چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۶ , ۱۴:۳۴:۵۲ به وقت تهران
 
اخبار و گزارشات
اخباروگزارشات کارگری۲۷شهریور۱۳۹۴
شنبه, ۲۸ام شهریور, ۱۳۹۴

– وضعیت نابسامان کارگران کارخانه آبگینه قزوین پس از واگذاری به بخش خصوصی

– گزارشی کوتاه از مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی

– هشدار! جان میلاد درویش در خطر است!

– کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:حکم ۹ سال زندان برای محمود صالحی

– کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:محکومیت مجدد رسول بداقی به سه سال حبس تعزیری

– گزارشی درباره وضعیت نامطلوب کاری پرستاران!

– فنلاند؛ اعتصاب و تظاهرات در اعتراض به سیاست های ریاضتی

وضعیت نابسامان کارگران کارخانه آبگینه قزوین پس از واگذاری به بخش خصوصی

تجمعات متعدد کارگران در مقابل فرمانداری، استانداری و کارخانه تا کنون بهایی جز اخراج کارگران نداشته است، چنانکه به دنبال تجمع کارگران در اسفند ۹۳، ۲۰ کارگر این کارخانه اخراج شدند و با اینکه با رأی اداره کار ۱۵ نفر از کارگران به کار خود بازگشتند اما از ورود ۵ کارگر به این کارخانه ممانعت به عمل آمد. چنین وقایعی پیش‌تر هم در آبگینه سابقه داشت، آبان ماه ۹۳ نیز دو کارگر این کارخانه به دلیل پیگیری مطالبات کارگران اخراج شدند وهمکاران این دو کارگر اخراجی دو روز بعد در اعتراض به اخراج همکارانشان و همچنین حقوق معوقه سه ماه گذشته تجمع کردند.

کارخانه شیشه آبگینه قزوین را باید نمونه‌‎ای رَسا از برون‌زدگی ضایعه خصوصی‌سازی در اقتصاد مولد کشور دانست. در تمامی این سال‌ها کارخانه آبگینه که زمانی به شیشه و بلور مرغوبش شهرت داشت، دست به تعدیل فزاینده نیروی کار زده است و وضعیت این شرکت روز به روز بدتر می‌شود. طی دو سال گذشته نزدیک به ۱۰ مورد اعتراض و تجمع کارگری برای استیفای حقوق کارگران این کارخانه صورت گرفته است. کارخانه‌ای که در گذشته نه چندان دور (پیش از سال ۹۲) نزدیک به ۶۰۰ کارگر داشت و بیش از ۳ تا ۴ شیفت کاری فعالیت می‌کرد، هم‌اکنون حدود ۱۰۰ کارگر استخدامی دارد و تنها یک خط تولیدی، آن هم به علت خاموش نماندن کوره مشغول به کار است.

اسفند ۹۲ یکی از کارگران کارخانه آبگینه، تعداد کارگران شاغل در این کارخانه را ۵۰۰ نفر شامل، ۱۰۰ کارگر استخدام رسمی و ۴۰۰ کارگر قراردادی دانسته بود، این میزان در سال ۹۳ به ۱۰۰ کارگر رسمی و ۲۰۰ کارگر قراردادی و در حال حاضر با اخراج ۱۰۰ کارگر قراردادی در روزهای گذشته به مجموعاً ۱۴۰ کارگر می‌رسد.

تجمعات متعدد کارگران در مقابل فرمانداری، استانداری و کارخانه تا کنون بهایی جز اخراج کارگران نداشته است، چنانکه به دنبال تجمع کارگران در اسفند ۹۳، ۲۰ کارگر این کارخانه اخراج شدند و با اینکه با رأی اداره کار ۱۵ نفر از کارگران به کار خود بازگشتند اما از ورود ۵ کارگر به این کارخانه ممانعت به عمل آمد. چنین وقایعی پیش‌تر هم در آبگینه سابقه داشت، آبان ماه ۹۳ نیز دو کارگر این کارخانه به دلیل پیگیری مطالبات صنفی کارگران اخراج شدند وهمکاران این دو کارگر اخراجی دو روز بعد در اعتراض به اخراج همکارانشان و همچنین حقوق معوقه سه ماه گذشته تجمع کردند.

