شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۶ , ۰۹:۱۵:۱۰ به وقت تهران
 
شعر
ستاره­ی راه: برای رفیق شاهرخ زمانی , داغی که پرچم ماست
شنبه, ۲۸ام شهریور, ۱۳۹۴

اعلامیه

برای رفیق شاهرخ زمانی

داغی که پرچم ماست

شعر: حسن حسام

این بار

باز

عاشق­کشان رنگارنگ

با نیرنگ

خونسرد مثل مرگ

اعلام کرده اند:

مرگِ کبود

این موج پر خروش را

خاموش کرده است

*

دزدانِ کارِ کارگران

از ترسِ ­مرگ

سر گرم غار غار

تا نشکفد صدایی در خشم کارگر

اعلام کرده اند :

این منتهای جسارت

این منتهای عشق و عدالت

مرده است !

*

ای گُرد ِسرخ ِ دلاور

شاهرخ جان !

شبکور چشم ندارد.

در سرزمین دربند

تا بی شماره

سر

و

بازو

درکارِ

کارزار است

دریا دلان

به جون موج

تا اوج

با خشم می­خروشند

*

اما

اما

به ما بگو

آیا

ای سرخ ِ سرخ

دلاور ِ رعنا

با آن نگاه و لبخند،

در بادِ هرزه­تابِ اهریمن

پرپر شده

فسرده و خاموش گشته­ای؟

*

باور نمی­کنیم

باور نمی­کنیم

باور نمی­کنیم مقتول دین و سرمایه

قتلت که مرگ نیست

تو زنده­ای

تا بارور شود زمینِ بی­حاصل.

از شوره زار،

گل و گندم

رقصان به بار نشیند

توزنده­ای

در جنگلی زِ انسان

در بی­شماره کارگران

در بازوا­­ن­شان

در زانوان­شا ن

در سرهای­شان

و سودا های­شان

*

هلا

بنفشهی رخشان

گلِ همیشه بهاران

در این شبانه­ی تاریک

و سنگلاخ و جاده­ی باریک

با مایی

در مایی

ستاره­ی راه

۲۰۱۵/۰۹/۱۵

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se