مقدم میشمرد. در دنیای امروز به لطف رشد عظیم تکنیک، انقلاب انفرماتیک در امر ارتباطات و رشد و توسعه نیرو های تولیدی اجتماعی و بین الملی شدن روابط و ارتباطات در میان دیگر احزاب و همچنان جریانات مدافع سرمایه، در هیچ جای جهان هیچ حکومتی به راحتی قادر نخواهد بود نیروی اصلی مخالف خود را در امور سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی حذف کرده و نا دیده بگیرد. سرمایه داران در طول تاریخ با سود ناشی از دسترنج و زحمات کارگران و زحمتکشان قصر و کاخ حکمرانی خویش را بنا کرده اند و کارگران هم در تلاش برای اتحاد و همبستگی طبقاتی خود و نبرد با حاکمان سالها تجربه مبارزاتی را در تاریخ ثبت کرده اند.
مردم در کردستان، دهها سال متوالی قهرمانانه مبارزه کردند تا از یوغ هر نوع اسارت و بندگی و ستم کشی و بی عدالتی رها شوند. رفع ستم ملی فقط یکی از خواستهای اکثریت جامعه کارکن و زحمتکش کردستان است. قرار نیست تحت لوای این خواست، بر نیازهای واقعی زندگی و خواستهای بر حق آحاد جامعه سرپوش گذاشته شود. قرار نیست تحت لوای قومیگری، خواست واقعی آزادی، برابری، رفاه و امنیت و آسایش اکثریت عظیم جامعه نا دیده گرفته و پایمال شود. آب و نان و مسکن و رفاه و امنیت و آسایش و آزادی بیان و تشکل و… مردم کردستان از جمله خواستهایی هستند که با هیچ بهانه ای قابل حذف کردن نیست.اینها از جمله خواستهای است که مردم جامعه بصورت روزمره به آن نیاز دارند و خواهان متحقق کردن آن هستند. از قرار معلوم این واقعیت به کام بعضیها تلخ است و حاضر به پذیرش آن نیستند. واقعیت این است در دنیای امروز هیچ سیستم حکومتی در جهان بدون جوابگویی به وضعیت معیشتی و رفاهی طبقه کارگر و زحمتکش و راه حل واقعی برای مسائل گرهی جامعه، قادر به ادامه حکمرانی با آسودگی خاطر نخواهد بود واهمه سرمایه داری از شورش گرسنگان و مبارزات کارگری هرگز پایانی نخواهد داشت.
معضلات و مسائل معیشتی و اجتماعی در جامعه کردستان اگر جواب مناسب نگیرد، بحران عمیق سیاسی و اجتماعی بصورت معضلی همیشگی و پایدار در کردستان باقی خواهد ماند. زمان دور زدن منافع اکثریت جامعه کردستان و نادیده گرفتن آن دیگر سپری شده، ادامه سیاست سازشکارانه وتفاهم صوری بین احزاب و تدوین قوانین سرمایه دارانه نیز به هیچ وجه راهگشای این بحران عمیق نخواهد بود.
عبداله دارابی ۵ مهر ۱۳۹۴

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se