به گزارش۲۶شهریور نظرنیوز،یکی از کارگرانِ شاغل در کارخانه شیشه آبگینه روز سه‌شنبه در تشریح آخرین وضعیت کارگران شاغل در این کارخانه، از عدم دریافت حقوق اسفند ماه سال گذشته و تمامی شش ماه آغازین سال جاری خبر داد.

وی ادامه داد: کارفرما به قول خودش ۱۰۰ نفر از کارگران را به مرخصی فرستاده است و از ورود این کارگران قراردادی در روز یکشنبه به کارخانه ممانعت به عمل آمد. و بنا شده است تا تکلیف این کارگران تا ۱۵ روز آتی مشخص شود. همچنین مسئولان کارخانه متعهد شده‌اند ظرف ۱۰ الی ۱۵ روز آتی، حقوق یک ماه کارگران را پرداخت کنند. در طول شش ماه اخیر مبلغی نیز به کارگران پرداخت شده است که مشخص نیست مربوط به کدام ماه است.

این کارگر شاغل در کارخانه آبگینه با تصحیح گزارشی که پیش از این از اخراج ۸۵ کارگر این کارخانه خبر می‌داد، افزود: تعداد صحیح کارگران اخراجی ۱۰۰ نفر است. منتها مسئولان کارخانه مدعی‌اند که این کارگران را به مرخصی فرستاده‌اند تا هزینه‌های کارخانه کاسته شود، لکن قطعاً هدف اخراج کارگران است.

او در توصیف شِگِردی که عموماً کارفرمایان برای اخراج کارگران به کار می‌گیرند، گفت: همه کارفرمایان همین را می‌گویند. اول از مرخصی کارگران سخن می‌گویند، اما هنگامی که کارگران به مرخصی رفتند و پشتشان باد خورد و نتوانستند سر کار می‌آیند، کارگر را اخراج می‌کنند.

وی ادامه داد: کار‌شناسان معتقدند هنوز هم کارخانه ظرفیت راه‌اندازی مجدد و برون‌رفت از وضعیت موجود را دارد.

وی مجموع بدهی‌های شرکت آبگینه را ۱۷ میلیارد تومان به بانک صادرات، ۱۷ میلیارد تومان به کارخانه غدیر، ۸ میلیارد به شرکت گاز، ۴ میلیارد به بیمه تأمین اجتماعی، ۵۰۰ میلیون تومان به اداره برق، ۱۰۰ میلیون تومان به اداره آب و ۲ میلیارد تومان حقوق و نزدیک به ۲ میلیارد تومان نیز بابت سنوات به کارگران دانست.

یکی دیگر از کارگران آبگینه نیز معتقد است: باوجود اینکه کسی در شرکت کار نمی‌کند اما کوره‌ها به صورت مداوم روشن هستند و گاز مصرف می‌شود و کسی از انگیزه چنین کاری را نمی‌داند.

کارگر دیگری نیز می‌گوید: مقسمی (رئیس هیئت مدیره) ثروت فراوانی دارد به شکلی که می‌تواند به راحتی تمام این بدهی‌ها را تصفیه کند اما چنین کاری را نمی‌کند.

کارگر دیگری اظهار داشت: هیچ کدام از مسئولین استانی پاسخگوی مشکلات به وجود آمده نیستند و ادعا می‌کنند که نمی‌توانند مقسمی را پیدا کنند اما این کار وظیفه مسئولین استانی است.

وی همچنین اعلام کرد: ۹۰۰ نفر طی نامه‌ای مراتب اعتراض خود را به رئیس جمهور اعلام کردند و این تیر آخر ما برای حل مشکلات کارگری بود، البته هنوز اتفاقی رقم نخورده است.

با این وجود مدیر عامل کارخانه آبگینه ضمن تایید تعویق حقوق کارگران شاغل در این واحد صنعتی، بدهی‌های انباشته این کارخانه را عامل اصلی کمبود منابع مالی و همچنین پرداخت نشدن حقوق کارگران دانست.

‎ «مقسمی» با بیان اینکه این واحد از چهار سال پیش با ۷۰ میلیارد تومان بدهی به بخش خصوصی واگذار شده است، افزود: دولت موقع واگذاری این واحد ورشکسته، از میزان بدهی‌های این کارخانه صحبتی نکرده بود.

رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قزوین اما نظر دیگری دارد، وی سال گذشته گفته بود: شرکت شیشه آبگینه قزوین با ۳۰۰ کارگر بدلیل سوء مدیریت در حال تعطیلی است و بدهی ۲۲ میلیارد تومانی این شرکت در صورت عدم تغییر مدیریت، تولید را متوقف خواهد کرد.

علیرضا کشاورز اظهارداشت: شرکت آبگینه با حدود ۳۰۰ نفر شاغل با روشی سنتی تولید می‌کند که از یک ماه سال گذشته تولید آن متوقف شده و بیش از دو میلیارد تومان بدهی به شرکت گاز دارد که هر ماه ۶۰۰ میلیون تومان به این بدهی اضافه می‌شود.

وی تصریح کرد: مجموع بدهی‌های این شرکت بالغ بر ۲۲ میلیارد تومان است و در بازدید مدیریت هوشمندی برای حل مشکل و خروج از بحران دیده نشد لذا تنها راه خروج از این وضعیت تغییر مدیریت است.

رئیس اتاق بازرگانی قزوین اظهارداشت: ماهانه ۱. ۵ میلیارد تومان به هزینه‌های این شرکت اضافه می‌شود و چون قادر به خاموش کردن کوره نیستند هزینه‌های گاز نیز همچنان افزایش یافته و تولید کم آن‌ها را دچار مشکلات بیشتر کرده است.

غلامرضا حسن‌پور فرماندار شهرستان البرز نیز در بخش دیگری از جلسه‌ای که با حضور علیرضا کشاورز برگزارمی‌شد، گفت: مدیر فعلی شرکت آبگینه هیچ برنامه‌ای برای خروج از بحران ندارد و شاید به دنبال ورشکسته اعلام کردن شرکت باشد که این کار در حال حاضر نیز اعتراض کارگران را بدنبال داشته که باید برای تغییر مدیریت اقدامی اساسی کرد.

علیرضا محسنی مدیرعامل تامین اجتماعی استان قزوین هم گفت: مالکیت و مدیریت این شرکت تداخل کرده و شرکتی که قبلا ۶۰۰ کارگر داشت به دلیل مشکلات خود هزینه زیادی بر سازمان تحمیل کرد و مجموعا تامین اجتماعی۴۶۰ نفر را بازنشسته کرد و امروز هنوز مشکلات این شرکت حل نشده که نشان می‌دهد هیچ مدیریتی بر آن حاکم نیست.

گزارشی کوتاه از مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی

جسد شاهرخ زمانی را روز دوشنبه تحویل خانواده‌اش دادند. تنها با این شرط که آنها هیچ شکایتی نکنند و گزارش پزشک زندان که مرگ او را سکته‌ی مغزی اعلام کرده بود، بپذیرند. خانواده‌ی شاهرخ بی‌درنگ جسد را به تبریز شهر عاشقان، شهر مبارزان و خطه قهرمان‌خیز آذربایجان منتقل کردند. بلافاصله فعالان کارگری و دوستان شاهرخ از سراسر ایران خود را به تبریز رساندند تا در زادگاه ستارخان‌ها و باقرخان‌ها، حیدرعمواوغلی‌ها، صمدها، دهقانی‌ها و نابدل‌ها و… این بار بر مزار شاهرخ، یاری از تبار آنان گرد هم آیند. حضور فعلان کارگری از تهران، کرج و سنندج چشمگیر بود.

سیل جمعیت خیره‌کننده بود، هر چند نه در خور شاهرخ، چرا که از روز قبل نیروهای امنیتی با افراد زیادی تماس گرفته بودند و آنان را از رفتن به مراسم منع کرده بودند. اما تعداد مشتاقان به شرکت در این مراسم آنقدر زیاد بود که احتمالا نیروهای امنیتی نیز نتوانسته بودند با همه تماس بگیرند. چند نفر از فعالان تبریز را هم به ستادهای خبری احضار کرده بودند و یکی از فعالان اجتماعی تبریز نیز در طول مراسم بازداشت بود.

در طول مراسم و هنگام خواندن نماز میت یکی از حاضران با صدای بلند اعلام کرد: شاهرخ چه نیازی به خواندن نماز دارد”… با این حال مراسم برگزار شد. چند مامور خاص از بازکردن صورت شاهرخ هنگام خاکسپاری جلوگیری کردند. هر چند حضور ماموران چشمگیر بود اما آنها با سیل جمعیت کاری نمی‌توانستند انجام دهند. مراسم با خواندن قطع نامه‌ی تشکل‌های کارگری ادامه یافت. اطلاعیه تشکل‌های مستقل کارگری به تعداد نسبتا قابل توجهی میان جمعیت توزیع شد. سپس همزمان با گلباران مزار شاهرخ، مراسم با سر دادن شعارهایی از جمله:” زنده باد شاهرخ زمانی”، “درود بر شاهرخ زمانی”، “شاهرخ معلم ماست، راه شاهرخ راه ماست”، “درود بر کارگر مبارز ” ادامه یافت.

شعارها همه‌گیر بود و در میان اندوه و رنج فراوان جمعیت نمی‌خواست مزار را ترک کند. اما اجبارا با پایان یافتن مراسم به تدریج آماده‌ی ترک مراسم شدند. پس از پراکنده شدن جمعیت و در میانه راه خروج از آرامستان ماموران یکی از شرکت‌کنندگان را که گمان می کردند بیانیه تشکل‌های کارگری مستقل را توزیع کرده، دستگیر کردند. بلافاصله این مساله مورد اعتراض حاضران قرار گرفت. ماموران ابتدا گفتند فقط چند سوال و حاضران هم گفتند در حضور خودمان. به تدریج تعداد معترضان به این دستگیری بیشتر شد. راه رفت و آمد ماشین‌ها بسته شد. هنگامی که پس از دستبند زدن ماموران قصد بردن فرد دستگیر شده را داشتند، اعتراضات شدت گرفت و پس از کشمکش فراوان و دست به دست شدن وی ، بالاخره برای خاتمه این وضعیت ماموران جلو چشم همه دست وی را باز کردند و شرکت‌کنندگان در مراسم همراه با وی محل را ترک کردند.

خانواده شاهرخ مراسم پذیرایی بسیار خوبی را تدارک دیده بودند. هنگام صرف غذا یکی از فعالان کارگری گفت:” این غذا با همه ی خوبی به دلم نمی چسبد زیرا که شاهرخ ۵ سال از خوردن چنین غذاهایی محروم بود”.

مراسم پذیرایی با اعلام مراسم روز ۵ شنبه خاتمه یافت.

منبع:سایت کانون مدافعان حقوق کارگر

هشدار! جان میلاد درویش در خطر است!

نزدیک به یکماه است که میلاد درویش مستندساز و فعال اجتماعی در زندان به سر برده و تنها یک دیدار با خانواده اش طی این مدت داشته است. اتهام او هنوز اعلام نشده و در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد. او به دلیل گیاهخوار بودنش نمی تواند از غذای زندان استفاده کند و در طی این روزها به شدت ضعیف گشته است. در ضمن امکان لازم برای خرید از فروشگاه های زندان را نیز در اختیار ندارد.ما بارها گفته ایم و باز هم تکرار می کنیم زندانبانان مسوول جان زندانیان هستند . مراقبت از سلامتی زندانی به عهده زندانبان می باشد. ما ضمن هشدار نسبت به وضعیت میلاد درویش خواهان اعلام اتهام او به خانواده اش و امکانات لازم برای در اختیار داشتن وکیل، غذا و امکانات دارویی برایش هستیم. شرایط زندانهای کشور برای کوشندگان سندیکایی و صنفی از غذای نامناسب، عدم رسیدگی به موقع پزشکی و نبود دارو و بهداشت مناسب، شیوه نگهداری نامناسب و همگی به رنج اسیران ما می افزاید.

متحد شویم و نگذاریم فاجعه مرگ افشین اسالو و شاهرخ زمانی دوباره به وقوع بپیوندد.

علیه برخوردهای غیرانسانی و غیرقانونی همصدا گردیم و اسیران خود را نجات دهیم.

سندیکای کارگران فلزکار مکانیک

۲۶/۶/۱۳۹۴

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:حکم ۹ سال زندان برای محمود صالحی

بر اساس اخبار دریافتی محمود صالحی فعال کارگری و از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به ۹ زندان محکوم گردیده است.

بر اساس این خبر، این حکم روز چهارشنبه ۲۵ شهریور در مراجعه حضوری محمود صالحی به دادگاه سنندج به طور شفاهی به نامبرده اعلام شد. این حکم قطعی نبوده و تا بیست روز زمان اعتراض وجود دارد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن این حکم غیر انسانی و ناعادلانه، خواهان لغو این حکم و همچنین آزادی کارگران و فعالین کارگری دربند می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۲۶ شهریور ۱۳۹۴

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:محکومیت مجدد رسول بداقی به سه سال حبس تعزیری

کمیته هماهنگی ضمن محکوم کردن این حکم ، خواهان آزادی رسول بداقی و دیگر کارگران ، معلمان و زندانیان سیاسی در بند می باشد .

به گزارش کمیته اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان ایران ، رسول بداقی ، معلم زندانی که حکم ۶ سال محکومیت وی در ۱۳ مرداد ۹۴ به پایان رسیده بود همچنان در بازداشت موقت به سر می برد .

بنابر این گزارش این معلم در بند که در طول این شش سال از مرخصی نیز محروم بود و خانواده و دوستان وی منتظر آزادی وی بودند در کمال ناباوری روز گذشته به ۳ سال حکم تعزیری دیگر محکوم شد .

کمیته هماهنگی ضمن محکوم کردن این حکم ، خواهان آزادی رسول بداقی و دیگر کارگران ، معلمان و زندانیان سیاسی در بند می باشد .

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۲۷ شهریور ۱۳۹۴

گزارشی درباره وضعیت نامطلوب کاری پرستاران!

سال‌های مدیدی است که پرستاران نسبت به وضعیت نامطلوب کاریشان اعتراض می‌کنند و مسئولان با وعده و وعیدهای پوچ و توخالی سعی می‌کنند، پرستاران را به سکوت وادارکنند.

به گزارش۲۷شهریور شفا آنلاین،نه هشدارها را جدی می‌گیرند و نه راه‌حلی اساسی را مدنظر قرار می‌دهند بلکه روز به روز به این آتش زیر خاکستر دامن می‌زدند.

طی پرسشنامه‌ای، از شرایط وضعیت کاری پرستاران خصوصی و دولتی باخبر شدیم و قریب به اتفاق آنها از وضعیت نامناسب، کمبود نیرو، تجهیزات به روز نشده، مسئولیت زیاد، شیفت‌های طولانی، حقوق کم، وضعیت نامطلوب و نداشتن منزلت اجتماعی گلایه داشتند. هرچند که معتقد بودند پاسخ تمامی این مسائل را مسئولان می‌دانند اما سهل‌انگاری می‌کنند.

پرستاران از خستگی‌های مفرط که ناشی از آسیب‌های جسمی مانند آرتروز، دیسک کمر، گردن درد است تا فرسودگی‌های روانی مانند افسردگی، اضطراب، آشفتگی فکر، بدخلقی نام می‌برند که در کمتر از ۱۰ سال کاری، گربانگیر آنها می‌شود.

آنها هم چنین کمبود نیرو را به دلیل مهاجرت پرستاران به کشورهای مختلف و نگاه ویژه‌ای که کشورها به این رشته دارند، می‌دانند و معتقدند وضع شغلی و درآمد پرستاران بیمارستان‌های دولتی به مراتب مناسب‌تر از بیمارستان‌های خصوصی است. یکی دیگر از شکایات پرستاران، عدم پشتیبانی از سوی مسئولان، تحقیر و بی‌حرمتی از سوی برخی پزشکان و همراهان بیمار است.

با این تفاصیل با برخی از پرستاران در مورد کاستی‌های حرفه ایشان گفت و‌گو کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید:

پرستاری در بیمارستان‌های خصوصی بیگاری است

یکی از سرپرستاران بیمارستان‌های مطرح خصوصی تهران در مورد درآمدهای اندک و ناچیز این حرفه می‌گوید: «درآمد من با بیست و اندی سابقه با یک پزشک عمومی که چند ساعت در اورژانس وقت خود را سپری می‌کند، زمین تا آسمان فرق دارد.

با این حقوق‌ها در سال‌های نه چندان دور مسئولان باید با چراغ به دنبال پرستاران راه بیفتند، مگر آن که تحولی در حقوق و درآمد انجام شود. پرستاری در بیمارستان‌ها مخصوصا بیمارستان‌های خصوصی بیگاری است» این سرپرستار در مورد کمبود نیرو گفت: «بعضی از پرستاران به دلیل مزایای کم و درآمدهای ناچیز در ایران، به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند و مسئولان برای جبران آن از دانشجویان ترم ۷ و ۸ برای پرستاری کمک می‌گیرند. این نیرو‌ها تجربه ندارند.

مسئولان این دانشجویان بی‌تجربه را همانند یک پرستار می‌دانند.» وی در مورد امنیت شغلی پرستاران ادامه داد: «اکثر مردم، پرستاران را درک نمی‌کنند و برای آنها هیچ ارج و قربی درنظر نمی‌گیرند. امنیت کاری در حرفه‌ ما مخصوصا در بیمارستان‌های خصوصی بسیار پایین است. ما هم از جانب پزشک و هم همراه بیمار مورد توهین قرار می‌گیریم.

همراهان بسیار متوقع هستند و خارج از حد نرمال می‌خواهند سرویس بگیرند. تنها کسانی که ما را نمی‌رنجانند خود بیماران هستند.

در مورد فرسودگی‌هایی که این شغل در آینده به وجود می‌آ‌ورد علاوه بر بیماری‌های جسمی، اختلافات خانوادگی است. این اختلافات به دلیل شیفت‌های طولانی و متغیر است. پرستاران نه می‌توانند مادر خوبی باشند و نه همسر خوبی، به همین لحاظ قشر مجرد در این صنف زیاد است.» وی به‌عنوان سخن آخر اظهار داشت: «باتوجه به شرایط فعلی هیچ امیدی به رشد درمان نمی‌بینم. کادر درمانی ما سیر نزولی پیدا کرده است. ما بهترین تجهیزات را داریم اما از منظر عملکرد ضعیف هستیم و باید بحث‌های اساسی در این زمینه شود».

شغلی سخت و زیان‌آور

صدرا امیری یکی دیگر از پرستارهای کشورکه در بخش اتاق عمل مشغول به فعالیت است، در مورد فرسودگی شغلی این رشته می‌گوید: «اینکه پرستار در چه بخشی مشغول به کار باشد بسیار مهم است. درواقع فرسودگی هر پرستار باتوجه به بخش مورد نظر مانند آی سی یو، سی‌سی یو، اتاق عمل یا بخش عمومی متفاوت است و برای هر کدام از آنها یک نوع سبک و سخت کاری در نظر گرفته شده است.

اما نمی‌توان منکر این قضیه شد که حرفه‌ پرستاری، حرفه‌ای سخت با شیفت‌های طولانی‌مدت است. مثلا ما در بخش مراقبت‌های ویژه با آن روبرو شده‌ایم. بیمار در بخش آی سی یو بستری بوده و از طریق مانیتورها متوجه نامنظم بودن ضربان قلبش شده‌ایم.

بعد متوجه شدیم که حرفه‌ای‌ترین پرستار در کنار بیمار ایستاده است اما باز ضربان قلب نامنظم است. وقتی به سمت بیمار می‌آییم متوجه می‌شویم که پرستارما به دلیل شیفت‌های طولانی و چند جا کار کردن در حالت ایستاده، خوابش برده است.

کمر درد، دیسک کمر، پا درد، واریس، گردن درد، همورویید و بواسیر از دیگر عوارض جسمی این شغل است.» وی طبق رتبه‌بندی بین‌المللی بعد از کار در معدن، پرستاری را دومین رشته‌ی سخت و زیان‌آور نام می‌برد. مجلس شورای اسلامی نیز در دهه‌ی ۸۰ این شغل را سخت و زیان‌آور اعلام کرده است.

کشفی از کمبود نیروی پرستار گله دارد و دلیل عمده‌ آن را در مسائل مالی، نبود انگیزه، ساعات کار بالا و حضور سخت می‌داند و معتقد است: «در هر مقطعی از پرستاری اگر ۵۰ نفر فارغ‌التحصیل شوند، ۵ نفر آنها فقط جذب رشته‌ خود می‌شوند.

من سراغ دارم پرستارانی که وارد بورس شده‌اند یا در شرکت ایران خودرو مشغول کار هستند. دریافتی‌ها بسیار کم است، مبتنی بر عملکرد نیست و تمام این نارضایتی‌ها هم از این تعرفه آغاز می‌شود. پرستاری که کارشناسی ارشد دارد، بیمار را جابه‌جا می‌کند، وی را به سرویس بهداشتی می‌برد و… با خودش این فکر را نمی‌کند با این حقوق کم چرا باید این کارها را انجام دهم؟» وی در مورد عوارض‌های روانی حرفه‌ پرستاری می‌گوید: «ما دیگر به مشکلات روانی عادت کرده‌ایم، درست است که با غم بیمار غمگین می‌شویم و یا با فوتش مدتی ناراحت می‌شویم.

حتی وقتی دختر ۱۷ ساله‌ای سر زایمان، جانش را از دست می‌دهد، فکر آن که دختر من هم ۱۷ سال دارد واقعا عذاب‌آور است اما عمده‌ مشکلات پرستاران عوارض جسمانی است. بودن در محیط‌های آلوده، سر و کله زدن با بیمارهای ایدزی و هپاتیتی و… تمامی این موارد بر روی پرستارها اثر دارد. ما پرستاری داشتیم که بیمار به وی نگفته ایدز دارد و پرستار متاسفانه مبتلا به این بیماری شده، همین‌طور در مورد هپاتیت. متاسفانه هیچگونه حمایتی برای این دسته موارد پیش‌بینی نشده است. من منکر لذت‌بخش بودن این حرفه نمی‌شوم اما شرایط حاکم، کاری کرده است که این رشته لذت‌بخش نباشد.

اینکه خدا مشکل بنده‌هایش را در مهارت دست‌های یک فرد دیگر قرار می‌دهد بسیار لذت‌بخش است ولی ای کاش قانونی برای ارتقاء بهره‌وری این شغل بگذارند و اجازه ندهند این انگیزه‌ها از بین برود. ما به نیروی پرستار محتاجیم.

حقوق ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار تومانی پرستاران

یکی از پرستاران بیمارستان خصوصی با سابقه ۲۳ ساله که در صدد بازنشستگی است، می‌گوید: «به دنبال کارهای بیمه‌ام که رفته‌ام، می‌گویند برای شما در ۱۰ سال اخیر بیمه رد نشده اما بیمارستان می‌گوید پرداخت کرده‌ایم، فعلا درگیردار بیمه و بیمارستان هستم».

وی که از کمبود حقوق خود شاکی است ادامه می‌دهد: «شیفت‌های سنگین، فرسودگی‌های شغلی، روزهای تعطیل سرکار آمدن بدون آنکه اضافه‌کاری محسوب شود مگر روزهای تعطیل رسمی مانند اعیاد، عوارض روانی از جمله افسردگی، با پایه حقوق ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان می‌ارزد؟ من به‌عنوان شخصی که بیش از ۲۰سال است به این حرفه مشغولم با این درآمد نتواسته‌ام نه خانه بخرم و نه ماشین.

در صورتی که در بیمارستان‌های دولتی از این خبرها نیست. پایه حقوق آنها بالاتر است و در کنارش نیز یکسری مزایایی می‌گیرند. یکی از معضلات جامعه‌ی پرستاری، کمبود نیرو است ولی ما برای جبران آن چه می‌کنیم؟ این درست است که دانشجویان ترم ۸ را نه به‌عنوان دستیار بلکه به‌عنوان یک پرستار درنظر بگیریم؟

اوایلی که ما پرستار شدیم، تجربه نداشتیم اما هر کداممان پایان طرح را گذرانده بودیم اما این دانشجویان چطور؟ نه تنها تجربه ندارند بلکه فاقد حس مسئولیت‌پذیری هستند و تمام مسئولیت‌ها بر عهده‌ پرستاران با سابقه می‌افتد. آنها دهه‌ هفتادی هستند و با سایر دهه‌ها کاملا متفاوتند.

این پرستاران حرمت و دیوار بین مریض و همراه با خودشان را بر می‌دارند» وی در مورد رابطه‌ همراهان بیمار با پرستار گفت: «نمی‌توان نسخه‌ کاملی ارائه داد. این بستگی به خود پرستار و همراه دارد. البته همراه حق دارد بی‌تابی کند، استرس داشته باشد و ما هم با حوصله سعی می‌کنیم دلداری و آرامش دهیم».

این خانم در مورد تفاوت پرستار با سرپرستار و سوپروایزر می‌گوید: «سوپروایزرها و سرپرستارها طبق روابط به این درجه می‌رسند نه ضوابط. آنها نه در تعطیلات سر کار می‌آیند، نه شیفت می‌مانند، فقط شیفت‌های اداری به بیمارستان می‌آیند و به مراتب حقوق بالاتر از ما پرستاران می‌گیرند.

من حقوقم را با پزشکان نمی‌سنجم بلکه در میان خود کادر پرستاران تفاوت حقوقی بسیار زیاد است. در مورد فرسودگی‌های جسمی هم باید بگویم بیشترین ناراحتی‌ها مربوط به کمردرد، پادرد، شانه درد می‌شود. ما معاینات سالیانه داریم و جالب آن است که هر سال می‌گویند چقدر نیروها فرسوده هستند.»

فنلاند؛ اعتصاب و تظاهرات در اعتراض به سیاست های ریاضتی

اعتصاب گسترده در فنلاند در اعتراض به سیاست های ریاضت اقتصادی دولت روز جمعه باعث توقف فعالیت بنادر، راه آهن و کارخانه های تولید کاغذ در این کشور شد.

به گزارش۱۸سپتامبریورونیوز،بیش از ۳۰ هزار نفر در هلسینکی پایتخت فنلاند در اعتراض به دولت این کشور که قصد دارد مزایای کارگران از جمله اضافه کاری، تعطیلات و مزایای بیماری آنها را قطع کند، دست به اعتراض زدند. این اعتصاب بزرگترین اعتراض عمومی در فنلاند از سال ۱۹۹۱ تاکنون می باشد.

بیست وهفتم شهریورماه۱۳۹۴

akhbarkargari2468@gmail.com

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad.se